نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸۲ - قوامی خوافی رضاقلی خان هدایت

رضاقلی خان هدایت / روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

اسمش میرقوام الدّین نصراللّه. در بدو حال ملازمت می‌نمود. مگر بر پیرزنی حکمی نوشته بود و محصل پیرزن را آزار کرده. گفت: ای قوام الدین از خدا شرم نمی‌کنی که بر چون من عجوزه ظلم روا می‌داری؟ این سخن بر دل وی اثر کرده، دوات و قلم خود را در زیر سنگ شکسته، تائب شد و رو به عبادت آوردو به خدمت مشایخ رسید. صاحب مقام عالی گردید. کتابی در طریقت تصنیف کرده مسمی به جنون المجانین است. کلمات بدیع و سخنان غریب در آن مندرج است. غرض، معاصر شاهرخ میرزا و ولادتش در سنهٔ ۷۳۴ و وفاتش در سنهٔ ۸۳۰ بوده. محمد عوفی با وی ملاقات نمود. این رباعی از اوست:

آخر بکند فلک شمار من و تو

باز اندازد به حشر کار من و تو

هم پیش من و پیش تو آرد آن روز

کردار من و تو کردگار من و تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

میراقوام الدین نصرالله در ابتدا به عنوان ملازم فعالیت می‌کرد، اما پس از اینکه بر پیرزنی حکمی نوشت و او را آزار داد، از اعمال خود پشیمان شد و به عبادت روی آورد. او به مشایخی پیوست و مقام خاصی یافت و کتابی در طریقت به نام "جنون المجانین" نوشت که حاوی کلمات بدیع و سخنان غریب است. وی در سال ۷۳۴ هجری متولد و در سال ۸۳۰ هجری وفات یافت. همچنین محمد عوفی با او ملاقات کرده و از او رباعی‌ای نقل کرده است.