بخش ۸۳ - کمال اصفهانی رضاقلی خان هدایت
رضاقلی خان هدایت / روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
و هُوَ حکیم کمال الدین زیاد. از فحول حکمای زمان خود برتری داشته و همت بر انزوا و عزلت میگماشته. همهٔ اهل تذکره او را توصیف نموده و به فضایل ستودهاند. از اوست:
این عرصه که گفت خوش جهانی است
خاکش بر سر که خاکدانی است
عاقل به خدا اگر گزیند
گردی که فراز او دخانی است
در لاله نگر به چشم عبرت
کان عارض خوب نوجوانی است
رنگ رخ زرد عاشقان است
هر جای که برگ زعفرانی است
بر گلبن اگر گلی بخندد
بگری که لب شکر بیانی است
از خاک بنفشهای که روید
میدان که کلالهٔ جوانی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
کمالالدین زیاد از حکمای برجسته زمان خود بوده و به زندگی انزواطلبانهای پرداخته است. او توسط دیگران به خاطر فضایلش ستایش شده است. در اشعارش به زیباییهای دنیا و جوانی اشاره میکند و با تصاویری از طبیعت و عشق، به تفاوتهای گذرا و زیباییهای زندگی پرداخته است. به طور کلی، او از زیباییهای ظاهری و عواطف انسانی سخن به میان میآورد و بر اهمیت عشق و زیبایی تأکید میکند.