نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۴ رودکی

رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

سماع و بادهٔ گلگون و لعبتان چو ماه

اگر فرشته ببیند دراوفتد در چاه

نظر چگونه بدوزم که بهر دیدن دوست

ز خاک من همه نرگس دمد به جای گیاه

کسی که آگهی از ذوق عشق جانان یافت

ز خویش حیف بود، گر دمی بود آگاه

به چشمت اندر بالار ننگری تو به روز

به شب به چشم کسان اندرون ببینی کاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به وصف لذت‌های عشق و حالاتی که به همراه آن به وجود می‌آید می‌پردازد. او با استفاده از تصاویری مثل سماع، باده و زیبایی‌های ماه، احساسات عمیق و شور و شوق ناشی از عشق را توصیف می‌کند. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که اگر کسی طعم عشق را بچشد، نمی‌تواند به زندگی خود قبل از آن برگردد. در نهایت، شاعر به تضاد دیدن معشوق در روز و شب اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشق گاهی در لحظات تاریک و پنهان بیشتر خودش را نمایان می‌کند.