نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ - زمانه رودکی

رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

زمانه پندی آزادوار داد مرا

زمانه چون نگری سر به سر همه پند است

به روزِ نیکِ کسان گفت: تا، تو غم نخوری!

بسا کسا که به روزِ تو آرزومند است

زمانه گفت مرا خشم خویش دار نگاه

که‌را زبان نه به بند است، پای در بند است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شاعر با تأمل در رفتار و وقایع زمانه، به اهمیت پندهای آن اشاره می‌کند. او می‌گوید که زمانه همواره درس‌های عبرتی دارد و برای جلوگیری از غم و اندوه، باید در روزهای خوب به یاد آرزوهای دیگران بود. همچنین، شاعر هشدار می‌دهد که باید از خشم زمانه خودداری کرد، چرا که زبان نمی‌تواند محدودیت‌ها را تحمل کند، اما بدن در قید و بند است.