شمارهٔ ۲۴ رودکی
رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
پیشم آمد بامداد آن دلبر از راه شکوخ
با دو رخ از شرم لعل و با دو چشم از سحر شوخ
آستین بگرفتمش، گفتم که: مهمان من آی
داد پوشیده جوابم: مورد و انجیر و کلوخ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این دو بیت از سر زده آمدن دلبر، با رخساری برفروخته و چشمانی شوخ از جادو سخن میگوید. هنگاهی که از او میخواهد که بماند، [دلبر] سرپوشیده پاسخ میدهد: نمیشود که نمیشود!