نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸ رودکی

رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر باد، که از سوی بخارا به من آید

با بوی گل و مشک و نسیم سمن آید

بر هر زن و هر مرد، کجا بروزد آن باد

گویی مگر آن باد همی از ختن آید

نی نی، ز ختن باد چنو خوش نوزد هیچ

کان باد همی از بر معشوق من آید

هر شب نگرانم به یمن تا تو برآیی

زیرا که سهیلی و سهیل از یمن آید

کوشم که بپوشم، صنما، نام تو از خلق

تا نام تو کم در دهن انجمن آید

با هرکه سخن گویم، اگر خواهم وگر نی

اول سخنم نام تو اندر دهن آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف بادی می‌پردازد که از سوی بخارا می‌آید و بویی خوش از گل و مشک به همراه دارد. وی به زیبایی اشاره می‌کند که این باد هر جا بوزد، شادی و زیبایی را به ارمغان می‌آورد و گویی از شهر ختن می‌آید. اما شاعر به وضوح اعلام می‌کند که این باد، در واقع خاص معشوق اوست و از جانب او می‌وزد. او شب‌ها نگران است تا دیداری با معشوقش داشته باشد و از یمن، جایی که ستاره‌ای به نام سهیل می‌آید، امید دارد. شاعر تلاش می‌کند نام معشوقش را از بقیه پنهان نگه دارد، اما هر زمانی که با کسی صحبت می‌کند، نام او در ابتدا بر زبانش می‌آید.