شمارهٔ ۶۷ رودکی
رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
زندگانی چه کوته و چه دراز
نه به آخر بمرد باید باز؟
هم به چنبر گذار خواهد بود
این رسن را، اگرچه هست دراز
خواهی اندر عنا و شدت زی
خواهی اندر امان به نعمت و ناز
خواهی اندکتر از جهان بپذیر
خواهی از ری بگیر تا به طراز
این همه باد و بود تو خواب است
خواب را حکم نی، مگر به مجاز
این همه روز مرگ یکسانند
نشناسی ز یک دگرشان باز
ناز، اگر خوب را سزاست به شرط
نسزد جز تو را کرشمه و ناز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر اشاره به زودگذر بودن زندگی دارد. بیان میکند که زندگی، چه بلند و چه کوتاه، در نهایت به مرگ خواهد انجامید و انسانها باید با این واقعیت کنار بیایند. حتی اگر در زندگی در شرایط خوب و آرامش باشند یا در سختی، در نهایت همه اینها به خواب و خیال میماند. روزها و تجربیات زندگی همگی مشابه و یکسان هستند و نمیتوان تفاوت زیادی بین آنها قائل شد. همچنین بر اهمیت اینکه زیبایی و ناز را فقط در مورد معشوق مناسب نام میبرد، تأکید میکند.