شمارهٔ ۷۲ رودکی
رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
گر نه بدبختمی، مراکه فگند؟
به یکی جاف جاف زود غَرَس
او مرا پیش شیر بپسندد
من نتاوم برو نشسته مگس
گرچه نامردم است، مهر و وفاش
نشود هیچ از این دلم پرگس
گیردی آب جوی رز پندام
چون بود بسته بنک راه ز خس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به احساس ناکامی و بدبختی خود اشاره دارد. او از اینکه در این دنیا مورد پسند نیست، ناامید و ناراحت است. او خود را در شرایطی میبیند که نمیتواند بر مشکلات غلبه کند و از وفاداری دیگران ناامید است. در نهایت، به تلفیق زیبایی و سختیها میپردازد و به این نکته اشاره میکند که حتی اگر امیدی نداشته باشد، همچنان باید در زندگی تلاش کند.