نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱ - در مدح نصر بن احمد سامانی رودکی

رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

همی برآیم با آن که برنیاید خلق

و برنیایم با روزگار خورده گریز

چو فضل میرابوالفضل بر همه ملکان

چو فضل گوهر و یاقوت بر نبهره پشیز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر بیان می‌کند که در تلاش است تا به سطحی بالاتر از دیگران برسد، حتی اگر دیگران از این تلاش او بی‌خبر باشند. او به فضل و نیکویی میرابوالفضل اشاره می‌کند که بر همه پادشاهان برتری دارد و آن را به ارزش گوهر و یاقوت که بر چیزی بی‌ارزش در دریا می‌درخشد، تشبیه می‌کند. در واقع، شاعر می‌خواهد بگوید که برگزیدگی و استعداد او فراتر از زمان و شرایط موجود است.