نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴ رودکی

رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چون گُسی کردمت به دستک خویش

گنه خویش بر تو افگندم

خانه از روی تو تهی کردم

دیده از خون دل بیاگندم

عجب آید مرا ز کردهٔ خویش

کز در گریه‌ام، همی خندم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از خیانت یا جدایی سخن می‌گوید. او به شخصی که در زندگی‌اش بوده اشاره می‌کند و می‌گوید که به خاطر رفتار خود او، گناهش را به دوش او می‌اندازد. شاعر احساس درد و اندوه دارد و خانه‌ای که زمانی با محبت ساخته بودند، اکنون خالی و بی‌روح شده است. همچنین ابراز تعجب می‌کند که چگونه با وجود گریه و درد، هنوز می‌تواند بخندد. این تناقض در احساسات نشان‌دهنده پیچیدگی وضعیت عاطفی اوست.