نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ رودکی

رودکی سمرقندی / ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آن گرنج و آن شکر برداشت پاک

وندر آن دستار آن زن بست خاک

باز کرد از خواب زن را نرم و خوش

گفت: دزدانند و آمد پای پش

آن زن از دکان فرود آمد چو باد

پس فلرزنگش به دست اندر نهاد

شوی بگشاد آن فلرزش، خاک دید

کرد زن را بانگ و گفتش: ای پلید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، زنی که در حال خواب است، ناگهان بیدار می‌شود و به دلیل صدای دزدان به سرعت از دکان پایین می‌آید. او در دستانش شیء‌ای به نام "فلرزنگ" (ظاهراً نوعی زیور یا ابزار) می‌گیرد. شوهرش وقتی آن فلرزنگ را می‌بیند، متوجه خاکی که روی آن نشسته است می‌شود و به زن می‌گوید که او پلید است.