نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰ - در مدح سیف الدوله ابوالقاسم محمود بن سلطان ابراهیم غزنوی ابوالفرج رونی

ابوالفرج رونی / قصاید / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

آمد آن مایه سعادت باز

کز جهان ملک را به دوست نیاز

تخت او را سپهر گشته رهی

بخت او را زمانه برده نماز

حزم او پیش بین سیاه و سپید

عزم او پیش رو نشیب و فراز

«رأی او برگشاده گوش یقین

جود او برکشیده دیده آز

سیف دولت رسیده زو به هنر

عز ملت گرفته زو پرواز

خلق را عهدش اوفتاده درست

خطبه را نامش آمده دمساز

در زمان زوست هر چه هست خطر

بر زمین زوست هر چه هست آواز

عقل با حکم او گذارد گام

فضل با طبع او گشاید راز

ظلم کوتاه دست گشت ازانک

کرد عدلش برفق پای دراز

سال و مه از نهیب هیبت او

شب و روز اوفتاده در تک و تاز

بحر اگر خاک سهم او سپرد

آب جز تشنه زو نگردد باز

آنکه از حشر و از حقیقت آن

رود اندر سخن به راه مجاز

گوید این جرم روز مظلمتش

با دگر مجرمان یکی بگداز

تا ببیند که پیش شاه برو

گردد اعضای او همه غماز

ای ترا عدل برنهاده به جان

وی تو را ملک پروریده به ناز

کمر امر تست با جوزا

حذر نهی تست با مجتاز

صلح و جنگ تو شادی آمد و غم

خصم و خشم تو تیهو آمد و باز

هر که حرز هوات بر جان بست

نایدش دیو حادثات فراز

«سر گردنکشان همی بشکن

گردن سرکشی همی به فراز»

دوستی را به دوستان بنمای

دشمنی را به دشمنان پرداز

تا ز آغازها بود فرجام

تا به فرجام ها رسد آغاز

همه در کوی بختیاری پوی

همه سوی بزرگواری تاز

دشمنان را بدار و گیر طلب

دوستان را بعز و ناز نواز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره ویژگی‌های یک پادشاه خوشبخت و موفق است که در آن به روابط او با مردم و قدرتش در اداره کشور اشاره شده است. شاعر بر اهمیت عدل و انصاف او تأکید می‌کند و این‌که چگونه اختیاراتش او را در مسیر درست هدایت می‌کند. او به تعادل میان صلح و جنگ، شادی و غم می‌پردازد و از او دعوت می‌کند که دوستی را با دوستانش و دشمنی را با دشمنانش به خوبی رفتار کند. در نهایت، این شعر به اهمیت وفاداری و دوستی در روابط انسانی اشاره می‌کند و توصیه می‌کند که از آغاز تا فرجام، به سمت بزرگواری و فضیلت حرکت کنیم.