شمارهٔ ۵۶ - ایضاً له ابوالفرج رونی
ابوالفرج رونی / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
زهی بزرگ عطاراد سرفراز همام
تو را رسد که گذاری به فضل و رادی گام
تو آن جوادی کز حرص جود معروفت
زبان قمقام آید به کار چون صمصام
ز شاخ بر تو سایل دو مغزه افشاند
بر مبارک آن چون دو مغزه بادام
امل ز دریا پرسید چون خیال تو دید
که تو کدامی و بخشنده خدای کدام
همیشه بادی در کامها رسیده دلت
چنان که از تو جهانی رسیدهاند به کام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر دربارهی بزرگی و فضیلت عطار، شاعر معروف، صحبت میکند. او را ستایش میکند و به جود و بخشندگیاش اشاره دارد. در متن، بیان شده که عطار مانند بادام دوتا مغز دارد، یعنی دارای دو جنبه از وجود است. همچنین، به اینکه همیشه بادی در دلش است که خوشبختی و رضایت را به دیگران میبخشد، اشاره میشود. در کل، شعر به عظمت شخصیت و بخشندگی عطار پرداخته و او را به عنوان نمونهای از کرامت و خوبی معرفی میکند.