شمارهٔ ۷۹ - در جواب نظم نجم دین نامی گفته ابوالفرج رونی
ابوالفرج رونی / قصاید / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
گلی سوی خلد برین میفرستم
شبه پیش در ثمین میفرستم
یکی نقش کژ از پی زیب و زینت
به تحفه بر حور عین میفرستم
کلامی رکیک از پی استفادت
به هدیه به روحالامین میفرستم
همانا کم است این به صد ره ز ذره
که زی آفتاب مُبین میفرستم
ندارد خطر در بر آب حیوان
حلابی که از پارگین میفرستم
فروغی مزور سراسر کثافت
به نوبر به چرخ برین میفرستم
یکی شعله کان هیچ پرتو ندارد
بر حضرت نجم دین میفرستم
هنرپرورا این ز بیخُردِگی دان
که زی خردهدان مهین میفرستم
به ملک سخن در تو جمشید و آنگه
منت از سفالی نگین میفرستم
دریغ ار گزین بودی این نظم زیرا
که نزدیک طبعگزین میفرستم
هزار آفرین تحفه هر صبح و شامی
بدان طبع سِحرآفرین میفرستم
نباشد مرا درخور تو جوابی
به جای جواب آفرین میفرستم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات و اندیشههای خود میپردازد. او گلی از بهشت و هدیههایی به فرشتگان و روحالامین میفرستد، اما در عین حال به نقد زوایای مختلف هنری و ادبی خود نیز اشاره میکند. شاعر با بیان کمبودهای آثارش و عدم تطابق آنها با ارزشها، از خلوص و خلاقیت در هنر سخن میگوید. او خود را در برابر عظمت هنر و کلام ناتوان میبیند و در نهایت به تحسین و ستایش میپردازد تا پاسخی به عظمت کار خود بدهد.