نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸۱ - تفسیر و هو معکم اینما کنتم مولانا

مولانا / دفتر اول / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بار دیگر ما به قصه آمدیم

ما از آن قصه برون خود کی شدیم

گر به جهل آییم آن زندان اوست

ور به علم آییم آن ایوان اوست

ور به خواب آییم مستان وییم

ور به بیداری به دستان وییم

ور بگرییم ابر پر زرق وییم

ور بخندیم آن زمان برق وییم

ور به خشم و جنگ عکس قهر اوست

ور به صلح و عذر عکس مهر اوست

ما کییم اندر جهان پیچ پیچ

چون الف او خود چه دارد هیچ‌هیچ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تفکر دربارهٔ هویت و وضعیت انسانی می‌پردازد. او بیان می‌کند که ما به قصه‌ای که به آن وابسته‌ایم، بازگشته‌ایم و از آن خارج نشده‌ایم. اگر در جهل باشیم، در زندان هستیم و اگر در علم، در فضایی آزاد قرار داریم. شاعر به وضعیت‌های مختلف انسانی اشاره می‌کند: حالت‌های خواب، بیداری، غم و شادی، و همچنین خشم و صلح. در نهایت، او از پیچیدگی‌های وجود انسان در جهان صحبت می‌کند و می‌گوید که در اصل، ما هیچ نیستیم و خود را در حالتی از الف قرار می‌دهیم.