نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷۴ - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را مولانا

مولانا / دفتر اول / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

جمع گشتند آن زمان جمله وحوش

شاد و خندان از طرب در ذوق و جوش

حلقه کردند او چو شمعی در میان

سجده آوردند و گفتندش که هان

تو فرشتهٔ آسمانی یا پری

نی تو عزرائیل شیرانِ نری

هرچه هستی جان ما قربان تُست

دست بُردی دست و بازویت درست

راند حق این آب را در جوی تو

آفرین بر دست و بَر بازوی تو

باز گو تا چون سگالیدی به مکر

آن عوان را چون بمالیدی به مکر

بازگو تا قصّه درمانها شود

بازگو تا مرهمِ جانها شود

بازگو کز ظلم آن اِستم‌نُما

صد هزاران زخم دارد جان ما

گفت تأییدِ خدا بُد ای مِهان

ورنه خرگوشی که باشد در جهان

قوّتم بخشید و دل را نور داد

نورِ دل مر دست و پا را زور داد

از بَرِ حق می‌رسد تفضیلها

باز هم از حق رسد تبدیلها

حق بدور نوبت این تأیید را

می‌نماید اهل ظنّ و دید را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

وحوش گرد هم آمده و شاد و خندان، دور شخصی که مانند شمع وسط آنهاست، حلقه زده‌اند. آنها به او می‌گویند که آیا او فرشته‌ای آسمانی است یا پری، و اظهار می‌کنند که جانشان فدای او است. سپس از او می‌خواهند تا داستانی از قدرت و مکر خود را بازگو کند که می‌تواند مرهمی بر زخم‌هایشان باشد. او پاسخ می‌دهد که این قدرت از خداست و خداوند نور و قوت را به او عطا کرده است. او اشاره می‌کند که این نعمت‌ها از حق و اساس وجود آمده و متوجه می‌شود که کسانی که به حقیقت ایمان دارند، همواره در دستیابی به فضل و تفضیل موفق خواهند بود.