نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸۵ - صفت اجنحهٔ طیور عقول الهی مولانا

مولانا / دفتر اول / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قصهٔ طوطی جان زین سان بود

کو کسی کو محرم مرغان بود

کو یکی مرغی ضعیفی بی‌گناه

و اندرون او سلیمان با سپاه

چون به نالد زار بی‌شکر و گله

افتد اندر هفت گردون غلغله

هر دمش صد نامه صد پیک از خدا

یا ربی زو، شصت لبیک از خدا

زلت او به ز طاعت نزد حق

پیش کفرش جمله ایمانها خلَق

هر دمی او را یکی معراج خاص

بر سر تاجش نهد صد تاج خاص

صورتش بر خاک و جان بر لامکان

لامکانی فوق وهم سالکان

لامکانی نه که در فهم آیدت

هر دمی در وی خیالی زایدت

بل مکان و لامکان در حکم او

همچو در حکم بهشتی چار جو

شرح این کوته کن و رخ زین بتاب

دم مزن والله اعلم بالصواب

باز می‌گردیم ما ای دوستان

سوی مرغ و تاجر و هندوستان

مرد بازرگان پذیرفت این پیام

کو رساند سوی جنس از وی سلام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

قصه طوطی جان درباره یک مرغ ضعیف و بی‌گناه است که در درونش سلیمان و سپاهش قرار دارند. هرگاه این مرغ نالان باشد، غوغایی در آسمان‌ها برپا می‌شود و پیام‌هایی از جانب خدا به او می‌رسد. در حالی که در برابر کفرش، ایمان‌های بسیاری وجود دارد. او هر بار به مقام خاصی می‌رسد و مانند تاجی بر سرش قرار می‌گیرد. این داستان به تمایز بین مکان و لامکان و مفاهیم عمیق وجود اشاره دارد. در پایان، قصه به سوی بازرگانی می‌چرخد که پیامی از مرغ به هندوستان می‌برد.