نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰۹ - پذیرا آمدن سخن باطل در دل باطلان مولانا

مولانا / دفتر دوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گفت اینک راست پَذْرُفتم به جان

کَژ نماید راست در پیش کَژان

گر بگویی اَحولی را: «مَه، یکی‌ست»

گویدت: «این دُوست و، در وحدت شَکی‌ست»

وَر بَرو خندد کسی، گوید: دو است

راست دارد، این سزای بَدخو است

بر دروغان، جمع می‌آید دروغ

للخبیثات الخبیثین زد فروغ

دل‌فراخان را بُوَد دستِ فراخ

چشم‌کوران را عِثارِ سنگ‌لاخ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مفهوم حقیقت و دروغ می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که حقیقت در حضور انسان‌های نادرست، به اشتباه درک می‌شود. همچنین اشاره می‌کند که هرگاه حقیقت را در برابر دروغ بگذاریم، دروغ خود را بیشتر نشان می‌دهد. او به این نکته می‌پردازد که در میان انسان‌های نیکو، حقیقت و دوستی وجود دارد اما در میان افراد بد، تنها دروغ و خندیدن به حقیقت دیده می‌شود. در نهایت، شاعر به این باور می‌رسد که دل‌های پاک به حقیقت دست می‌یابند و چشم‌های نادان نمی‌توانند شاهد نور حقیقت باشند.