بخش ۶۸ - نالیدن معاویه به حضرت حق تعالی از ابلیس و نصرت خواستن مولانا
مولانا / دفتر دوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
این حدیثش همچو دودست ای اله
دست گیر ار نه گلیمم شد سیاه
من به حجت بر نیایم با بلیس
کوست فتنهٔ هر شریف و هر خسیس
آدمی کو علم الاسما بگست
در تک چون برق این سگ بی تکست
از بهشت انداختش بر روی خاک
چون سمک در شست او شد از سماک
نوحهٔ انا ظلمنا میزدی
نیست دستان و فسونش را حدی
اندرون هر حدیث او شرست
صد هزاران سحر در وی مضمرست
مردی مردان ببندد در نفس
در زن و در مرد افروزد هوس
ای بلیس خلقسوز فتنهجو
بر چیم بیدار کردی راست گو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به موضوعاتی درباره فتنهانگیزی و خطرات ناشی از آن در وجود انسان اشاره دارد. شاعر به خداوند التماس میکند که او را نجات دهد، زیرا میداند که شیطان باعث ایجاد وسوسه و گمراهی میشود. او به یاد آدم میافتد که به خاطر خطای خود از بهشت رانده شد و نحوهٰی فریب خوردن انسانها را بیان میکند. در نهایت، تاکید میکند که درون هر گفتاری ممکن است شر و سحر پنهان باشد و انسانها باید در برابر وسوسهها هوشیار باشند.