بخش ۷۳ - راست گفتن ابلیس ضمیر خود را به معاویه مولانا
مولانا / دفتر دوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
از بن دندان بگفتش بهر آن
کردمت بیدار میدان ای فلان
تا رسی اندر جماعت در نماز
از پی پیغامبر دولتفراز
گر نماز از وقت رفتی مر تو را
این جهان تاریک گشتی بی ضیا
از غبین و درد رفتی اشکها
از دو چشم تو مثال مشکها
ذوق دارد هر کسی در طاعتی
لاجرم نشکیبد از وی ساعتی
آن غبین و درد بودی صد نماز
کو نماز و کو فروغ آن نیاز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به اهمیت و ارزش نماز در زندگی اشاره دارد. شاعر با نگاهی انتقادی به فردی میگوید که باید از خواب بیدار شود و به جماعت نماز برسد. او تأکید میکند که اگر نماز را در وقت خود نخوانی، زندگیات تاریک و پر از درد خواهد شد. دلتنگی و اشکهای او نشانهی غم و اندوهش است، و در نهایت با اشاره به لذت عبادت، به این نکته میپردازد که هیچ چیز نمیتواند جایگزین نماز و نور آن شود.