بخش ۱۰۹ - در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شود مولانا
مولانا / دفتر سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
در فرو بست و برفت آنگه شتاب
سوی محراب و دعای مستجاب
حق نمودش آنچ بنمودش تمام
گشت واقف بر سزای انتقام
روز دیگر جمله خصمان آمدند
پیش داود پیمبر صف زدند
همچنان آن ماجراها باز رفت
زود زد آن مدعی تشنیع زفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شخصی که به دعا و عبادت میپردازد، به آرامش و درخواست از خداوند میپردازد و خداوند نیز او را از حقایق آگاه میکند. روز بعد، دشمنان او جمع میشوند تا با داود پیغمبر مواجه شوند و ماجراهای گذشته دوباره تکرار میشود. در این میان، فرد مدعی و طلبکار به تندی انتقاد میکند.