نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲۴ - حکایت خرگوشان کی خرگوشی راپیش پیل فرستادند کی بگو کی من رسول ماه آسمانم پیش تو کی ازین چشمه آب حذر کن چنانک در کتاب کلیله تمام گفته است مولانا

مولانا / دفتر سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

این بدان ماند که خرگوشی بگفت

من رسول ماهم و با ماه جفت

کز رمهٔ پیلان بر آن چشمهٔ زلال

جمله نخجیران بدند اندر وبال

جمله محروم و ز خوف از چشمه دور

حیله‌ای کردند چون کم بود زور

از سر که بانگ زد خرگوش زال

سوی پیلان در شب غرهٔ هلال

که بیا رابع عشر ای شاه‌پیل

تا درون چشمه یابی این دلیل

شاه‌پیلا من رسولم پیش بیست

بر رسولان بند و زجر و خشم نیست

ماه می‌گوید که ای پیلان روید

چشمه آن ماست زین یکسو شوید

ورنه منتان کور گردانم ستم

گفتم از گردن برون انداختم

ترک این چشمه بگویید و روید

تا ز زخم تیغ مه ایمن شوید

نک نشان آنست کاندر چشمه ماه

مضطرب گردد ز پیل آب‌خواه

آن فلان شب حاضر آ ای شاه‌پیل

تا درون چشمه یابی زین دلیل

چونک هفت و هشت از مه بگذرید

شاه‌پیل آمد ز چشمه می‌چرید

چونک زد خرطوم پیل آن شب درآب

مضطرب شد آب ومه کرد اضطراب

پیل باور کرد از وی آن خطاب

چون درون چشمه مه کرد اضطراب

مانه زان پیلان گولیم ای گروه

که اضطراب ماه آردمان شکوه

انبیا گفتند آوه پند جان

سخت‌تر کرد ای سفیهان بندتان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این داستان، خرگوشی به پیلان پیام می‌دهد که ماه از آن‌ها می‌خواهد تا به چشمه زلال بروند. پیلان به خاطر ترس از چشمه و کمبود قدرت نمی‌توانند بروند، اما خرگوش به آن‌ها می‌گوید که ماه ضمانت می‌دهد اگر به چشمه نروند، عذاب خواهند دید. در نهایت، پیلان به چشمه نزدیک می‌شوند، و با وارد شدن خرطوم‌شان به آب، اضطرابی در آب ایجاد می‌شود که باعث می‌شود احساس کنند که واقعیاتی در کار است. داستان به انتقاد از سادگی و باورهای غلط در مواجهه با حقیقت و خطرات پرداخته است و به ما یادآوری می‌کند که نباید فریب وعده‌های توخالی را بخوریم.