نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲۹ - جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمان مولانا

مولانا / دفتر سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

سر آن خرگوش دان دیو فضول

که به پیش نفس تو آمد رسول

تا که نفس گول را محروم کرد

ز آب حیوانی که از وی خضر خورد

بازگونه کرده‌ای معنیش را

کفر گفتی مستعد شو نیش را

اضطراب ماه گفتی در زلال

که بترسانید پیلان را شغال

قصهٔ خرگوش و پیل آری و آب

خشیت پیلان ز مه در اضطراب

این چه ماند آخر ای کوران خام

با مهی که شد زبونش خاص و عام

چه مه و چه آفتاب و چه فلک

چه عقول و چه نفوس و چه ملک

آفتاب آفتاب آفتاب

این چه می‌گویم مگر هستم بخواب

صد هزاران شهر را خشم شهان

سرنگون کردست ای بد گم‌رهان

کوه بر خود می‌شکافد صد شکاف

آفتابی از کسوفش در شغاف

خشم مردان خشک گرداند سحاب

خشم دلها کرد عالمها خراب

بنگرید ای مردگان بی حنوط

در سیاستگاه شهرستان لوط

پیل خود چه بود که سه مرغ پران

کوفتند آن پیلکان را استخوان

اضعف مرغان ابابیلست و او

پیل را بدرید و نپذیرد رفو

کیست کو نشنید آن طوفان نوح

یا مصاف لشکر فرعون و روح

روحشان بشکست و اندر آب ریخت

ذره ذره آبشان بر می‌گسیخت

کیست کو نشنید احوال ثمود

و آنک صرصر عادیان را می‌ربود

چشم باری در چنان پیلان گشا

که بدندی پیل‌کش اندر وغا

آنچنان پیلان و شاهان ظلوم

زیر خشم دل همیشه در رجوم

تا ابد از ظلمتی در ظلمتی

می‌روند و نیست غوثی رحمتی

نام نیک و بد مگر نشنیده‌اید

جمله دیدند و شما نادیده‌اید

دیده را نادیده می‌آرید لیک

چشمتان را وا گشاید مرگ نیک

گیر عالم پر بود خورشید و نور

چون روی در ظلمتی مانند گور

بی نصیب آیی از آن نور عظیم

بسته‌روزن باشی از ماه کریم

تو درون چاه رفتستی ز کاخ

چه گنه دارد جهانهای فراخ

جان که اندر وصف گرگی ماند او

چون ببیند روی یوسف را بگو

لحن داودی به سنگ و که رسید

گوش آن سنگین دلانش کم شنید

آفرین بر عقل و بر انصاف باد

هر زمان والله اعلم بالرشاد

صدقوا رسلا کراما یا سبا

صدقوا روحا سباها من سبا

صدقوهم هم شموس طالعه

یومنوکم من مخازی القارعه

صدقوهم هم بدور زاهره

قبل ان یلقوکم بالساهره

صدقوهم هم مصابیح الدجی

اکرموهم هم مفاتیح الرجا

صدقوا من لیس یرجو خیرکم

لا تضلوا لا تصدوا غیرکم

پارسی گوییم هین تازی بهل

هندوی آن ترک باش ای آب و گل

هین گواهیهای شاهان بشنوید

بگرویدند آسمانها بگروید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری عمیق و فلسفی است که به بررسی موضوعاتی از جمله قدرت، ظلم، و تجربه بشری می‌پردازد. داستان خرگوش و پیلان به عنوان تمثیلی برای ترس و اضطراب در برابر نیروهای بزرگ‌تر و نامردمی است. شاعر از شخصیت‌ها و رویدادهای تاریخی، مانند طوفان نوح و فرعون، یاد کرده و به ما می‌آموزد که انسان‌ها در برابر خشم و ظلم باید هوشیار باشند. همچنین، شاعر به نوری که در عالم وجود دارد اشاره می‌کند و بر لزوم بیداری و بینش افراد تأکید می‌کند تا از تاریکی‌ها و ناامیدی‌ها رهایی یابند. در کل، این شعر دعوت به فکر و تأمل در مورد شرایط انسانی و جهان دارد و ما را به جستجوی حقیقت و نور الهی ترغیب می‌کند.