نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۵۶ - وحی آمدن از حق تعالی به موسی کی بیاموزش چیزی کی استدعا کند یا بعضی از آن مولانا

مولانا / دفتر سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گفت یزدان تو بده بایست او

برگشا در اختیار آن دست او

اختیار آمد عبادت را نمک

ورنه می‌گردد بناخواه این فلک

گردش او را نه اجر و نه عقاب

که اختیار آمد هنر وقت حساب

جمله عالم خود مسبح آمدند

نیست آن تسبیح جبری مزدمند

تیغ در دستش نه از عجزش بکن

تا که غازی گردد او یا راه‌زن

زانک کرمنا شد آدم ز اختیار

نیم زنبور عسل شد نیم مار

مومنان کان عسل زنبوروار

کافران خود کان زهری همچو مار

زانک مؤمن خورد بگزیده نبات

تا چو نحلی گشت ریق او حیات

باز کافر خورد شربت از صدید

هم ز قوتش زهر شد در وی پدید

اهل الهام خدا عین الحیات

اهل تسویل هوا سم الممات

در جهان این مدح و شاباش و زهی

ز اختیارست و حفاظ آگهی

جمله رندان چونک در زندان بوند

متقی و زاهد و حق‌خوان شوند

چونک قدرت رفت کاسد شد عمل

هین که تا سرمایه نستاند اجل

قدرتت سرمایهٔ سودست هین

وقت قدرت را نگه دار و ببین

آدمی بر خنگ کرمنا سوار

در کف درکش عنان اختیار

باز موسی داد پند او را بمهر

که مرادت زرد خواهد کرد چهر

ترک این سودا بگو وز حق بترس

دیو دادستت برای مکر درس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره اختیار و آزادی انسان در عمل و عبادت است. شاعر به این موضوع اشاره می‌کند که انسان دارای اختیار است و باید از این اختیار به درستی استفاده کند. اعمال انسان نتیجه انتخاب‌های اوست و قدرت و اختیار به او اجازه می‌دهد که میان خیر و شر انتخاب کند. شاعر به تضاد بین مومنان و کافران نیز اشاره می‌کند و می‌گوید که مومنان از نعمت اختیار برای انتخاب راه درست بهره‌مند می‌شوند، در حالی که کافران به تلخی و زهر اعمال خود می‌رسند. در ادامه، به اهمیت درک و نگه‌داری از این قدرت اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که انسان باید از اختیار خود به درستی استفاده کند، چرا که در غیر این صورت، اعمال و زندگی‌اش بی‌ثمر خواهد بود. در نهایت، شاعر با نقل پندهایی از موسی علیه‌السلام به اهمیت پرهیز از وسوسه‌ها و مکرها تأکید می‌کند و هشدار می‌دهد که انسان باید همواره هوشیار باشد.