نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۷۳ - آداب المستمعین والمریدین عند فیض الحکمة من لسان الشیخ مولانا

مولانا / دفتر سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بر ملولان این مکرر کردنست

نزد من عمر مکرر بردنست

شمع از برق مکرر بر شود

خاک از تاب مکرر زر شود

گر هزاران طالب‌اند و یک ملول

از رسالت باز می‌ماند رسول

این رسولان ضمیر رازگو

مستمع خواهند اسرافیل‌خو

نخوتی دارند و کبری چون شهان

چاکری خواهند از اهل جهان

تا ادبهاشان بجاگه ناوری

از رسالتشان چگونه بر خوری

کی رسانند آن امانت را بتو

تا نباشی پیششان راکع دوتو

هر ادبشان کی همی‌آید پسند

کامدند ایشان ز ایوان بلند

نه گدایانند کز هر خدمتی

از تو دارند ای مزور منتی

لیک با بی‌رغبتیها ای ضمیر

صدقهٔ سلطان بیفشان وا مگیر

اسپ خود را ای رسول آسمان

در ملولان منگر و اندر جهان

فرخ آن ترکی که استیزه نهد

اسپش اندر خندق آتش جهد

گرم گرداند فرس را آنچنان

که کند آهنگ اوج آسمان

چشم را از غیر و غیرت دوخته

همچو آتش خشک و تر را سوخته

گر پشیمانی برو عیبی کند

آتش اول در پشیمانی زند

خود پشیمانی نروید از عدم

چون ببیند گرمی صاحب‌قدم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به نوعی اشاره به ملاحظه‌ها و چالش‌های انسانی در ارتباط با رسالت و وظایف زندگی دارد. شاعر به این نکته می‌پردازد که تکرار زندگی برای افراد بی‌میل و ملول چه گونه اثرگذار است و می‌تواند عمر را به بطالت بگذراند. او به این نکته می‌پردازد که حتی اگر هزاران انسان برای رسالت و هدفی خاص تلاش کنند، اگر یک نفر احساس دلزدگی کند، ممکن است آن رسالت ناتمام بماند. همچنین شاعر از اهمیت ادب و احترام در ارتباطات انسانی سخن می‌گوید و به نوعی اصرار بر این دارد که کسانی که در پی مسئولیت‌های بزرگ هستند، باید با رعایت آداب و به دور از خودخواهی به افکار و نیازهای دیگران توجه کنند. در نهایت، شاعر به تصویرسازی از افرادی می‌پردازد که می‌توانند با اراده و تلاش به قله‌های بلند برسند و از عواطف و احساسات خود به خوبی بهره‌برداری کنند.