بخش ۱۹۱ - ملامت کردن اهل مسجد مهمان عاشق را از شب خفتن در آنجا و تهدید کردن مرورا مولانا
مولانا / دفتر سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قوم گفتندش که هین اینجا مخسپ
تا نکوبد جانستانت همچو کسپ
که غریبی و نمیدانی ز حال
کاندرین جا هر که خفت آمد زوال
اتفاقی نیست این ما بارها
دیدهایم و جمله اصحاب نهی
هر که آن مسجد شبی مسکن شدش
نیمشب مرگ هلاهل آمدش
از یکی ما تابه صد این دیدهایم
نه به تقلید از کسی بشنیدهایم
گفت الدین نصیحه آن رسول
آن نصیحت در لغت ضد غلول
این نصیحت راستی در دوستی
در غلولی خاین و سگپوستی
بی خیانت این نصیحت از وداد
مینماییمت مگرد از عقل و داد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
قوم به او هشدار میدهند که در اینجا نماند، زیرا ممکن است جانش به خطر بیفتد. آنها به او یادآوری میکنند که این مکان را نمیشناسد و هر کس در اینجا بخوابد، ممکن است دچار زوال و مرگ شود. این یک اتفاق نیست و بارها دیدهاند که هر کس در مسجدی شب را سپری کند، نیمهشب به مرگ دچار میشود. آنان به او میگویند که نصیحت حقیقی همانند گفتار پیامبر است و باید از خیانت و نفاق دوری کرد. این نصیحت بر اساس دوستی و صداقت است و باید با عقل و انصاف عمل کند.