نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۰۴ - بیان آنک رفتن انبیا و اولیا به کوهها و غارها جهت پنهان کردن خویش نیست و جهت خوف تشویش خلق نیست بلک جهت ارشاد خلق است و تحریض بر انقطاع از دنیا به قدر ممکن مولانا

مولانا / دفتر سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آنک گویند اولیا در کُه بُوَند

تا ز چشم مردمان پنهان شوند

پیش خلق ایشان فرازِ صد کُه‌اند

گام خود بر چرخ هفتم می‌نهند

پس چرا پنهان شود، کُه‌جو بوَد

کو ز صد دریا و کُه زان سو بوَد

حاجتش نبود به سوی کُه گریخت

کز پیش کرّهٔ فلک صد نعل ریخت

چرخ گردید و ندید او گَردِ جان

تعزیت‌جامه بپوشید آسمان

گر به ظاهر آن پری پنهان بوَد

آدمی پنهان‌تر از پریان بوَد

نزد عاقل زان پری که مُضمرست

آدمی صد بار خود پنهان‌ترست

آدمی نزدیک عاقل چون خفیست

چون بود آدم که در غیب او صفیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مسأله پنهان شدن اولیا (شخصیت‌های معنوی و برگزیده) از نگاه مردمان می‌پردازد. او اشاره می‌کند که این افراد در عین اینکه در عرش بلندی قرار دارند و از کمالات بسیاری برخوردارند، برای مردم عادی قابل دیدن نیستند. شاعر می‌پرسد چرا باید این افراد پنهان شوند، در حالی که همه چیز و همه جا به آن‌ها وابسته است. او به نسبت انسان و پری (موجودات غیر مرئی) اشاره می‌کند و می‌گوید که انسان در واقع از پریان هم پنهان‌تر است. در انتها، او به وضعیت انسان در عالم غیب و احوالات نهان او اشاره می‌کند که نزد عقل، انسان به مراتب پوشیده‌تر از موجودات دیگر است.