نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۷ - بیان آنک علم را دو پرست و گمان را یک پرست ناقص آمد ظن به پرواز ابترست مثال ظن و یقین در علم مولانا

مولانا / دفتر سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

علم را دو پَر، گمان را یک پرست

ناقص آمد ظنْ به پرواز ابترست

مرغِ یک‌پر زود افتد سرنگون

باز بر پرد دو گامی یا فزون

افت خیزان می‌رود مرغ گمان

با یکی پر بر امید آشیان

چون ز ظن وا رست علمش رو نمود

شد دو پر آن مرغ یک‌پر پر گشود

بعد از آن یمشی سویا مستقیم

نه علی وجهه مکبا او سقیم

با دو پر بر می‌پرد چون جبرئیل

بی گمان و بی مگر بی قال و قیل

گر همه عالم بگویندش توی

بر ره یزدان و دین مستوی

او نگردد گرم‌تر از گفتشان

جان طاق او نگردد جفتشان

ور همه گویند او را گم‌رهی

کوه پنداری و تو برگ کهی

او نیفتد در گمان از طعنشان

او نگردد دردمند از ظعنشان

بلک گر دریا و کوه آید به‌گفت

گویدش با گم‌رهی گشتی تو جفت

هیچ یک ذره نیفتد در خیال

یا به طعن طاعنان رنجورحال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفهوم علم و گمان پرداخته و توضیح می‌دهد که علم به نوعی کامل و مستحکم است، در حالی که گمان ناقص و ناپایدار است. شاعر می‌گوید که مرغی که فقط یک پر دارد، به راحتی سقوط می‌کند، در حالی که مرغی که دو پر دارد، می‌تواند پرواز کند. این استعاره نشان‌دهنده این است که علم به انسان امکان پرواز و حرکت به سمت هدف‌های بزرگ را می‌دهد. با داشتن علم، انسان در مسیر صحیح باقی می‌ماند و به هیچ‌کس گوش نمی‌دهد، حتی اگر همه بگویند که او در گمراهی است. او در مقابل طعنه‌ها و انتقادها بی‌تأثیر بوده و همچنان به مسیر خود ادامه می‌دهد. این شعر در نهایت بر اهمیت علم و استقامت در برابر گمان‌های نادرست تأکید دارد.