نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱۲ - وحی کردن حق به موسی علیه‌السلام کی ای موسی من کی خالقم تعالی ترا دوست می‌دارم مولانا

مولانا / دفتر چهارم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گفت موسی را به وحی دل خدا

کای گزیده دوست می‌دارم ترا

گفت چه خصلت بود ای ذوالکرم

موجب آن تا من آن افزون کنم

گفت چون طفلی به پیش والده

وقت قهرش دست هم در وی زده

خود نداند که جز او دیار هست

هم ازو مخمور هم از اوست مست

مادرش گر سیلیی بر وی زند

هم به مادر آید و بر وی تند

از کسی یاری نخواهد غیر او

اوست جمله شر او و خیر او

خاطر تو هم ز ما در خیر و شر

التفاتش نیست جاهای دگر

غیر من پیشت چون سنگست و کلوخ

گر صبی و گر جوان و گر شیوخ

هم‌چنانک ایاک نعبد در حنین

در بلا از غیر تو لانستعین

هست این ایاک نعبد حصر را

در لغت و آن از پی نفی ریا

هست ایاک نستعین هم بهر حصر

حصر کرده استعانت را و قصر

که عبادت مر ترا آریم و بس

طمع یاری هم ز تو داریم و بس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن نشان‌دهنده‌ی گفت‌وگویی بین خدا و موسی است که در آن خدا موسی را به عنوان دوست انتخاب کرده و از او می‌خواهد تا راه‌های ارتباط بیشتری با او پیدا کند. خدا تشریح می‌کند که محبت واقعی به معنای وابستگی عمیق به اوست و مانند کودکانی که تنها به مادرشان وابسته‌اند، ما نیز باید تمام امید و نیاز خود را به خدا معطوف کنیم. در اینجا به مفهوم عبادت و استعانت از خدا اشاره می‌شود، جایی که تمام امیدها و یاری‌ها تنها باید از او باشد و هیچ چیز دیگر در دنیا به همان اندازه اهمیت ندارد. در واقع، عبادت و درخواست کمک از خدا به‌طور کامل و بدون ریا مطرح می‌شود.