نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰۴ - فرق میان دعوت شیخ کامل واصل و میان سخن ناقصان فاضل فضل تحصیلی بر بسته مولانا

مولانا / دفتر پنجم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

شیخ نورانی ز ره آگه کند

با سخن هم نور را همره کند

جهد کن تا مست و نورانی شوی

تا حدیثت را شود نورش روی

هر چه در دوشاب جوشیده شود

در عقیده طعم دوشابش بود

از جزر وز سیب و به وز گردگان

لذت دوشاب یابی تو از آن

علم اندر نور چون فرغرده شد

پس ز علمت نور یابد قوم لد

هر چه گویی باشد آن هم نورناک

که آسمان هرگز نبارد غیر پاک

آسمان شو ابر شو باران ببار

ناودان بارش کند نبود به کار

آب اندر ناودان عاریتیست

آب اندر ابر و دریا فطرتیست

فکر و اندیشه‌ست مثل ناودان

وحی و مکشوفست ابر و آسمان

آب باران باغ صد رنگ آورد

ناودان همسایه در جنگ آورد

خر دو سه حمله به روبه بحث کرد

چون مقلد بد فریب او بخورد

طنطنهٔ ادراک بینایی نداشت

دمدمهٔ روبه برو سکته گماشت

حرص خوردن آنچنان کردش ذلیل

که زبونش گشت با پانصد دلیل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که شیخ نورانی به آموزش و آگاهی از نور و علم می‌پردازد. او به ما می‌آموزد که با تلاش و جهد، باید به نورانیت برسیم و از علم و حقیقت بهره‌مند شویم. به تعبیر او، هر چیزی که از علم و اندیشه به دست می‌آید، باید روشن و پاک باشد. همچنین او تشبیهاتی از آسمان، ابر و باران برای توصیف فرآیند تفکر و وحی به کار می‌برد. در انتها، داستانی از خر و روباه را روایت می‌کند تا نشان دهد که نادانی و تقلید بد می‌تواند انسان را ذلیل کند. به طور کلی، شعر بر اهمیت علم، آگاهی وپرهیز از نادانی تأکید دارد.