بخش ۱۶۷ - حجت منکران آخرت و بیان ضعف آن حجت زیرا حجت ایشان به دین باز میگردد کی غیر این نمیبینیم مولانا
مولانا / دفتر پنجم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
حجتش اینست گوید هر دمی
گر بدی چیزی دگر هم دیدمی
گر نبیند کودکی احوال عقل
عاقلی هرگز کند از عقل نقل
ور نبیند عاقلی احوال عشق
کم نگردد ماه نیکوفال عشق
حسن یوسف دیدهٔ اخوان ندید
از دل یعقوب کی شد ناپدید
مر عصا را چشم موسی چوب دید
چشم غیبی افعی و آشوب دید
چشم سر با چشم سر در جنگ بود
غالب آمد چشم سر حجت نمود
چشم موسی دست خود را دست دید
پیش چشم غیب نوری بد پدید
این سخن پایان ندارد در کمال
پیش هر محروم باشد چون خیال
چون حقیقت پیش او فرج و گلوست
کم بیان کن پیش او اسرار دوست
پیش ما فرج و گلو باشد خیال
لاجرم هر دم نماید جان جمال
هر که را فرج و گلو آیین و خوست
آن لکم دین ولی دین بهر اوست
با چنان انکار کوته کن سخن
احمدا کم گوی با گبر کهن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان نکاتی درباره مشاهده و دقت در درک حقیقت میپردازد. شاعر بیان میکند که اگر کسی چیزی را نبیند، منطقی نیست که از آن نقل کند. حتی اگر کودک احوال عقل را نبیند، عاقل نمیتواند از عقل خود صرفنظر کند. احساسات و عشق هم در این زمینه مشابه هستند؛ حتی اگر فردی عشق را نبیند، یعنی آن را انکار کند، عشق کمرنگ نمیشود. در ادامه، به داستان موسی و عصایش اشاره میشود؛ او با چشم خود یک چوب میبیند، اما با چشم باطنیاش واقعیت را میفهمد. این تفاوت در دیدن نشاندهنده لزوم بهرهبرداری از چشم باطن برای درک حقیقت است. شاعر تأکید میکند که درک حقیقت پیش هر کسی بهگونهای متفاوت است و کسانی که از درک بالاتری برخوردارند، باید در کمال احتیاط با دیگران سخن بگویند. در نهایت، به این نکته اشاره میشود که حقیقت در بسیاری از موارد برای کسانی که درک کمتری دارند، به صورت خیال و توهم جلوه میکند.