نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۷۲ - بیان آنک نَحْنُ قَسَمْنا کی یکی را شهوت و قوت خران دهد و یکی را کیاست و قوت انبیا و فرشتگان بخشد سر ز هوا تافتن از سروریست ترک هوا قوت پیغامبریست تخمهایی کی شهوتی نبود بر آن جز قیامتی نبود مولانا

مولانا / دفتر پنجم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گر بُدش سستیِ نریِ خران

بود او را مردی پیغامبران

ترک خشم و شهوت و حرص‌آوری

هست مردی و رگ پیغامبری

نری خر گو مباش اندر رگش

حق همی خواند الغ بگلربگش

مرده‌ای باشم به من حق بنگرد

به از آن زنده که باشد دور و رد

مغز مردی این شناس و پوست آن

آن برد دوزخ برد این در جنان

حفت الجنه مکاره را رسید

حفت النار از هوا آمد پدید

ای ایاز شیر نر دیوکش

مردی خر کم فزون مردی هش

آنچ چندین صدر ادراکش نکرد

لعب کودک بود پیشت اینت مرد

ای به دیده لذت امر مرا

جان سپرده بهر امرم در وفا

داستان ذوق امر و چاشنیش

بشنو اکنون در بیان معنویش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متنی که ارائه شده، به بیان ویژگی‌های مردانگی و روح انسانی پرداخته شده است. اشاره می‌شود که انسان‌های واقعی باید از خشم، شهوت و حرص دوری کنند و تنها با پیروی از پیامبران به حقیقت مردانگی نزدیک شوند. همچنین گفته می‌شود که حتی اگر فردی به ظاهری زنده باشد، اما دور از حقیقت و درک عمیق انسانیت باشد، ارزش کمتری دارد. در ادامه، به محتوای آسمانی و جهنمی اشاره می‌شود و اهمیت مغز و درک در مقابل ظاهر را مطرح می‌کند. در نهایت، به پیروی از دستورات و ذوق انسانی اشاره شده و داستانی معنوی قرار داده شده است تا به خواننده الهام بخشد.