نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۸ - بیان آنک بی‌کاران و افسانه‌جویان مثل آن ترک‌اند و عالم غرار غدار هم‌چو آن درزی و شهوات و زبان مضاحک گفتن این دنیاست و عمر هم‌چون آن اطلس پیش این درزی جهت قبای بقا و لباس تقوی ساختن مولانا

مولانا / دفتر ششم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

اطلس عمرت به مقراض شهور

برد پاره‌پاره خیاط غرور

تو تمنا می‌بری که اختر مدام

لاغ کردی سعد بودی بر دوام

سخت می‌تولی ز تربیعات او

وز دلال و کینه و آفات او

سخت می‌رنجی ز خاموشی او

وز نحوس و قبض و کین‌کوشی او

که چرا زهرهٔ طرب در رقص نیست

بر سعود و رقص سعد او مه‌ایست

اخترت گوید که گر افزون کنم

لاغ را پس کلیت مغبون کنم

تو مبین قلابی این اختران

عشق خود بر قلب‌زن بین ای مهان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات به مسائل مرتبط با عمر و کامیابی می‌پردازد. او به انتقاد از زمان و تقدیر می‌پردازد که چگونه می‌تواند به غرور انسان آسیب بزند. شاعر به رنج‌هایی که از خاموشی و مشکلات زندگی ناشی می‌شود، اشاره می‌کند و به لزوم توجه به عشق و احساسات واقعی تأکید می‌کند. در نهایت، او به مخاطب می‌گوید که نباید به ظواهر فریفته شود و باید دید عمیقی به عشق و روابط انسانی داشته باشد.