نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۰ - باز مکرر کردن صوفی سؤال را مولانا

مولانا / دفتر ششم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گفت صوفی قادرست آن مستعان

که کند سودای ما را بی زیان

آنک آتش را کند ورد و شجر

هم تواند کرد این را بی‌ضرر

آنک گل آرد برون از عین خار

هم تواند کرد این دی را بهار

آنک زو هر سرو آزادی کند

قادرست ار غصه را شادی کند

آنک شد موجود از وی هر عدم

گر بدارد باقیش او را چه کم

آنک تن را جان دهد تا حی شود

گر نمیراند زیانش کی شود

خود چه باشد گر ببخشد آن جواد

بنده را مقصود جان بی‌اجتهاد

دور دارد از ضعیفان در کمین

مکر نفس و فتنهٔ دیو لعین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شاعر به بیان ویژگی‌های یک صوفی قدرتمند می‌پردازد که می‌تواند مشکلات و سختی‌ها را به راحتی پشت سر بگذارد و به آدمی آرامش و شادی دهد. صوفی قادر است آتش را به گلی زیبا تبدیل کند و سختی‌ها را به نعمت تبدیل نماید. او با قدرتی که دارد، می‌تواند از خفا و مکر نفس و شیطان دوری کند و مددکاری برای دیگران باشد. در نهایت، به اهمیت وجود چنین شخصیتی در زندگی و توانایی‌اش در برطرف کردن غم و آلام اشاره می‌کند.