غزل شمارهٔ ۱۰۱۴ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مستفعلتن مستفعلتن
حکم البین بموتی و عمد
رضی الصد بحینی و قصد
فتح الدهر عیون حسد
فر آنی بفناکم و حسد
یهرق العشق دماء حقنت
لیس للعشق قریب و ولد
لکن الموت حیاه لکم
لکن الفقر غناء و رغد
سافروا فی سبل العشق معی
لا تخافن ضلالا و رصد
لا یهولنکم بعدکم
دونکم وفد وصال و مدد
فنسیم طرب اولهم
یهب السالک حولا و جلد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعات عشق، مرگ و زندگی میپردازد. شاعر از عشق به عنوان یک نیروی قدرتمند یاد میکند که میتواند زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. او بیان میکند که عشق میتواند باعث خونریزی و درد شود، اما همچنین مرگ نیز میتواند به نوعی زندگی جدیدی به همراه آورد. شاعر از شنوندگان میخواهد که در مسیر عشق با او همراه شوند و به آنها اطمینان میدهد که نباید از مشکلات یا موانع بترسند. در نهایت، او بر اهمیت لذت و شادابی در مسیر عشق تأکید میکند.