غزلیات — دیوان شمس مولانا
فهرست شعرها
- غزل شمارهٔ ۱ — اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بیمُنتها
- غزل شمارهٔ ۱۲ — ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
- غزل شمارهٔ ۱۱ — ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
- غزل شمارهٔ ۱۳ — ای باد بیآرام ما با گل بگو پیغام ما
- غزل شمارهٔ ۱۰ — مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
- غزل شمارهٔ ۹ — من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا
- غزل شمارهٔ ۶ — بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
- غزل شمارهٔ ۴ — اِی یوسفِ خوشنام ما، خوش میروی بر بامِ ما
- غزل شمارهٔ ۸ — جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما
- غزل شمارهٔ ۲ — ای طایِرانِ قُدْسْ را عشقَت فُزوده بالها
- غزل شمارهٔ ۵ — آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا
- غزل شمارهٔ ۷ — بنشستهام من بر درت تا بوک برجوشد وفا
- غزل شمارهٔ ۳ — اِی دل چه اندیشیدهای در عُذرِ آن تقصیرها؟
- غزل شمارهٔ ۲۵ — من دی نگفتم مر تو را کای بینظیر خوش لقا
- غزل شمارهٔ ۱۹ — امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
- غزل شمارهٔ ۲۴ — چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را؟
- غزل شمارهٔ ۱۷ — آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
- غزل شمارهٔ ۲۱ — جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
- غزل شمارهٔ ۲۰ — چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
- غزل شمارهٔ ۱۸ — ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما
- غزل شمارهٔ ۲۳ — چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها
- غزل شمارهٔ ۱۶ — ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
- غزل شمارهٔ ۱۴ — ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
- غزل شمارهٔ ۲۲ — چندان بنالم نالهها چندان برآرم رنگها
- غزل شمارهٔ ۱۵ — ای نوش کرده نیش را بیخویش کن باخویش را
- غزل شمارهٔ ۲۶ — هر لحظه وحی آسمان آید به سر جانها
- غزل شمارهٔ ۳۰ — ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما
- غزل شمارهٔ ۲۹ — ای از ورای پردهها تاب تو تابستان ما
- غزل شمارهٔ ۳۲ — دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی
- غزل شمارهٔ ۲۸ — ای شاه جسم و جان ما خندانکن دندان ما
- غزل شمارهٔ ۳۱ — بادا مبارک در جهان سور و عروسیهای ما
- غزل شمارهٔ ۳۶ — خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگر بار بیا
- غزل شمارهٔ ۳۳ — مِی دِه گزافه ساقیا، تا کم شود خوف و رجا
- غزل شمارهٔ ۳۴ — ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا
- غزل شمارهٔ ۳۵ — ای یار ما، دلدار ما، ای عالم اسرار ما
- غزل شمارهٔ ۳۷ — یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
- غزل شمارهٔ ۲۷ — آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفتهست پا
- غزل شمارهٔ ۴۰ — طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را
- غزل شمارهٔ ۴۲ — کار تو داری صنما قدر تو باری صنما
- غزل شمارهٔ ۴۳ — کاهل و ناداشت بدم کام درآورد مرا
- غزل شمارهٔ ۴۱ — شمع جهان دوش نَبُد نور تو در حلقه ما
- غزل شمارهٔ ۴۸ — ماهِ درست را ببین کاو بشکست خواب ما
- غزل شمارهٔ ۴۷ — ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا
- غزل شمارهٔ ۴۹ — با تو حیات و زندگی بیتو فنا و مردنا
- غزل شمارهٔ ۳۸ — رستم از این نفْس و هوا زنده بلا مرده بلا
- غزل شمارهٔ ۳۹ — آه که آن صدر سرا میندهد بار مرا
- غزل شمارهٔ ۴۵ — با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا
- غزل شمارهٔ ۴۴ — در دو جهان لطیف و خوش، همچو امیر ما کجا
- غزل شمارهٔ ۴۶ — دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را
- غزل شمارهٔ ۵۳ — عشق تو آورد قدح پر ز بلاها
- غزل شمارهٔ ۵۲ — چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما
- غزل شمارهٔ ۵۱ — گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیا
- غزل شمارهٔ ۵۹ — تو از خواری همی نالی نمیبینی عنایتها
- غزل شمارهٔ ۵۸ — رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را
- غزل شمارهٔ ۵۷ — مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را
- غزل شمارهٔ ۵۰ — ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا
- غزل شمارهٔ ۶۱ — هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را
- غزل شمارهٔ ۶۰ — ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را
- غزل شمارهٔ ۵۴ — از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها
- غزل شمارهٔ ۵۵ — شب قدر است جسم تو کز او یابند دولتها
- غزل شمارهٔ ۵۶ — عطارد مشتری باید، متاع آسمانی را
- غزل شمارهٔ ۶۵ — ببین ذرات روحانی، که شد تابان از این صحرا
- غزل شمارهٔ ۶۶ — تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی را
- غزل شمارهٔ ۶۳ — چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را
- غزل شمارهٔ ۶۲ — بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را
- غزل شمارهٔ ۷۰ — برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را
- غزل شمارهٔ ۶۷ — از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فردا
- غزل شمارهٔ ۶۹ — چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا
- غزل شمارهٔ ۶۸ — چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را
- غزل شمارهٔ ۷۲ — به خانهخانه میآرد چو بیذق شاهِ جان ما را
- غزل شمارهٔ ۷۳ — آمد بت میخانه تا خانه برد ما را
- غزل شمارهٔ ۷۱ — اگر نه عشق شمس الدین بُدی در روز و شب ما را
- غزل شمارهٔ ۶۴ — تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟
- غزل شمارهٔ ۷۴ — گر زان که نهای طالب جوینده شوی با ما
- غزل شمارهٔ ۷۷ — آب حیوان باید مر روح فزایی را
- غزل شمارهٔ ۷۶ — آخر بشنید آن مه آه سحر ما را
- غزل شمارهٔ ۷۹ — ای خواجه نمیبینی این روز قیامت را
- غزل شمارهٔ ۷۸ — ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را
- غزل شمارهٔ ۷۵ — ای خواجه نمیبینی این روز قیامت را ؟
- غزل شمارهٔ ۸۳ — ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا
- غزل شمارهٔ ۸۰ — امروز گزافی ده آن باده نابی را
- غزل شمارهٔ ۸۴ — چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها
- غزل شمارهٔ ۸۱ — ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را
- غزل شمارهٔ ۸۵ — از بهر خدا بنگر در رویِ چو زر جانا
- غزل شمارهٔ ۸۲ — معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
- غزل شمارهٔ ۹۰ — ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا
- غزل شمارهٔ ۸۸ — شاد آمدی ای مهرو ای شادیِ جان شاد آ
- غزل شمارهٔ ۹۱ — در آب فکن ساقی بط زاده آبی را
- غزل شمارهٔ ۸۹ — یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا
- غزل شمارهٔ ۸۷ — جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را
- غزل شمارهٔ ۹۳ — میندیش میندیش که اندیشه گریها
- غزل شمارهٔ ۹۷ — رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را
- غزل شمارهٔ ۸۶ — ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا
- غزل شمارهٔ ۹۶ — لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا
- غزل شمارهٔ ۹۴ — زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
- غزل شمارهٔ ۹۵ — زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
- غزل شمارهٔ ۹۲ — زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
- غزل شمارهٔ ۹۹ — دلارام نهان گشته ز غوغا
- غزل شمارهٔ ۹۸ — ای از نظرت مست شده اسم و مسمّا
- غزل شمارهٔ ۱۰۰ — بیا ای جان نو داده جهان را
- غزل شمارهٔ ۱۰۶ — مرا حلوا هوس کردست حلوا
- غزل شمارهٔ ۱۰۳ — دل و جان را در این حضرت بپالا
- غزل شمارهٔ ۱۰۹ — بکت عینی غداه البین دمعا
- غزل شمارهٔ ۱۰۷ — امیر حسن خندان کن حَشَم را
- غزل شمارهٔ ۱۰۵ — چو او باشد دل دلسوز ما را
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ — خبر کن ای ستاره یار ما را
- غزل شمارهٔ ۱۰۸ — به برج دل رسیدی بیست این جا
- غزل شمارهٔ ۱۰۲ — سلیمانا بیار انگشتری را
- غزل شمارهٔ ۱۰۱ — بسوزانیم سودا و جنون را
- غزل شمارهٔ ۱۱۴ — اندر دل ما توی نگارا
- غزل شمارهٔ ۱۱۰ — تو بشکن چنگ ما را ای معلا!
- غزل شمارهٔ ۱۱۲ — ز روی تست عید آثار ما را
- غزل شمارهٔ ۱۱۱ — برای تو فدا کردیم جانها
- غزل شمارهٔ ۱۱۳ — ای مطرب دل برای یاری را
- غزل شمارهٔ ۱۱۷ — از دور بدیده شمس دین را
- غزل شمارهٔ ۱۱۶ — ای سخت گرفته جادوی را
- غزل شمارهٔ ۱۱۹ — برخیز و صبوح را بیارا
- غزل شمارهٔ ۱۲۰ — تا چند تو پس روی به پیش آ
- غزل شمارهٔ ۱۱۸ — بنمود وفا از این جا
- غزل شمارهٔ ۱۲۱ — چون خانه روی ز خانه ما
- غزل شمارهٔ ۱۱۵ — ای جان و قوام جمله جانها
- غزل شمارهٔ ۱۲۴ — ساقی تو شراب لامکان را
- غزل شمارهٔ ۱۲۷ — کو مطرب عشق چست دانا
- غزل شمارهٔ ۱۲۳ — دیدم شه خوب خوش لقا را
- غزل شمارهٔ ۱۲۹ — مشکن دل مرد مشتری را
- غزل شمارهٔ ۱۲۶ — گستاخ مکن تو ناکسان را
- غزل شمارهٔ ۱۲۸ — ما را سفری فتاد بیما
- غزل شمارهٔ ۱۲۵ — گفتی که گزیدهای تو بر ما
- غزل شمارهٔ ۱۳۰ — بیدار کنید مستیان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۱ — من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا
- غزل شمارهٔ ۱۳۳ — غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را
- غزل شمارهٔ ۱۲۲ — دیدم رخ خوب گلشنی را
- غزل شمارهٔ ۱۳۲ — در میان پرده خون عشق را گلزارها
- غزل شمارهٔ ۱۳۹ — رنج تن دور از تو ای تو راحت جانهای ما
- غزل شمارهٔ ۱۳۸ — سکه رخسار ما جز زر مبادا بیشما
- غزل شمارهٔ ۱۴۰ — درد ما را در جهان درمان مبادا بیشما
- غزل شمارهٔ ۱۴۳ — دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را
- غزل شمارهٔ ۱۴۴ — عقل دریابد تو را یا عشق یا جانِ صفا ؟
- غزل شمارهٔ ۱۴۲ — دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا
- غزل شمارهٔ ۱۳۵ — ساقیا گردان کن آخر آن شرابِ صاف را
- غزل شمارهٔ ۱۳۶ — پردهی دیگر مزن جز پردهی دلدار ما
- غزل شمارهٔ ۱۳۴ — ساقیا در نوش آور شیره عنقود را
- غزل شمارهٔ ۱۳۷ — با چنین شمشیر دولت تو زبون مانی!؟ چرا ؟
- غزل شمارهٔ ۱۴۱ — جمله یارانِ تو سنگند و توی مرجان چرا ؟
- غزل شمارهٔ ۱۴۵ — ای وصالت یک زمان بوده فراقت سالها
- غزل شمارهٔ ۱۴۹ — خدمتِ شمس حق و دین یادگارت ساقیا
- غزل شمارهٔ ۱۴۶ — در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما
- غزل شمارهٔ ۱۴۷ — آخر از هجران به وصلش دررسیدستی دلا
- غزل شمارهٔ ۱۵۰ — درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما
- غزل شمارهٔ ۱۵۳ — شمع دیدم گرد او پروانهها چون جمعها
- غزل شمارهٔ ۱۵۷ — ای هوسهای دلم باری بیا رویی نما
- غزل شمارهٔ ۱۵۴ — دیده حاصل کن دلا آن گه ببین تبریز را
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ — دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا
- غزل شمارهٔ ۱۵۱ — سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را
- غزل شمارهٔ ۱۴۸ — از پی شمس حق و دین دیده گریان ما
- غزل شمارهٔ ۱۵۵ — از فراق شمس دین افتادهام در تنگنا
- غزل شمارهٔ ۱۵۶ — ای هوسهای دلم بیا بیا بیا بیا
- غزل شمارهٔ ۱۶۸ — ای بروییده به ناخواست به مانند گیا
- غزل شمارهٔ ۱۵۸ — امتزاج روحها در وقت صلح و جنگها
- غزل شمارهٔ ۱۶۱ — چو فرستاد عنایت به زمین مشعلهها را
- غزل شمارهٔ ۱۶۴ — چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالا
- غزل شمارهٔ ۱۶۵ — اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا
- غزل شمارهٔ ۱۶۰ — مفروشید کمان و زره و تیغ ، زنان را
- غزل شمارهٔ ۱۶۳ — بروید ای حریفان بِکِشید یار ما را
- غزل شمارهٔ ۱۶۷ — کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
- غزل شمارهٔ ۱۵۹ — ای ز مقدارت هزاران فخر بیمقدار را
- غزل شمارهٔ ۱۶۶ — چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا
- غزل شمارهٔ ۱۶۹ — رو ترش کن که همه روترشانند این جا
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ — تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
- غزل شمارهٔ ۱۷۵ — از ورای سر دل بین شیوهها
- غزل شمارهٔ ۱۷۴ — ز آتش شهوت برآوردم تو را
- غزل شمارهٔ ۱۷۷ — ای بگفته در دلم اسرارها
- غزل شمارهٔ ۱۷۳ — از یکی آتش برآوردم تو را
- غزل شمارهٔ ۱۷۹ — گر تو عودی سوی این مجمر بیا
- غزل شمارهٔ ۱۷۸ — میشدی غافل ز اسرار قضا
- غزل شمارهٔ ۱۸۱ — دل چو دانه ، ما مثال آسیا
- غزل شمارهٔ ۱۷۶ — روح زیتونیست عاشق نار را
- غزل شمارهٔ ۱۷۱ — چون نمایی آن رخ گلرنگ را
- غزل شمارهٔ ۱۷۲ — در میان عاشقان عاقل مبا
- غزل شمارهٔ ۱۸۰ — ای تو آب زندگانی فاسقنا
- غزل شمارهٔ ۱۷۰ — تا به شب ای عارف شیرین نوا
- غزل شمارهٔ ۱۸۲ — در میان عاشقان عاقل مبا
- غزل شمارهٔ ۱۸۳ — ای دل رفته ز جا باز میا
- غزل شمارهٔ ۱۸۵ — از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا
- غزل شمارهٔ ۱۸۴ — من رسیدم به لب جوی وفا
- غزل شمارهٔ ۱۸۷ — از سینه پاک کردم افکار فلسفی را
- غزل شمارهٔ ۱۸۸ — اینجا کسیست پنهان خود را مگیر تنها
- غزل شمارهٔ ۱۹۲ — بشکن سبو و کوزه، ای میرآب جانها!
- غزل شمارهٔ ۱۹۰ — با آن که میرسانی، آن بادهٔ بقا را
- غزل شمارهٔ ۱۹۱ — بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را
- غزل شمارهٔ ۱۹۳ — جانا قبول گردان این جست و جوی ما را
- غزل شمارهٔ ۱۸۶ — ای میرآب بگشا آن چشمه روان را
- غزل شمارهٔ ۱۸۹ — آمد بهارِ جانها ای شاخِ تَر به رقص آ
- غزل شمارهٔ ۱۹۴ — خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را
- غزل شمارهٔ ۱۹۵ — شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را
- غزل شمارهٔ ۱۹۶ — در جنبش اندرآور زلفِ عبرفشان را
- غزل شمارهٔ ۱۹۸ — ای صوفیان عشق بدرید خرقهها
- غزل شمارهٔ ۱۹۷ — ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
- غزل شمارهٔ ۱۹۹ — ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا
- غزل شمارهٔ ۲۰۳ — آمد بهار خرم آمد نگار ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۴ — سر به گریب اندَرَست صوفی اسرار را
- غزل شمارهٔ ۲۰۵ — چند گریزی ز ما ؟ چند روی جا به جا ؟
- غزل شمارهٔ ۲۰۰ — نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا
- غزل شمارهٔ ۲۰۱ — شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما
- غزل شمارهٔ ۲۰۲ — هر روز بامداد سلام علیکما
- غزل شمارهٔ ۲۰۹ — ای در ما را زده شمع سرایی درآ
- غزل شمارهٔ ۲۰۸ — از جهت ره زدن راه درآرد مرا
- غزل شمارهٔ ۲۱۱ — باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا
- غزل شمارهٔ ۲۱۰ — گر نه تهی باشدی بیشتر این جویها
- غزل شمارهٔ ۲۱۴ — درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا
- غزل شمارهٔ ۲۱۷ — چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را
- غزل شمارهٔ ۲۱۶ — روم به حجره خیاط عاشقان فردا
- غزل شمارهٔ ۲۱۲ — اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را
- غزل شمارهٔ ۲۱۳ — اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا
- غزل شمارهٔ ۲۱۵ — من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا
- غزل شمارهٔ ۲۰۶ — ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را ؟
- غزل شمارهٔ ۲۰۷ — ای که به هنگامِ درد راحتِ جانی مرا
- غزل شمارهٔ ۲۲۰ — ز بامداد سعادت سه بوسه داد مرا
- غزل شمارهٔ ۲۱۹ — چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا
- غزل شمارهٔ ۲۲۵ — بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا
- غزل شمارهٔ ۲۲۴ — چه خیره مینگری در رخ من ای برنا
- غزل شمارهٔ ۲۲۱ — مرا تو گوش گرفتی همیکشی به کجا
- غزل شمارهٔ ۲۲۶ — برفت یار من و یادگار ماند مرا
- غزل شمارهٔ ۲۲۷ — به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا
- غزل شمارهٔ ۲۲۸ — بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا
- غزل شمارهٔ ۲۲۳ — کجاست مطرب جان تا ز نعرههای صلا
- غزل شمارهٔ ۲۲۹ — شراب داد خدا مر مرا تو را سرکا
- غزل شمارهٔ ۲۱۸ — ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را
- غزل شمارهٔ ۲۲۲ — رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا
- غزل شمارهٔ ۲۳۰ — ز سوز شوق دل من همیزند عللا
- غزل شمارهٔ ۲۳۵ — مرا بدید و نپرسید آن نگار چرا
- غزل شمارهٔ ۲۳۴ — ز جام ساقی باقی چو خوردهای تو دلا
- غزل شمارهٔ ۲۳۱ — سبکتری تو از آن دم که میرسد ز صبا
- غزل شمارهٔ ۲۳۳ — کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را
- غزل شمارهٔ ۲۳۶ — مبارکی که بود در همه عروسیها
- غزل شمارهٔ ۲۳۸ — هله ای کیا نفسی بیا
- غزل شمارهٔ ۲۳۹ — کرانی ندارد بیابان ما
- غزل شمارهٔ ۲۳۲ — چو عشق را تو ندانی بپرس از شبها
- غزل شمارهٔ ۲۴۰ — تو جان و جهانی کریما مرا
- غزل شمارهٔ ۲۴۱ — نرد کف تو بردست مرا
- غزل شمارهٔ ۲۳۷ — یار ما دلدار ما، عالم اسرار ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۹ — دل بر ما شدهست دلبر ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۷ — بانگ تسبیح بشنو از بالا
- غزل شمارهٔ ۲۵۲ — نذر کند یار که امشب تو را
- غزل شمارهٔ ۲۵۳ — چند نهان داری آن خنده را؟
- غزل شمارهٔ ۲۴۸ — گوش من منتظر پیام تو را
- غزل شمارهٔ ۲۴۶ — صد دهل میزنند در دل ما
- غزل شمارهٔ ۲۵۰ — هین که منم بر در در برگشا
- غزل شمارهٔ ۲۴۲ — خیک دل ما مشک تن ما
- غزل شمارهٔ ۲۴۳ — بگشا در بیا درآ که مبا عیش بیشما
- غزل شمارهٔ ۲۴۵ — از برای صلاح مجنون را
- غزل شمارهٔ ۲۵۱ — پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا
- غزل شمارهٔ ۲۴۴ — چه شدی گر تو همچو من شدییی عاشق ای فتا
- غزل شمارهٔ ۲۵۶ — داد دهی ساغر و پیمانه را
- غزل شمارهٔ ۲۶۰ — چرخ فلک با همه کار و کیا
- غزل شمارهٔ ۲۵۹ — پیش کش آن شاه شکرخانه را
- غزل شمارهٔ ۲۵۷ — لعل لبش داد کنون مر مرا
- غزل شمارهٔ ۲۶۱ — هان ای طبیب عاشقان سودایییی دیدی چو ما؟
- غزل شمارهٔ ۲۶۲ — فیما تری فیما تری یا من یری و لا یری
- غزل شمارهٔ ۲۶۴ — لی حبیب حبه یشوی الحشا
- غزل شمارهٔ ۲۶۳ — به شکرخنده اگر میببرد جان مرا
- غزل شمارهٔ ۲۶۵ — راحٌ بِفیها وَ الرَّوحُ فیها
- غزل شمارهٔ ۲۵۴ — باده ده آن یارِ قدحباره را
- غزل شمارهٔ ۲۵۵ — خیز صبوحی کن و درده صلا
- غزل شمارهٔ ۲۵۸ — گر بنخسبی شبی ای مه لقا
- غزل شمارهٔ ۲۷۲ — حداء الحادی صباحا بهواکم فاتینا
- غزل شمارهٔ ۲۷۷ — سبق الجد الینا نزل الحب علینا
- غزل شمارهٔ ۲۷۶ — یا خفی الحسن بین الناس یا نور الدجی
- غزل شمارهٔ ۲۷۰ — افدی قمرا لاح علینا و تلالا
- غزل شمارهٔ ۲۷۳ — طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا
- غزل شمارهٔ ۲۷۴ — ایه یا اهل الفرادیس اقرؤا منشورنا
- غزل شمارهٔ ۲۶۷ — قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا
- غزل شمارهٔ ۲۶۹ — تعالوا بنا نصفوا نخلی التدللا
- غزل شمارهٔ ۲۷۱ — تعالوا کلنا ذا الیوم سکری
- غزل شمارهٔ ۲۶۶ — هَیَّج نومی و نفی ریح علی الغور هفا
- غزل شمارهٔ ۲۶۸ — فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری
- غزل شمارهٔ ۲۷۵ — ابصرت روحی ملیحا زلزلت زلزالها
- غزل شمارهٔ ۲۸۳ — جاء الربیع مفتخرا فی جوارنا
- غزل شمارهٔ ۲۸۷ — ورد البشیر مبشرا ببشاره
- غزل شمارهٔ ۲۸۵ — اتاک عید وصال فلا تذق حزنا
- غزل شمارهٔ ۲۷۹ — مولانا مولانا اغنانا اغنانا
- غزل شمارهٔ ۲۸۰ — یا منیر الخد یا روح البقا
- غزل شمارهٔ ۲۸۱ — یا ساقی المدامه حی علی الصلا
- غزل شمارهٔ ۲۸۶ — یا من بنا قصر الکمال مشیدا
- غزل شمارهٔ ۲۸۲ — یا من لواء عشقک لا زال عالیا
- غزل شمارهٔ ۲۸۹ — یا مخجل البدر اشرقنا بلالا
- غزل شمارهٔ ۲۸۴ — اخی رایت جمالا سبا القلوب سبا
- غزل شمارهٔ ۲۸۸ — یا کالمینا یا حاکمینا
- غزل شمارهٔ ۲۷۸ — انا لا اقسم الا برجال صدقونا
- غزل شمارهٔ ۲۹۳ — مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب
- غزل شمارهٔ ۲۹۲ — زان شاهد شکرلب زان ساقی خوشمذهب
- غزل شمارهٔ ۲۹۵ — الا ای روی تو صد ماه و مهتاب
- غزل شمارهٔ ۲۹۷ — ای در غم تو به سوز و یارب
- غزل شمارهٔ ۲۹۹ — یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
- غزل شمارهٔ ۲۹۴ — بریده شد از این جوی جهان آب
- غزل شمارهٔ ۳۰۱ — هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب
- غزل شمارهٔ ۲۹۸ — آه از این زشتان که مهرو مینمایند از نقاب
- غزل شمارهٔ ۳۰۰ — کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب
- غزل شمارهٔ ۲۹۰ — بی یار مهل ما را بییار مخسب امشب
- غزل شمارهٔ ۲۹۱ — ای خواب! به جان تو! زحمت بِبَری امشب
- غزل شمارهٔ ۲۹۶ — مخسب ای یار مهمان دار امشب
- غزل شمارهٔ ۳۱۱ — زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب
- غزل شمارهٔ ۳۰۳ — مجلسی خوش کن از آن دو پاره چوب
- غزل شمارهٔ ۳۰۷ — کار همه محبان همچون زرست امشب
- غزل شمارهٔ ۳۰۵ — آواز داد اختر بس روشنست امشب
- غزل شمارهٔ ۳۱۰ — بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب
- غزل شمارهٔ ۳۰۴ — هیچ میدانی چه میگوید رباب؟
- غزل شمارهٔ ۳۱۲ — به جان تو که مرو از میان کار مخسب
- غزل شمارهٔ ۳۰۹ — واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب
- غزل شمارهٔ ۳۰۸ — خوابم ببستهای بگشا ای قمر نقاب
- غزل شمارهٔ ۳۱۳ — رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب
- غزل شمارهٔ ۳۰۶ — رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب
- غزل شمارهٔ ۳۰۲ — در هوایت بیقرارم روز و شب
- غزل شمارهٔ ۳۱۷ — یار آمد به صلح ای اصحاب
- غزل شمارهٔ ۳۲۰ — ابشروا یا قوم هذا فتح باب
- غزل شمارهٔ ۳۲۴ — درآ تا خرقهٔ قالب دراندازم همین ساعت
- غزل شمارهٔ ۳۲۱ — آن خواجه را از نیم شب بیماریی پیدا شدهست
- غزل شمارهٔ ۳۱۹ — امسی و اصبح بالجوی اتعذب
- غزل شمارهٔ ۳۱۸ — علونا سماء الود من غیر سلم
- غزل شمارهٔ ۳۲۵ — که دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختانست
- غزل شمارهٔ ۳۱۵ — چشمها وا نمیشود از خواب
- غزل شمارهٔ ۳۱۴ — تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب
- غزل شمارهٔ ۳۱۶ — چونک درآییم به غوغای شب
- غزل شمارهٔ ۳۲۲ — آمدهام که تا به خود گوش کشان کشانمت
- غزل شمارهٔ ۳۲۳ — آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
- غزل شمارهٔ ۳۲۸ — بادست مرا زان سر اندر سر و در سبلت
- غزل شمارهٔ ۳۲۶ — حالت ده و حیرت ده ای مبدع بیحالت
- غزل شمارهٔ ۳۳۰ — بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت
- غزل شمارهٔ ۳۲۹ — بیایید بیایید که گلزار دمیدهست
- غزل شمارهٔ ۳۳۱ — زان شاه که او را هوس طبل و علم نیست
- غزل شمارهٔ ۳۳۶ — بده یک جام ای پیر خرابات
- غزل شمارهٔ ۳۳۳ — اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیست
- غزل شمارهٔ ۳۳۵ — همه خوف آدمی را از درونست
- غزل شمارهٔ ۳۳۷ — ببستی چشم یعنی وقت خواب است
- غزل شمارهٔ ۳۲۷ — از دفتر عمر ما یکتا ورقی ماندهست
- غزل شمارهٔ ۳۳۴ — از اول امروز حریفان خرابات
- غزل شمارهٔ ۳۳۲ — این خانه که پیوسته در او بانگ چغانهست
- غزل شمارهٔ ۳۴۶ — شنیدم مر مرا لطفت دعا گفت
- غزل شمارهٔ ۳۳۹ — سماع آرام جان زندگانست
- غزل شمارهٔ ۳۴۰ — دگربار این دلم آتش گرفتهست
- غزل شمارهٔ ۳۴۳ — ز همراهان جدایی مصلحت نیست
- غزل شمارهٔ ۳۴۱ — بیا کامروز ما را روز عیدست
- غزل شمارهٔ ۳۴۴ — به جان تو که سوگند عظیمست
- غزل شمارهٔ ۳۴۲ — مرا چون تا قیامت یار اینست
- غزل شمارهٔ ۳۴۵ — بگو ای یار همراز این چه شیوهست
- غزل شمارهٔ ۳۴۸ — صدایی کز کمان آید نذیریست
- غزل شمارهٔ ۳۴۷ — قرار زندگانی آن نگارست
- غزل شمارهٔ ۳۴۹ — مبر رنج ای برادر خواجه سخت است
- غزل شمارهٔ ۳۳۸ — سماع از بهر جانِ بیقرارست
- غزل شمارهٔ ۳۵۵ — در این خانه کژی ای دل گهی راست
- غزل شمارهٔ ۳۵۶ — تو را در دلبری دستی تمامست
- غزل شمارهٔ ۳۵۴ — ز میخانه دگربار این چه بویست
- غزل شمارهٔ ۳۵۹ — در این جو دل چو دولاب خرابست
- غزل شمارهٔ ۳۶۰ — ایا ساقی توی قاضی حاجات
- غزل شمارهٔ ۳۵۷ — چو آن کان کرم ما را شکارست
- غزل شمارهٔ ۳۵۸ — نگار خوب شکربار چونست
- غزل شمارهٔ ۳۵۱ — طبیب درد بیدرمان کدام است
- غزل شمارهٔ ۳۶۱ — اگر حوا بدانستی ز رنگت
- غزل شمارهٔ ۳۵۳ — زهی می کاندر آن دستست هیهات
- غزل شمارهٔ ۳۵۰ — ز بعدِ وقت نومیدی، امیدیست
- غزل شمارهٔ ۳۵۲ — چو با ما یار ما امروز جفتست
- غزل شمارهٔ ۳۶۳ — چنان کاین دل از آن دلدار مستست
- غزل شمارهٔ ۳۶۵ — میدان که زمانه نقش سوداست
- غزل شمارهٔ ۳۶۲ — دو چشم آهوانش شیرگیرست
- غزل شمارهٔ ۳۶۴ — تا نقش خیال دوست با ماست
- غزل شمارهٔ ۳۶۶ — دود دل ما نشان سوداست
- غزل شمارهٔ ۳۶۷ — دل آمد و دی به گوش جان گفت
- غزل شمارهٔ ۳۷۱ — گر جام سپهر، زهرپیماست
- غزل شمارهٔ ۳۶۸ — گویم سخن شکرنباتت
- غزل شمارهٔ ۳۷۰ — آمد رمضان و عِید با ماست
- غزل شمارهٔ ۳۷۲ — من سر نخورم که سر گرانست
- غزل شمارهٔ ۳۶۹ — در شهر شما یکی نگاریست
- غزل شمارهٔ ۳۷۳ — گر مینکند لبم بیانت
- غزل شمارهٔ ۳۷۷ — آن را که در آخرش خری هست
- غزل شمارهٔ ۳۷۴ — پرسید کسی که ره کدامست
- غزل شمارهٔ ۳۷۹ — ای کرده میان سینه غارت
- غزل شمارهٔ ۳۷۵ — مر عاشق را ز ره چه بیمست
- غزل شمارهٔ ۳۷۸ — ای گشته ز شاه عشق شهمات
- غزل شمارهٔ ۳۸۰ — آن خواجه اگر چه تیزگوش است
- غزل شمارهٔ ۳۷۶ — امروز جنون نو رسیدهست
- غزل شمارهٔ ۳۸۲ — ای از کرم تو کار ما راست
- غزل شمارهٔ ۳۸۱ — آن ره که بیامدم کدامست
- غزل شمارهٔ ۳۸۳ — هین که گردن سستکردی، کو کبابت؟ کو شرابت؟
- غزل شمارهٔ ۳۸۵ — خلقهای خوب تو پیشت دود بعد از وفات
- غزل شمارهٔ ۳۸۴ — عاشقان را گرچه در باطن جهانی دیگرست
- غزل شمارهٔ ۳۹۲ — گر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیست
- غزل شمارهٔ ۳۸۹ — چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست
- غزل شمارهٔ ۳۹۱ — مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست
- غزل شمارهٔ ۳۸۸ — خدمت بیدوستی را قدر و قیمت هست نیست
- غزل شمارهٔ ۳۹۴ — چشمهای خواهم که از وی جمله را افزایش است
- غزل شمارهٔ ۳۹۳ — جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست
- غزل شمارهٔ ۳۹۵ — عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست
- غزل شمارهٔ ۳۹۷ — آفتاب امروز بر شکل دگر تابان شدهست
- غزل شمارهٔ ۳۸۷ — خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنست
- غزل شمارهٔ ۳۹۰ — ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مست
- غزل شمارهٔ ۳۹۶ — در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست
- غزل شمارهٔ ۳۸۶ — چون نداری تابِ دانش، چشم بگشا در صفات
- غزل شمارهٔ ۴۰۱ — اندرآ ای مه که بیتو ماه را استاره نیست
- غزل شمارهٔ ۳۹۸ — از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مست
- غزل شمارهٔ ۴۰۸ — آن شنیدی که خضر تخته کشتی بشکست
- غزل شمارهٔ ۳۹۹ — آخر ای دلبر نه وقت عشرت انگیزی شدست
- غزل شمارهٔ ۴۰۳ — گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست
- غزل شمارهٔ ۴۰۴ — هله ای آنک بخوردی سحری باده که نوشت
- غزل شمارهٔ ۴۰۷ — چَشْمِ پُرنور که مَسْتِ نَظَرِ جانان است
- غزل شمارهٔ ۴۰۶ — چند گویی که: «چه چارهست و مرا درمان چیست؟»
- غزل شمارهٔ ۴۰۹ — تا نَلَغْزی کِه زِ خون، راهِ پَس و پیش، تَر اَسْت
- غزل شمارهٔ ۴۰۲ — نقشبند جان که جانها جانب او مایلست
- غزل شمارهٔ ۴۰۵ — به خدا کت نگذارم که روی راه سلامت
- غزل شمارهٔ ۴۰۰ — چون نظر کردن همه اوصاف خوب اندر دلست
- غزل شمارهٔ ۴۱۱ — عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شدست
- غزل شمارهٔ ۴۱۰ — دوش آمد بَرِ من آنکه شب افروز منست
- غزل شمارهٔ ۴۱۳ — من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشست
- غزل شمارهٔ ۴۱۵ — تشنه بر لب جو بین که چه در خواب شدست
- غزل شمارهٔ ۴۱۴ — روز و شب خدمت تو بیسر و بیپا چه خوشست
- غزل شمارهٔ ۴۱۶ — مطرب و نوحهگرِ عاشق و شوریده خوش است
- غزل شمارهٔ ۴۱۷ — من پری زادهام و خواب ندانم که کجاست
- غزل شمارهٔ ۴۱۸ — سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست
- غزل شمارهٔ ۴۱۹ — بوسهای داد مرا دلبر عیار و برفت
- غزل شمارهٔ ۴۲۰ — ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت
- غزل شمارهٔ ۴۲۱ — ساقیا این می از انگور کدامین پُشتهست
- غزل شمارهٔ ۴۱۲ — آنک بیباده کند جان مرا مست کجاست
- غزل شمارهٔ ۴۲۲ — ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادست
- غزل شمارهٔ ۴۳۱ — عشوه دشمن بخوردی عاقبت
- غزل شمارهٔ ۴۲۳ — مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است
- غزل شمارهٔ ۴۲۹ — عاشقی و بیوفایی کار ماست
- غزل شمارهٔ ۴۲۵ — عاشقان را جست و جو از خویش نیست
- غزل شمارهٔ ۴۲۸ — این چنین پابند جان میدان کیست
- غزل شمارهٔ ۴۲۶ — غیر عشقت راه بین جستیم نیست
- غزل شمارهٔ ۴۲۴ — دلبری و بیدلی اسرار ماست
- غزل شمارهٔ ۴۳۳ — اندر این جمع شررها ز کجاست
- غزل شمارهٔ ۴۳۲ — این چنین پابند جان میدان کیست
- غزل شمارهٔ ۴۲۷ — در دل و جان خانه کردی عاقبت
- غزل شمارهٔ ۴۳۰ — گُم شدن در گُم شدن دینِ منست
- غزل شمارهٔ ۴۳۸ — هر دم سلامْ آرد کاین نامه از فلانست
- غزل شمارهٔ ۴۴۲ — بر عاشقان فریضه بوَد جستجوی دوست
- غزل شمارهٔ ۴۳۹ — بگذشت روز با تو جانا به صد سعادت
- غزل شمارهٔ ۴۴۳ — از دل به دل برادر گویند روزنیست
- غزل شمارهٔ ۴۳۴ — هم به بر این بت زیبا خوشکست
- غزل شمارهٔ ۴۴۵ — این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست
- غزل شمارهٔ ۴۳۵ — هر که بالاست مر او را چه غم است؟
- غزل شمارهٔ ۴۳۷ — هر جور کهز تو آید بر خود نهم غرامت
- غزل شمارهٔ ۴۴۴ — ساقی بیار باده که ایام بس خوشست
- غزل شمارهٔ ۴۳۶ — گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت
- غزل شمارهٔ ۴۴۱ — بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
- غزل شمارهٔ ۴۴۰ — امروز شهر ما را صد رونقست و جانست
- غزل شمارهٔ ۴۵۳ — بُد دوش بیتو تیره شب و روشنی نداشت
- غزل شمارهٔ ۴۴۷ — ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست
- غزل شمارهٔ ۴۴۶ — گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهدهست
- غزل شمارهٔ ۴۵۱ — پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست
- غزل شمارهٔ ۴۵۰ — از بامداد روی تو دیدن حیات ماست
- غزل شمارهٔ ۴۴۹ — جانا جمال روح بسی خوب و بافرست
- غزل شمارهٔ ۴۵۴ — جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفت
- غزل شمارهٔ ۴۵۶ — ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست
- غزل شمارهٔ ۴۵۷ — ای چنگ پردههای سپاهانم آرزوست
- غزل شمارهٔ ۴۵۲ — ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست
- غزل شمارهٔ ۴۴۸ — امروز روز نوبت دیدار دلبرست
- غزل شمارهٔ ۴۵۵ — آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست
- غزل شمارهٔ ۴۶۰ — عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست
- غزل شمارهٔ ۴۵۸ — امروز چرخ را ز مه ما تحیریست
- غزل شمارهٔ ۴۵۹ — ای مردهای که در تو ز جان هیچ بوی نیست
- غزل شمارهٔ ۴۶۱ — شاه گشادست رو، دیده شه بین که راست ؟
- غزل شمارهٔ ۴۶۵ — کار ندارم جز این کارگه و کارم اوست
- غزل شمارهٔ ۴۶۴ — نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست
- غزل شمارهٔ ۴۶۶ — باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست
- غزل شمارهٔ ۴۶۷ — آنک چنان میرود ای عجب او جان کیست
- غزل شمارهٔ ۴۶۹ — ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
- غزل شمارهٔ ۴۶۸ — با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست
- غزل شمارهٔ ۴۶۲ — یوسف کنعانیم روی چو ماهم گواست
- غزل شمارهٔ ۴۶۳ — هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست
- غزل شمارهٔ ۴۷۱ — پیش چنین ماهرو گیج شدن واجبست
- غزل شمارهٔ ۴۷۰ — ای غم! اگر مو شوی پیش منت بار نیست
- غزل شمارهٔ ۴۷۳ — هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست
- غزل شمارهٔ ۴۷۲ — کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست
- غزل شمارهٔ ۴۷۶ — بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست
- غزل شمارهٔ ۴۷۴ — ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات
- غزل شمارهٔ ۴۸۰ — به حق آن که در این دل به جز ولای تو نیست
- غزل شمارهٔ ۴۷۷ — ز آفتاب سعادت مرا شراباتست
- غزل شمارهٔ ۴۸۱ — چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست
- غزل شمارهٔ ۴۷۸ — وجود من به کف یار جز که ساغر نیست
- غزل شمارهٔ ۴۷۹ — ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینست
- غزل شمارهٔ ۴۷۵ — بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست
- غزل شمارهٔ ۴۸۵ — سه روز شد که نگارین من دگرگونست
- غزل شمارهٔ ۴۸۷ — چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات
- غزل شمارهٔ ۴۸۸ — در این سلام مرا با تو دار و گیر جداست
- غزل شمارهٔ ۴۸۹ — اگر تو مست وصالی، رخ تو ترش چراست؟
- غزل شمارهٔ ۴۸۴ — هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست
- غزل شمارهٔ ۴۹۱ — جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست
- غزل شمارهٔ ۴۹۰ — مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست
- غزل شمارهٔ ۴۹۲ — ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدست
- غزل شمارهٔ ۴۹۳ — تو مردی و نظرت در جهان جان نگریست
- غزل شمارهٔ ۴۸۲ — برات عاشق نو کن رسید روز برات
- غزل شمارهٔ ۴۸۶ — به حق چشم خمار لطیف تابانت
- غزل شمارهٔ ۴۸۳ — هر آنک از سبب وحشت غمی تنهاست
- غزل شمارهٔ ۵۰۴ — خیز که امروز جهان آن ماست
- غزل شمارهٔ ۵۰۵ — پیشتر آ روی تو جز نور نیست
- غزل شمارهٔ ۵۰۲ — اندرآ عیش بیتو شادان نیست
- غزل شمارهٔ ۵۰۳ — بر شکرت جمع مگسها چراست؟
- غزل شمارهٔ ۴۹۷ — صوفیان آمدند از چپ و راست
- غزل شمارهٔ ۴۹۴ — به شاه نهانی رسیدی که نوشت
- غزل شمارهٔ ۴۹۶ — طرب ای بحر اصل آب حیات
- غزل شمارهٔ ۴۹۸ — فعل نیکان محرض نیکیست
- غزل شمارهٔ ۴۹۵ — اگر مر تو را صلح آهنگ نیست
- غزل شمارهٔ ۵۰۱ — امشب از چشم و مغز خواب گریخت
- غزل شمارهٔ ۵۰۰ — قبله امروز جز شهنشه نیست
- غزل شمارهٔ ۴۹۹ — عشق جز دولت و عنایت نیست
- غزل شمارهٔ ۵۰۸ — شیر خدا بند گسستن گرفت
- غزل شمارهٔ ۵۰۷ — کیست که او بنده رای تو نیست
- غزل شمارهٔ ۵۱۰ — باز به بط گفت که «صحرا خوشست»
- غزل شمارهٔ ۵۱۲ — صبر مرا آینه بیماریست
- غزل شمارهٔ ۵۱۳ — کیست در این شهر که او مست نیست
- غزل شمارهٔ ۵۰۹ — مرغ دلم باز پریدن گرفت
- غزل شمارهٔ ۵۱۴ — قصد سرم داری خنجر به مشت
- غزل شمارهٔ ۵۱۵ — خانه دل باز کبوتر گرفت
- غزل شمارهٔ ۵۱۷ — ای ز بگه خاسته سر مست مست
- غزل شمارهٔ ۵۱۶ — بازرسیدیم ز میخانه مست
- غزل شمارهٔ ۵۰۶ — کار من اینست که کاریم نیست
- غزل شمارهٔ ۵۱۱ — همچو گل سرخ برو دست دست
- غزل شمارهٔ ۵۱۸ — نفسی بهوی الحبیب فارت
- غزل شمارهٔ ۵۲۱ — یا راهبا انظر الی مصباح
- غزل شمارهٔ ۵۲۰ — ای مبارک ز تو صبوح و صباح
- غزل شمارهٔ ۵۲۲ — ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
- غزل شمارهٔ ۵۲۴ — بی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد
- غزل شمارهٔ ۵۱۹ — ای دل فرو رو در غمش کالصبر مفتاح الفرج
- غزل شمارهٔ ۵۲۳ — ای بیوفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد
- غزل شمارهٔ ۵۲۵ — بی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد
- غزل شمارهٔ ۵۲۹ — خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد
- غزل شمارهٔ ۵۲۶ — ای لولیان ای لولیان یک لولییی دیوانه شد
- غزل شمارهٔ ۵۲۸ — آن کیست آن آن کیست آن کاو سینه را غمگین کند
- غزل شمارهٔ ۵۲۷ — گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند
- غزل شمارهٔ ۵۳۱ — صوفی چرا هُشیار شد؟ ساقی چرا بیکار شد؟
- غزل شمارهٔ ۵۳۴ — رو آن ربابی را بگو مستان سلامت میکنند
- غزل شمارهٔ ۵۳۵ — سودای تو در جوی جان چون آب حیوان میرود
- غزل شمارهٔ ۵۳۷ — کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خود
- غزل شمارهٔ ۵۴۱ — صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بود
- غزل شمارهٔ ۵۳۸ — گر آتش دل برزند بر مؤمن و کافر زند
- غزل شمارهٔ ۵۳۹ — مستی سلامت میکند، پنهان پیامت میکند
- غزل شمارهٔ ۵۳۰ — امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان میرسد
- غزل شمارهٔ ۵۳۶ — آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود
- غزل شمارهٔ ۵۳۲ — مر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمند
- غزل شمارهٔ ۵۴۰ — مستی سلامت میکند پنهان پیامت میکند
- غزل شمارهٔ ۵۳۳ — رندان سلامت میکنند جان را غلامت میکنند
- غزل شمارهٔ ۵۴۷ — سجده کنم پیشکش آن قد و بالا، چه شود؟
- غزل شمارهٔ ۵۴۵ — بی تو به سر می نشود با دگری مینشود
- غزل شمارهٔ ۵۵۰ — پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات میرسد
- غزل شمارهٔ ۵۵۱ — جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود
- غزل شمارهٔ ۵۴۸ — چشم تو ناز میکند ناز جهان تو را رسد
- غزل شمارهٔ ۵۵۲ — چیست صلای چاشتگه خواجه به گور میرود
- غزل شمارهٔ ۵۴۴ — ای که ز یک تابش تو کوه احد پاره شود
- غزل شمارهٔ ۵۴۳ — یار مرا مینهلد تا که بخارم سر خود
- غزل شمارهٔ ۵۴۶ — هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
- غزل شمارهٔ ۵۴۲ — بی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد
- غزل شمارهٔ ۵۴۹ — آب زنید راه را، هین که نگار میرسد
- غزل شمارهٔ ۵۵۳ — بیهمگان به سر شود، بیتو به سر نمیشود
- غزل شمارهٔ ۵۵۷ — دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود
- غزل شمارهٔ ۵۵۶ — جور و جفا و دوریی کان کنکار میکند
- غزل شمارهٔ ۵۵۸ — یار مرا چو اشتران باز مهار میکشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۰ — عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بود
- غزل شمارهٔ ۵۵۹ — زهره عشق هر سحر بر در ما چه میکند
- غزل شمارهٔ ۵۶۱ — طوطی جان مست من از شکری چه میشود
- غزل شمارهٔ ۵۶۲ — خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد
- غزل شمارهٔ ۵۶۵ — اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم دارد
- غزل شمارهٔ ۵۵۴ — این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه میشود
- غزل شمارهٔ ۵۶۴ — همیبینیم ساقی را که گرد جام میگردد
- غزل شمارهٔ ۵۵۵ — چونک جمال حسن تو، اسبِ شکار زین کند
- غزل شمارهٔ ۵۶۳ — دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
- غزل شمارهٔ ۵۶۹ — بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد
- غزل شمارهٔ ۵۷۱ — بیا کامشب به جان بخشی به زلف یار میماند
- غزل شمارهٔ ۵۷۲ — ورای پردهٔ جانت، دلا خلقان پنهانند
- غزل شمارهٔ ۵۶۶ — بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد
- غزل شمارهٔ ۵۷۰ — بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد
- غزل شمارهٔ ۵۷۵ — ایا سر کرده از جانم! تو را خانه کجا باشد؟
- غزل شمارهٔ ۵۷۳ — برآمد بر شجر طوطی که تا خطبهیْ شکر گوید
- غزل شمارهٔ ۵۷۷ — چو برقی میجهد چیزی عجب آن دلستان باشد
- غزل شمارهٔ ۵۷۶ — دل من چون صدف باشد، خیال دوست دُر باشد
- غزل شمارهٔ ۵۷۴ — مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد
- غزل شمارهٔ ۵۶۷ — نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۸ — چو آمد روی مه رویم چه باشد جان که جان باشد
- غزل شمارهٔ ۵۸۰ — صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد
- غزل شمارهٔ ۵۸۲ — اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیند
- غزل شمارهٔ ۵۷۹ — دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد
- غزل شمارهٔ ۵۸۵ — مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیرد
- غزل شمارهٔ ۵۸۴ — یکی گولی همیخواهم که در دلبر نظر دارد
- غزل شمارهٔ ۵۸۷ — صلا جانهای مشتاقان که نک دلدار خوب آمد
- غزل شمارهٔ ۵۸۸ — صلا رندان دگرباره که آن شاه قمار آمد
- غزل شمارهٔ ۵۸۶ — سعادتجو دگر باشد و عاشق خود دگر باشد
- غزل شمارهٔ ۵۸۹ — شکایتها همیکردی که بهمن برگ ریز آمد
- غزل شمارهٔ ۵۸۱ — مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد
- غزل شمارهٔ ۵۸۳ — رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید
- غزل شمارهٔ ۵۷۸ — مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد
- غزل شمارهٔ ۵۹۰ — سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود
- غزل شمارهٔ ۵۹۱ — چه بویست این چه بویست این مگر آن یار میآید
- غزل شمارهٔ ۵۹۴ — امروز جمال تو سیمای دگر دارد
- غزل شمارهٔ ۵۹۶ — آن مه که ز پیدایی در چشم نمیآید
- غزل شمارهٔ ۵۹۷ — امروز جمال تو بر دیده مبارک باد
- غزل شمارهٔ ۶۰۰ — جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد
- غزل شمارهٔ ۵۹۲ — اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند
- غزل شمارهٔ ۵۹۵ — آن را که درون دل عشق و طلبی باشد
- غزل شمارهٔ ۵۹۸ — یارانِ سحر خیزان تا صبح که دریابد؟
- غزل شمارهٔ ۵۹۹ — امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابد
- غزل شمارهٔ ۵۹۳ — برون شو ای غم از سینه، که لطف یار میآید
- غزل شمارهٔ ۶۰۱ — آن عشق که از پاکی از روح حشم دارد
- غزل شمارهٔ ۶۰۳ — گویند به بَلاساغون، تُرکی دو کمان دارد
- غزل شمارهٔ ۶۰۵ — ای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازد
- غزل شمارهٔ ۶۰۷ — ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزد
- غزل شمارهٔ ۶۰۸ — ایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشد
- غزل شمارهٔ ۶۰۲ — آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد
- غزل شمارهٔ ۶۰۴ — هرک آتش من دارد او خرقه ز من دارد
- غزل شمارهٔ ۶۰۶ — با تلخی معزولی میری بنمی ارزد
- غزل شمارهٔ ۶۱۱ — ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد
- غزل شمارهٔ ۶۱۲ — بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد
- غزل شمارهٔ ۶۰۹ — در خانهٔ غم بودن، از همّت دون باشد
- غزل شمارهٔ ۶۱۳ — ای خواجه بازرگان از مصر شکر آمد
- غزل شمارهٔ ۶۱۰ — نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
- غزل شمارهٔ ۶۱۵ — خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند
- غزل شمارهٔ ۶۱۴ — آن بنده آواره بازآمد و بازآمد
- غزل شمارهٔ ۶۱۹ — آن صبح سعادتها چون نورفشان آید
- غزل شمارهٔ ۶۱۷ — چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
- غزل شمارهٔ ۶۲۲ — جان پیش تو هر ساعت میریزد و میروید
- غزل شمارهٔ ۶۲۱ — در تابش خورشیدش رقصم به چه میباید
- غزل شمارهٔ ۶۱۸ — چون جغد بود اصلش، کی صورتِ باز آید؟
- غزل شمارهٔ ۶۱۶ — چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند
- غزل شمارهٔ ۶۲۳ — عاشق شدهای ای دل سودات مبارک باد
- غزل شمارهٔ ۶۲۴ — هر ذره که بر بالا مِی نوشد و پا کوبد
- غزل شمارهٔ ۶۲۰ — از سرو مرا بوی بالای تو میآید
- غزل شمارهٔ ۶۲۵ — گر ماه شب افروزان روپوش روا دارد
- غزل شمارهٔ ۶۲۹ — عاشق چو منی باید میسوزد و میسازد
- غزل شمارهٔ ۶۳۰ — گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشد
- غزل شمارهٔ ۶۳۲ — عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد
- غزل شمارهٔ ۶۲۶ — هر کآتش من دارد او خرقه ز من دارد
- غزل شمارهٔ ۶۳۱ — نومید مشو جانا، کاومید پدید آمد
- غزل شمارهٔ ۶۳۷ — برانید برانید که تا بازنمانید
- غزل شمارهٔ ۶۳۴ — نک ماه رجب آمد تا ماه عجب بیند
- غزل شمارهٔ ۶۳۳ — شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد
- غزل شمارهٔ ۶۲۸ — ای دوست! شکر بهتر یا آنک شکر سازد؟
- غزل شمارهٔ ۶۲۷ — عاشق به سوی عاشق زنجیر همیدرد
- غزل شمارهٔ ۶۳۶ — بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
- غزل شمارهٔ ۶۳۵ — مستان می ما را هم ساقی ما باید
- غزل شمارهٔ ۶۴۰ — تا باد سعادت ز محمد خبر افکند
- غزل شمارهٔ ۶۴۱ — در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد
- غزل شمارهٔ ۶۴۴ — تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد
- غزل شمارهٔ ۶۴۶ — بار دگر آن مست به بازار درآمد
- غزل شمارهٔ ۶۴۳ — در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد
- غزل شمارهٔ ۶۴۷ — تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
- غزل شمارهٔ ۶۴۵ — بار دگر آن آب به دولاب درآمد
- غزل شمارهٔ ۶۴۲ — در خانه نشسته بت عیار که دارد
- غزل شمارهٔ ۶۴۹ — بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد
- غزل شمارهٔ ۶۳۸ — ملولان همه رفتند در خانه ببندید
- غزل شمارهٔ ۶۳۹ — آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
- غزل شمارهٔ ۶۴۸ — ای قوم به حج رفته کجایید؟ کجایید؟
- غزل شمارهٔ ۶۵۷ — گر یک سر موی از رخ تو روی نماید
- غزل شمارهٔ ۶۵۱ — مهتاب برآمد کلک از گور برآمد
- غزل شمارهٔ ۶۵۴ — هر نکته که از زهر اجل تلختر آید
- غزل شمارهٔ ۶۵۶ — مرغان که کنون از قفس خویش جدایید
- غزل شمارهٔ ۶۵۳ — چون بر رخ ما عکس جمال تو برآید
- غزل شمارهٔ ۶۵۵ — از بهر خدا عشق دگر یار مدارید
- غزل شمارهٔ ۶۵۹ — دلم امروز خوی یار دارد
- غزل شمارهٔ ۶۵۸ — بگو دل را که گرد غم نگردد
- غزل شمارهٔ ۶۶۱ — بیا ای زیرک و بر گول میخند
- غزل شمارهٔ ۶۵۰ — آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
- غزل شمارهٔ ۶۵۲ — تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
- غزل شمارهٔ ۶۶۰ — نثرنا فی ربیع الوصل بالورد
- غزل شمارهٔ ۶۷۰ — پریر آن چهره یارم چه خوش بود
- غزل شمارهٔ ۶۶۶ — چمن جز عشق تو کاری ندارد
- غزل شمارهٔ ۶۶۲ — اگر عالم همه پرخار باشد
- غزل شمارهٔ ۶۶۳ — توی نقشی که جانها برنتابد
- غزل شمارهٔ ۶۶۵ — خنک جانی که او یاری پسندد
- غزل شمارهٔ ۶۶۸ — رجب بیرون شد و شعبان درآمد
- غزل شمارهٔ ۶۶۴ — دلی دارم که گرد غم نگردد
- غزل شمارهٔ ۶۶۷ — سماع صوفیان می درنگیرد
- غزل شمارهٔ ۶۶۹ — چو شب شد جملگان در خواب رفتند
- غزل شمارهٔ ۶۷۲ — بگویم خفیه تا خواجه نرنجد
- غزل شمارهٔ ۶۷۳ — کسی کز غمزهای صد عقل بندد
- غزل شمارهٔ ۶۷۱ — دلم را ناله سرنای باید
- غزل شمارهٔ ۶۷۴ — چنان کز غم دل دانا گریزد
- غزل شمارهٔ ۶۷۶ — سگ ار چه بیفغان و شر نباشد
- غزل شمارهٔ ۶۷۹ — چو دیوم عاشق آن یک پری شد
- غزل شمارهٔ ۶۷۵ — هر آن دلها که بیتو شاد باشد
- غزل شمارهٔ ۶۷۸ — به صورت یار من چون خشمگین شد
- غزل شمارهٔ ۶۷۷ — عجب آن دلبر زیبا کجا شد
- غزل شمارهٔ ۶۸۰ — نگارا مردگان از جان چه دانند
- غزل شمارهٔ ۶۸۲ — یکی لحظه از او دوری نباید
- غزل شمارهٔ ۶۸۱ — کسی که غیر این سوداش نبود
- غزل شمارهٔ ۶۸۴ — ز رویت دسته گل میتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۶۸۵ — دل با دل دوست در حنین باشد
- غزل شمارهٔ ۶۸۳ — ز خاک من اگر گندم برآید
- غزل شمارهٔ ۶۸۸ — روی تو به رنگریز کان ماند
- غزل شمارهٔ ۶۸۶ — ای مطرب جان چو دف به دست آمد
- غزل شمارهٔ ۶۸۹ — دوش از بت من جهان چه میشد
- غزل شمارهٔ ۶۹۰ — ای عشق که جمله از تو شادند
- غزل شمارهٔ ۶۹۲ — رفتیم بقیه را بقا باد
- غزل شمارهٔ ۶۹۱ — هر چند که بلبلان گزینند
- غزل شمارهٔ ۶۹۴ — آن کز دهن تو رنگ دارد
- غزل شمارهٔ ۶۹۶ — بیچاره کسی که زر ندارد
- غزل شمارهٔ ۶۹۳ — جانی که ز نور مصطفی زاد
- غزل شمارهٔ ۶۹۵ — این قافله بار ما ندارد
- غزل شمارهٔ ۶۸۷ — کی باشد کاین قفس چمن گردد
- غزل شمارهٔ ۶۹۷ — دل بیلطف تو جان ندارد
- غزل شمارهٔ ۶۹۸ — آن کس که ز تو نشان ندارد
- غزل شمارهٔ ۶۹۹ — بیچاره کسی که می ندارد
- غزل شمارهٔ ۷۰۵ — ای کز تو همه جفا وفا شد
- غزل شمارهٔ ۷۰۲ — پرکندگی از نفاق خیزد
- غزل شمارهٔ ۷۰۱ — آن خواجه خوش لقا چه دارد
- غزل شمارهٔ ۷۰۰ — آن خواجه خوش لقا چه دارد
- غزل شمارهٔ ۷۰۴ — آن جا که چو تو نگار باشد
- غزل شمارهٔ ۷۰۶ — روزم به عیادت شب آمد
- غزل شمارهٔ ۷۰۸ — برخیز که ساقی اندر آمد
- غزل شمارهٔ ۷۰۷ — آن یوسف خوش عذار آمد
- غزل شمارهٔ ۷۰۳ — آن کس که ز جان خود نترسد
- غزل شمارهٔ ۷۰۹ — جان از سفر دراز آمد
- غزل شمارهٔ ۷۱۱ — امروز نگار ما نیامد
- غزل شمارهٔ ۷۲۰ — از بهر چه در غم و زحیرید
- غزل شمارهٔ ۷۱۶ — دیر آمدهای سفر مکن زود
- غزل شمارهٔ ۷۱۹ — ای اهل صبوح در چه کارید
- غزل شمارهٔ ۷۲۱ — هر سینه که سیمبر ندارد
- غزل شمارهٔ ۷۱۲ — خوش باش که هر که راز داند
- غزل شمارهٔ ۷۱۵ — اول نظر ار چه سرسری بود
- غزل شمارهٔ ۷۱۷ — آن کس که به بندگیت آید
- غزل شمارهٔ ۷۱۰ — آن شعله نور میخرامد
- غزل شمارهٔ ۷۱۳ — ساقی زان می که میچریدند
- غزل شمارهٔ ۷۱۸ — آخر گهر وفا ببارید
- غزل شمارهٔ ۷۱۴ — اول نظر ار چه سرسری بود
- غزل شمارهٔ ۷۳۰ — اینک آن مرغان که ایشان بیضهها زرین کنند
- غزل شمارهٔ ۷۳۲ — دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود
- غزل شمارهٔ ۷۲۲ — ما مست شدیم و دل جدا شد
- غزل شمارهٔ ۷۲۳ — ساقی برخیز کان مه آمد
- غزل شمارهٔ ۷۲۴ — گر مایهٔ دهر جان فزا بود
- غزل شمارهٔ ۷۲۵ — کس با چو تو یار راز گوید
- غزل شمارهٔ ۷۲۶ — شب رفت حریفکان کجایید
- غزل شمارهٔ ۷۲۷ — از دلبر ما نشان کی دارد
- غزل شمارهٔ ۷۲۸ — دشمن خویشیم و یار آنک ما را میکُشد
- غزل شمارهٔ ۷۳۳ — ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد
- غزل شمارهٔ ۷۳۱ — پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود
- غزل شمارهٔ ۷۲۹ — اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند
- غزل شمارهٔ ۷۴۴ — رو ترش کردی مگر دی بادهات گیرا نبود
- غزل شمارهٔ ۷۴۱ — پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند
- غزل شمارهٔ ۷۴۵ — آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خود
- غزل شمارهٔ ۷۳۷ — نام آن کس بَر که مرده از جمالش زنده شد
- غزل شمارهٔ ۷۳۶ — گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شد
- غزل شمارهٔ ۷۴۰ — مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند
- غزل شمارهٔ ۷۳۵ — دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد
- غزل شمارهٔ ۷۳۹ — قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند
- غزل شمارهٔ ۷۳۸ — مطربم سرمست شد انگشت بر رق میزند
- غزل شمارهٔ ۷۴۲ — عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کند
- غزل شمارهٔ ۷۴۳ — آن زمانی را که چشم از چشم او مخمور بود
- غزل شمارهٔ ۷۳۴ — مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد
- غزل شمارهٔ ۷۵۲ — هم دلم ره مینماید هم دلم ره میزند
- غزل شمارهٔ ۷۵۰ — شاد شد جانم که چشمت وعدهٔ احسان نهاد
- غزل شمارهٔ ۷۵۱ — هر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشد
- غزل شمارهٔ ۷۴۹ — مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد
- غزل شمارهٔ ۷۴۸ — فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار باد
- غزل شمارهٔ ۷۵۴ — میخرامد آفتاب خوبرویان ره کنید
- غزل شمارهٔ ۷۵۳ — هم لبان میفروشت باده را ارزان کند
- غزل شمارهٔ ۷۴۶ — برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید
- غزل شمارهٔ ۷۵۶ — علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود
- غزل شمارهٔ ۷۵۵ — شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود
- غزل شمارهٔ ۷۴۷ — ای طربناکان ز مطرب التماس می کنید
- غزل شمارهٔ ۷۵۷ — وصف آن مخدوم میکن گرچه میرنجد حسود
- غزل شمارهٔ ۷۶۴ — مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند
- غزل شمارهٔ ۷۶۸ — چمنی که جمله گلها به پناه او گریزد
- غزل شمارهٔ ۷۶۰ — خنک آن کس که چو ما شد، همه تسلیم و رضا شد
- غزل شمارهٔ ۷۶۳ — خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد
- غزل شمارهٔ ۷۶۲ — بدرد مرده کفن را به سر گور برآید
- غزل شمارهٔ ۷۶۱ — چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد
- غزل شمارهٔ ۷۶۶ — خضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردد
- غزل شمارهٔ ۷۶۹ — چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد
- غزل شمارهٔ ۷۵۸ — دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد
- غزل شمارهٔ ۷۶۷ — صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد
- غزل شمارهٔ ۷۵۹ — دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد
- غزل شمارهٔ ۷۶۵ — هله نومید نباشی که تو را یار براند
- غزل شمارهٔ ۷۷۳ — سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد
- غزل شمارهٔ ۷۷۲ — صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد
- غزل شمارهٔ ۷۷۶ — عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند
- غزل شمارهٔ ۷۷۴ — به میان دل خیال مه دلگشا درآمد
- غزل شمارهٔ ۷۷۸ — از دلم صورت آن خوب ختن مینرود
- غزل شمارهٔ ۷۷۷ — ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند
- غزل شمارهٔ ۷۸۰ — بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد
- غزل شمارهٔ ۷۷۱ — هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نماند
- غزل شمارهٔ ۷۷۰ — همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
- غزل شمارهٔ ۷۷۹ — همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد
- غزل شمارهٔ ۷۸۱ — در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد
- غزل شمارهٔ ۷۷۵ — هَله هُش دار که در شهرْ دو سه طَرّارند
- غزل شمارهٔ ۷۸۷ — آنچ روی تو کند نور رخ خور نکند
- غزل شمارهٔ ۷۸۴ — عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
- غزل شمارهٔ ۷۸۸ — آه کان طوطی دل بیشکرستان چه کند
- غزل شمارهٔ ۷۸۳ — ای دریغا که حریفان همه سر بنهادند
- غزل شمارهٔ ۷۸۶ — آنک عکس رخ او راه ثریا بزند
- غزل شمارهٔ ۷۸۹ — از دلم صورت آن خوب ختن مینرود
- غزل شمارهٔ ۷۹۳ — هست مستی که مرا جانب میخانه برد
- غزل شمارهٔ ۷۹۰ — واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود
- غزل شمارهٔ ۷۹۲ — هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد
- غزل شمارهٔ ۷۹۱ — این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید
- غزل شمارهٔ ۷۸۵ — ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند
- غزل شمارهٔ ۷۸۲ — خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد
- غزل شمارهٔ ۷۹۵ — وقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسد
- غزل شمارهٔ ۷۹۴ — هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد
- غزل شمارهٔ ۷۹۷ — ز اول روز که مخموری مستان باشد
- غزل شمارهٔ ۷۹۶ — وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد
- غزل شمارهٔ ۷۹۸ — ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود
- غزل شمارهٔ ۸۰۳ — بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد
- غزل شمارهٔ ۸۰۰ — گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود
- غزل شمارهٔ ۸۰۱ — عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید
- غزل شمارهٔ ۸۰۲ — میرسد یوسف مصری همه اقرار دهید
- غزل شمارهٔ ۸۰۴ — صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرند
- غزل شمارهٔ ۸۰۵ — یا رب این بوی که امروز به ما میآید
- غزل شمارهٔ ۷۹۹ — سفره کهنه کجا درخور نان تو بود
- غزل شمارهٔ ۸۰۸ — عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
- غزل شمارهٔ ۸۱۳ — موشکی صندوق را سوراخ کرد
- غزل شمارهٔ ۸۰۷ — لحظهای قصه کنان قصه تبریز کنید
- غزل شمارهٔ ۸۱۱ — آن شکرپاسخ، نباتم میدهد
- غزل شمارهٔ ۸۰۶ — یا رب این بوی خوش از روضه جان میآید
- غزل شمارهٔ ۸۱۲ — خنبهای لایزالی جوش باد
- غزل شمارهٔ ۸۱۴ — بار دیگر یار ما هنباز کرد
- غزل شمارهٔ ۸۱۶ — خلق میجنبند مانا روز شد
- غزل شمارهٔ ۸۱۵ — شهر پر شد لولیان عقل دزد
- غزل شمارهٔ ۸۱۷ — چون مرا جمعی خریدار آمدند
- غزل شمارهٔ ۸۰۹ — طرفه گرمابهبانی کو ز خلوت برآید
- غزل شمارهٔ ۸۱۰ — باز شیری با شکر آمیختند
- غزل شمارهٔ ۸۲۱ — خنده از لطفت حکایت میکند
- غزل شمارهٔ ۸۱۸ — ساقیان سرمست در کار آمدند
- غزل شمارهٔ ۸۲۶ — ای خدا از عاشقان خشنود باد
- غزل شمارهٔ ۸۲۳ — عمر بر اومید فردا میرود
- غزل شمارهٔ ۸۲۰ — هر چه آن خسرو کند شیرین کند
- غزل شمارهٔ ۸۲۹ — هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود
- غزل شمارهٔ ۸۲۸ — هر که را اسرار عشق اظهار شد
- غزل شمارهٔ ۸۲۷ — نه فلک مر عاشقان را بنده باد
- غزل شمارهٔ ۸۲۵ — برنشین ای عزم و منشین ای امید
- غزل شمارهٔ ۸۲۴ — عاشقان پیدا و دلبر ناپدید
- غزل شمارهٔ ۸۲۲ — عشق اکنون مهربانی میکند
- غزل شمارهٔ ۸۱۹ — اندک اندک جمع مستان میرسند
- غزل شمارهٔ ۸۳۲ — شب شد و هنگام خلوتگاه شد
- غزل شمارهٔ ۸۳۰ — صاف جانها سوی گردون میرود
- غزل شمارهٔ ۸۳۳ — مرگ ما هست عروسی ابد
- غزل شمارهٔ ۸۳۶ — گر نخسپی شبکی جان چه شود
- غزل شمارهٔ ۸۳۱ — هر زمان لطفت همی در پی رسد
- غزل شمارهٔ ۸۳۴ — از دل رفته نشان میآید
- غزل شمارهٔ ۸۳۷ — هر کجا بوی خدا میآید
- غزل شمارهٔ ۸۳۸ — گر نخسپی شبکی جان چه شود
- غزل شمارهٔ ۸۳۹ — خشمین بر آن کسی شو کز وی گزیر باشد
- غزل شمارهٔ ۸۳۵ — گل خندان که نخندد چه کند
- غزل شمارهٔ ۸۴۱ — باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد
- غزل شمارهٔ ۸۴۰ — بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد
- غزل شمارهٔ ۸۴۶ — بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند
- غزل شمارهٔ ۸۴۲ — آن ماه کو ز خوبی بر جمله میدواند
- غزل شمارهٔ ۸۴۴ — گر ساعتی ببری ز اندیشهها چه باشد
- غزل شمارهٔ ۸۴۳ — در عشق زنده باید، کز مُرده هیچ ناید
- غزل شمارهٔ ۸۴۸ — از چشم پرخمارت دل را قرار ماند
- غزل شمارهٔ ۸۴۹ — ای آن که از عزیزی در دیده جات کردند
- غزل شمارهٔ ۸۴۷ — پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داند
- غزل شمارهٔ ۸۵۰ — یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدند
- غزل شمارهٔ ۸۵۱ — ای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آید
- غزل شمارهٔ ۸۵۳ — مر بحر را ز ماهی دایم گزیر باشد
- غزل شمارهٔ ۸۵۲ — جز لطف و جز حلاوت خود از شکر چه آید
- غزل شمارهٔ ۸۴۵ — مرغی که ناگهانی در دام ما درآمد
- غزل شمارهٔ ۸۵۶ — برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد
- غزل شمارهٔ ۸۵۴ — گفتم مکن چنینها ای جان چنین نباشد
- غزل شمارهٔ ۸۵۷ — گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند
- غزل شمارهٔ ۸۶۰ — ای دل اگر کم آیی کارت کمال گیرد
- غزل شمارهٔ ۸۵۵ — عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد
- غزل شمارهٔ ۸۵۸ — وقتی خوش است ما را، لابد نبید باید
- غزل شمارهٔ ۸۶۱ — لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد
- غزل شمارهٔ ۸۶۵ — جانا بیار باده که ایام میرود
- غزل شمارهٔ ۸۵۹ — نی دیده هر دلی را دیدار مینماید
- غزل شمارهٔ ۸۶۳ — آتش پریر گفت نهانی به گوش دود
- غزل شمارهٔ ۸۶۲ — قومی که بر براق بصیرت سفر کنند
- غزل شمارهٔ ۸۶۴ — بلبل نگر که جانب گلزار میرود
- غزل شمارهٔ ۸۶۶ — چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
- غزل شمارهٔ ۸۶۹ — خیاط روزگار به بالای هیچ مرد
- غزل شمارهٔ ۸۶۷ — چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
- غزل شمارهٔ ۸۶۸ — به حرم به خود کشید و مرا آشنا ببرد
- غزل شمارهٔ ۸۷۳ — خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود
- غزل شمارهٔ ۸۷۲ — این عشق جمله عاقل و بیدار میکشد
- غزل شمارهٔ ۸۷۵ — گر عید وصل تست منم خود غلام عید
- غزل شمارهٔ ۸۷۰ — چشمم همیپرد مگر آن یار میرسد
- غزل شمارهٔ ۸۷۷ — امسال بلبلان چه خبرها همیدهند
- غزل شمارهٔ ۸۷۶ — تا چند خرقه بردرم از بیم و از امید
- غزل شمارهٔ ۸۷۴ — امروز مرده بین که چه سان زنده میشود
- غزل شمارهٔ ۸۷۱ — آمد بهار خرم و رحمت نثار شد
- غزل شمارهٔ ۸۸۰ — صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد
- غزل شمارهٔ ۸۷۸ — صحرا خوشست لیک چو خورشید فر دهد
- غزل شمارهٔ ۸۸۲ — جامه سیه کرد کفر نور محمد رسید
- غزل شمارهٔ ۸۸۱ — آه که بار دگر آتش در من فتاد
- غزل شمارهٔ ۸۷۹ — صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید
- غزل شمارهٔ ۸۸۳ — جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد
- غزل شمارهٔ ۸۸۵ — بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد
- غزل شمارهٔ ۸۸۸ — زهره من بر فلک شکل دگر میرود
- غزل شمارهٔ ۸۸۴ — پرده دل میزند زهره هم از بامداد
- غزل شمارهٔ ۸۸۷ — روبهکی دنبه برد شیر مگر خفته بود
- غزل شمارهٔ ۸۸۹ — روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید
- غزل شمارهٔ ۸۸۶ — از رسن زلف تو خلق به جان آمدند
- غزل شمارهٔ ۹۰۱ — اگر دمی بنوازد مرا نگار چه باشد
- غزل شمارهٔ ۹۰۰ — بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد
- غزل شمارهٔ ۸۹۳ — نیک بدست آنک او شد تلف نیک و بد
- غزل شمارهٔ ۸۹۹ — یار مرا عارض و عذار نه این بود
- غزل شمارهٔ ۸۹۰ — صبحدمی همچو صبح پرده ظلمت درید
- غزل شمارهٔ ۸۹۱ — دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید
- غزل شمارهٔ ۸۹۲ — آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید
- غزل شمارهٔ ۸۹۴ — نعره آن بلبلان از سوی بستان رسید
- غزل شمارهٔ ۸۹۵ — وسوسه تن گذشت غلغله جان رسید
- غزل شمارهٔ ۸۹۶ — غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند
- غزل شمارهٔ ۸۹۷ — شرح دهم من که شب از چه سیهدل بود
- غزل شمارهٔ ۸۹۸ — بانگ زدم من که «دل مست کجا میرود؟»
- غزل شمارهٔ ۹۰۳ — اگر مرا تو نخواهی دلم تو را نگذارد
- غزل شمارهٔ ۹۰۷ — مده به دست فراقت دل مرا که نشاید
- غزل شمارهٔ ۹۰۶ — گرفت خشم ز بستان سرخری و برون شد
- غزل شمارهٔ ۹۰۴ — ز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه میشد
- غزل شمارهٔ ۹۰۵ — شدم ز عشق به جایی که عشق نیز نداند
- غزل شمارهٔ ۹۰۸ — چو درد گیرد دندان تو عدو گردد
- غزل شمارهٔ ۹۱۰ — بر آستانه اسرار آسمان نرسد
- غزل شمارهٔ ۹۱۲ — نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند
- غزل شمارهٔ ۹۰۲ — ز سر بگیرم عیشی چو پا به گنج فروشد
- غزل شمارهٔ ۹۱۳ — بگو به گوش کسانی که نور چشم منند
- غزل شمارهٔ ۹۰۹ — چه پادشاست که از خاک پادشا سازد
- غزل شمارهٔ ۹۱۱ — به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
- غزل شمارهٔ ۹۱۹ — ببرد خواب مرا عشق و عشق خواب برد
- غزل شمارهٔ ۹۱۵ — بیا که ساقی عشق شرابباره رسید
- غزل شمارهٔ ۹۱۶ — درخت و برگ برآید ز خاک این گوید
- غزل شمارهٔ ۹۱۷ — به یارکان صفا جز می صفا مدهید
- غزل شمارهٔ ۹۱۸ — چو کارزار کند شاه روم با شمشاد
- غزل شمارهٔ ۹۲۲ — چو عشق را هوس بوسه و کنار بود
- غزل شمارهٔ ۹۲۰ — کسی که عاشق آن رونق چمن باشد
- غزل شمارهٔ ۹۲۱ — سخن که خیزد از جان ز جان حجاب کند
- غزل شمارهٔ ۹۲۳ — رسید ساقی جان ما خمار خوابآلود
- غزل شمارهٔ ۹۲۵ — دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید
- غزل شمارهٔ ۹۲۴ — به روحهای مقدس ز من سلام برید
- غزل شمارهٔ ۹۱۴ — ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجود
- غزل شمارهٔ ۹۲۸ — هزار جان مقدس فدای روی تو باد
- غزل شمارهٔ ۹۲۷ — به باغ بلبل از این پس حدیث ما گوید
- غزل شمارهٔ ۹۲۶ — حبیب کعبه جانست اگر نمیدانید
- غزل شمارهٔ ۹۳۰ — سپاس و شکر خدا را که بندها بگشاد
- غزل شمارهٔ ۹۳۳ — میان باغ گل سرخهای و هو دارد
- غزل شمارهٔ ۹۳۴ — میان باغ، گل سرخ، های و هو دارد
- غزل شمارهٔ ۹۳۱ — مها به دل نظری کن که دل تو را دارد
- غزل شمارهٔ ۹۳۵ — مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد
- غزل شمارهٔ ۹۳۶ — مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند
- غزل شمارهٔ ۹۳۲ — مها به دل نظری کن که دل تو را دارد
- غزل شمارهٔ ۹۳۷ — فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند
- غزل شمارهٔ ۹۲۹ — ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد
- غزل شمارهٔ ۹۴۲ — اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد
- غزل شمارهٔ ۹۴۴ — به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید
- غزل شمارهٔ ۹۴۳ — نماز شام چو خورشید در غروب آید
- غزل شمارهٔ ۹۴۱ — ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود
- غزل شمارهٔ ۹۳۹ — به پیش تو چه زند جان و جان کدام بود
- غزل شمارهٔ ۹۴۰ — ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود
- غزل شمارهٔ ۹۴۵ — ندا رسید به جانها که چند میپایید
- غزل شمارهٔ ۹۴۷ — مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد
- غزل شمارهٔ ۹۴۶ — میان باغ، گل سرخ، های و هو دارد
- غزل شمارهٔ ۹۴۸ — کسی خراب خرابات و مست میباشد
- غزل شمارهٔ ۹۴۹ — مرا وصال تو باید صبا چه سود کند
- غزل شمارهٔ ۹۳۸ — سخن به نزد سخندان بزرگوار بود
- غزل شمارهٔ ۹۵۵ — سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید
- غزل شمارهٔ ۹۵۷ — هزار جان مقدس فدای روی تو باد
- غزل شمارهٔ ۹۵۸ — کدام لب که از او بوی جان نمیآید
- غزل شمارهٔ ۹۵۹ — اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد
- غزل شمارهٔ ۹۵۰ — سپاس آن عدمی را که هستِ ما بربود
- غزل شمارهٔ ۹۵۲ — ز شمس دین طرب نوبهار بازآید
- غزل شمارهٔ ۹۶۰ — به حارسان نکوروی من خطاب کنید
- غزل شمارهٔ ۹۵۱ — هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود
- غزل شمارهٔ ۹۵۳ — سپیده دم بدمید و سپیده میساید
- غزل شمارهٔ ۹۶۱ — جهان را بدیدم وفایی ندارد
- غزل شمارهٔ ۹۵۴ — فزود آتش من آب را خبر ببرید
- غزل شمارهٔ ۹۵۶ — ز جان سوختهام خلق را حذار کنید
- غزل شمارهٔ ۹۶۳ — دل من که باشد که تو را نباشد
- غزل شمارهٔ ۹۶۶ — دیده خون گشت و خون نمیخسبد
- غزل شمارهٔ ۹۶۷ — رسم نو بین که شهریار نهاد
- غزل شمارهٔ ۹۶۴ — گفتم که ای جان خود جان چه باشد
- غزل شمارهٔ ۹۶۸ — سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
- غزل شمارهٔ ۹۷۲ — عاشقانی که باخبر میرند
- غزل شمارهٔ ۹۶۹ — سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
- غزل شمارهٔ ۹۷۰ — دیدهها شب فراز باید کرد
- غزل شمارهٔ ۹۶۲ — سحر این دل من ز سودا چه میشد
- غزل شمارهٔ ۹۶۵ — دل گردون خلل کند چو مه تو نهان شود
- غزل شمارهٔ ۹۷۱ — عشق تو مست و کف زنانم کرد
- غزل شمارهٔ ۹۷۳ — صوفیان در دمی دو عید کنند
- غزل شمارهٔ ۹۷۴ — گر تو را بخت یار خواهد بود
- غزل شمارهٔ ۹۷۵ — آتش افکند در جهان جمشید
- غزل شمارهٔ ۹۷۶ — خسروانی که فتنهای چینید
- غزل شمارهٔ ۹۷۸ — زندگانی صدر عالی باد
- غزل شمارهٔ ۹۸۱ — شعر من نان مصر را ماند
- غزل شمارهٔ ۹۷۷ — عید بر عاشقان مبارک باد
- غزل شمارهٔ ۹۷۹ — شاهدی بین که در زمانه بزاد
- غزل شمارهٔ ۹۸۰ — مادر عشق طفل عاشق را
- غزل شمارهٔ ۹۸۴ — هین که هنگام صابران آمد
- غزل شمارهٔ ۹۸۲ — یوسف آخرزمان خرامان شد
- غزل شمارهٔ ۹۸۵ — هر که بهر تو انتظار کند
- غزل شمارهٔ ۹۸۳ — هر کی در ذوقِ عشق دنگ آمد
- غزل شمارهٔ ۹۸۷ — هر که را ذوق دین پدید آید
- غزل شمارهٔ ۹۸۹ — صبر با عشق بس نمیآید
- غزل شمارهٔ ۹۹۰ — من بسازم ولیک کی شاید
- غزل شمارهٔ ۹۹۱ — عشق جانان مرا ز جان ببرید
- غزل شمارهٔ ۹۹۲ — خسروانی که فتنهای چینید
- غزل شمارهٔ ۹۸۸ — بوی دلدار ما نمیآید
- غزل شمارهٔ ۹۹۳ — زان ازلی نور که پروردهاند
- غزل شمارهٔ ۹۹۵ — دیدن روی تو هم از بامداد
- غزل شمارهٔ ۹۹۴ — دوست همان به که بلاکش بود
- غزل شمارهٔ ۹۹۶ — گفت کسی خواجه سنایی بمرد
- غزل شمارهٔ ۹۹۷ — پیرهن یوسف و بو میرسد
- غزل شمارهٔ ۹۸۶ — عشق را جان بیقرار بود
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۳ — شاخ گلی باغ ز تو سبز و شاد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۵ — هر که ز عشاق گریزان شود
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۴ — دوش دل عربده گر با کی بود
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۹ — طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۷ — گفت کسی خواجه سنایی بمرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۸ — یا من نعماه غیر معدود
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۶ — عشق مرا بر همگان برگزید
- غزل شمارهٔ ۹۹۹ — از سوی دل لشکر جان آمدند
- غزل شمارهٔ ۹۹۸ — آتش عشق تو قلاووز شد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۰ — آنچ گل سرخ قبا میکند
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۱ — آه در آن شمع منور چه بود
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۲ — چونک کمند تو دلم را کشید
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۱ — میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۰ — من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۳ — اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۶ — انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۷ — آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۴ — حکم البین بموتی و عمد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۲ — یا شبه الطیف لی انت قریب بعید
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۵ — ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۸ — رو چشم جان را برگشا در بیدلان اندرنگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۹ — ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۰ — ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۱ — گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۷ — یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۴ — مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۳ — اگر باده خوری باری ز دست دلبر ما خور
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۹ — جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۶ — گرچه نه به دریاییم دانه گهریم آخر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۲ — تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۵ — مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۱ — جان من و جان تو بستست به همدیگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۰ — نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۸ — ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۲ — دی سحری بر گذری گفت مرا یار
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۳ — ای دیده مرا بر در واپس بکشیده سر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۸ — به حسن تو نباشد یار دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۳ — مرا اقبال خندانید آخر
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۲ — منم از جان خود بیزار بیزار
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۶ — ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۴ — به ساقی درنگر در مست منگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۹ — بگرد فتنه میگردی دگربار
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۱ — مرا یارا چنین بییار مگذار
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۰ — جفا از سر گرفتی یاد میدار
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۵ — بگردان ساقیا آن جام دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۷ — گیرم که بود میر تو را زر به خروار
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۵ — ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۴ — مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۹ — صد بار بگفتمت نگهدار
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۷ — در این سرما و باران یار خوشتر
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۵ — انجیرفروش را چه بهتر
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۶ — نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۰ — کی باشد اختری در اقطار
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۱ — شب گشت ولیک پیش اغیار
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۲ — نوریست میان شعر احمر
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۴ — ای یار شگرف در همه کار
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۳ — نزدیک توام مرا مبین دور
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۶ — انجیرفروش را چه بهتر
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۷ — دارد درویش نوش دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۸ — خداوند خداوندان اسرار
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۹ — گفتی که زیان کنی زیان گیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۵ — یا ربا این لطفها را از لبش پاینده دار
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۶ — مرحبا ای جان باقی پادشاهِ کامیار
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۸ — نیشکر باید که بندد پیش آن لبها کمر
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۳ — عزم رفتن کردهای چون عمر شیرین یاد دار
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۸ — آخر کی شود از آن لقا سیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۰ — عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۱ — عرض لشکر میدهد مر عاشقان را عشق یار
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۹ — در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۷ — سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۴ — مطربا در پیش شاهان چون شدستی پرده دار
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۲ — چون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۴ — گرْم در گفتار آمد آن صنم اَین الفرار
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۶ — لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۹ — بهر شهوت جان خود را میدهی همچون ستور
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۷ — از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۰ — ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۰ — گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۳ — خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۵ — آینهیْ چینی تو را با زنگی اعشیٰ چه کار؟
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۱ — معده را پر کردهای دوش از خمیر و از فطیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۲ — گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۸ — شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۱ — ای صبا حالی ز خد و خال شمس الدین بیار
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۶ — هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوتر
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۲ — عقل، بندِ رَهروان و عاشقانست، ای پسر
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۴ — مه روزه اندرآمد هله ای بت چو شکر
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۳ — هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۷ — بده آن باده به ما باده به ما اولیتر
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۹ — هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۸ — سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۲ — اختران را شب وصلست و نثارست و نثار
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۰ — صنما این چه گمانست فرودست حقیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۱ — نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۵ — همه صیدها بکردی، هله، میر بار دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۳ — روستایی بچهای هست درون بازار
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۸ — آمدم من بیدل و جان ای پسر
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۷ — عقل بند رهروانست ای پسر
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۱ — نرم نرمک سوی رخسارش نگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۲ — عشق را با گفت و با ایما چه کار
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۹ — ای نهاده بر سر زانو تو سر
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۴ — باز شد در عاشقی بابی دگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۵ — ای خیالت در دل من هر سحور
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۶ — گر ز سر عشق او داری خبر
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۳ — رفتم آن جا مست و گفتم ای نگار
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۵ — داد جاروبی به دستم آن نگار
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۴ — پر ده آن جام می را ساقیا بار دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۰ — بس که میانگیخت آن مه شور و شر
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۵ — ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۸ — ساقیا باده چون نار بیار
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۹ — ساقیا باده گلرنگ بیار
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۰ — از لب یار شکر را چه خبر
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۱ — روزی خوشست رویت از نور روز خوشتر
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۶ — راز را اندر میان نه وامگیر
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۳ — ای جان جان جانها جانی و چیز دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۷ — در چمن آیید و بربندید دید
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۲ — بر منبرست این دم مذکر مذکر
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۴ — ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۷ — دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۶ — هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۸ — میر شکار من که مرا کردهای شکار
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۰ — مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده در
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۹ — کس بیکسی نماند میدان تو این قدر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۳ — پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۱ — آمد بهار خرم و آمد رسول یار
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۴ — تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۷ — وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۵ — چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۶ — سست مکن زه که من تیر توام چارپر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۸ — بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۲ — اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۹ — عمر که بیعشق رفت، هیچ حسابش مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۲ — چون سرِ کس نیستت، فتنه مکن دل مبر
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۱ — گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۰ — بیامدیم دگربار چون نسیم بهار
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۸ — چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۶ — نبشتهست خدا گِردِ چهره دلدار
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۹ — مجوی شادی چون در غمست میل نگار
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۷ — شدهست نور محمد هزار شاخ هزار
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۱ — ز بامداد چه دشمن کشست دیدن یار
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۰ — آید هر دم رسول از طرف شهر یار
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۴ — چرا ز قافله یک کس نمیشود بیدار
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۳ — نه در وفات گذارد نه در جفا دلدار
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۵ — بیار ساقی بادت فدا سر و دستار
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۸ — کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۲ — ببین دلی که نگردد ز جان سپاری سیر
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۳ — مه تو یار ندارد جز او تو یار مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۳ — تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۰ — به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۶ — مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۲ — درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۱ — قدح شکست و شرابم نماند و من مخمور
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۷ — بکش بکش که چه خوش میکشی بیار بیار
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۹ — فغان فغان که ببست آن نگار بار سفر
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۴ — ندا رسید به جانها ز خسرو منصور
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۵ — به من نگر که منم مونس تو اندر گور
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۷ — گر تو خواهی وطن پر از دلدار
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۹ — عشق جانست عشق تو جانتر
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۴ — خلق را زیر گنبد دوار
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۰ — روی بنما به ما مکن مستور
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۵ — میر خرابات توی ای نگار
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۳ — عار بادا جهانیان را عار
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۸ — رحم بر یار کی کند هم یار
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۱ — مطربا عیش و نوش از سر گیر
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۴ — چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۵ — از آن مقام که نبود گشاد زود گذر
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۶ — مطربِ عاشقان بجنبان تار
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۲ — مطربا عشقبازی از سر گیر
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۹ — هست کسی صافی و زیبانظر
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۷ — مست توام نه از می و نه از کوکنار
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۳ — بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۴ — مرا میگفت دوش آن یار عیار
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۸ — جان خراباتی و عمر بهار
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۵ — انجیرفروش را چه بهتر
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۶ — انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۰ — رحم کن ار زخم شوم سر به سر
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۶ — چند از این راه نو روزگار
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۱ — در بگشا کآمد خامی دگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۷ — آفتابی برآمد از اسرار
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۲ — جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۴ — بیا با تو مرا کارست امروز
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۳ — اگر یئی دیر قارینداش یوخسا یاوز
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۲ — تو چشم شیخ را دیدن میاموز
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۰ — سیدی انی کلیل انت فی زی النهار
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۹ — غره وجه سلبت قلب جمیع البشر
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۱ — به سوی ما نگر چشمی برانداز
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۷ — در این سرما سر ما داری امروز
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۶ — چنان مستم چنان مستم من امروز
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۸ — الا ای شمع گریان گرم میسوز
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۹ — در این سرما سر ما داری امروز
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۵ — چنان مستم چنان مستم من امروز
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۸ — جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۱ — ماییم فداییان جانباز
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۰ — ای خفته به یاد یار برخیز
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۲ — برخیز و صبوح را برانگیز
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۵ — سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نواز
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۳ — من از سخنان مهرانگیز
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۶ — عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روز
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۹ — یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوز
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۴ — گر نهای دیوانه رو مر خویش را دیوانه ساز
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۸ — سیمرغ کوه قاف رسیدن گرفت باز
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۰ — ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۷ — اگر آتش است یارت تو بُرو در او هَمیسوز
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۱ — برای عاشق و دزدست شب فراخ و دراز
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۳ — برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۴ — عشق گزین عشق و در او کوکبه میران و مترس
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ — ای روترش به پیشم بد گفتهای مرا پس
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۲ — به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۹ — ای دل بیبهره از بهرام ترس
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۸ — حال ما بیآن مه زیبا مپرس
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۷ — نیمشب از عشق تا دانی چه میگوید خروس
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۶ — سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۰ — نیست در آخرزمان فریادرس
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۵ — سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۲ — دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۳ — ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیس
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۴ — بیا که دانه لطیفست رو ز دام مترس
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۱ — اگر گم گردد این بیدل از آن دلدار جوییدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۸ — ای شب خوش رو که توی مهتر و سالار حبش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۵ — ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۰ — دام دگر نهادهام تا که مگر بگیرمش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۲ — چه دارد در دل آن خواجه که میتابد ز رخسارش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۳ — قرین مه دو مریخند و آن دو چشمت ای دلکش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۴ — پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۵ — ای مستِ ماهِ رویِ تو استاره و گردون، خوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۶ — گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کش
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۷ — الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۹ — یار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و تُرش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۶ — آن یار ترش رو را این سوی کشانیدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۸ — ای یوسفِ مهرویان! ای جاه و جمالت خوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۹ — زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۰ — جانم به چه آرامد ای یار به آمیزش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۷ — رویش خوش و مویش خوش وآن طره جعدینش
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۳ — درون ظلمتی میجو صفاتش
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۲ — هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۱ — وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۵ — نگاری را که میجویم به جانش
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۶ — برفتم دی به پیشش سخت پرجوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۴ — قضا آمد شنو طبل نفیرش
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۷ — شنو پندی ز من ای یار خوش کیش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۰ — آن مطرب ما خوشست و چنگش
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۸ — امروز خوش است دل که تو دوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۲ — گر لاش نمود راه قلاش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۳ — اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باش
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۹ — ای خواجه تو عاقلانه میباش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۱ — ما نعره به شب زنیم و خاموش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۵ — آنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۴ — ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۶ — دوش رفتم در میان مجلس سلطان خویش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۸ — ساقیا بیگه رسیدی می بده مردانه باش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۹ — شدهام سپند حسنت وطنم میان آتش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۷ — عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۱ — گر لب او شکند نرخ شکر میرسدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۰ — به شکرخنده اگر میببرد جان رسدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۲ — آن که مه غاشیه زین چو غلامان کشدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۳ — بر ملک نیست نهان حال دل و نیک و بدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۶ — آنک جانش دادهای آن را مکش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۸ — آن مایی همچو ما دلشاد باش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۴ — من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۹ — عقل آمد عاشقا خود را بپوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۷ — چون تو شادی بنده گو غمخوار باش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۰ — اندرآمد شاه شیرینان ترش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۱ — روی تو جان جانست از جان نهان مدارش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۵ — اندک اندک راه زد سیم و زرش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۷ — در عشق آتشینش آتش نخورده آتش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۸ — صد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۲ — گر جان به جز تو خواهد از خویش برکنیمش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۱ — باز درآمد طبیب از در رنجور خویش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۹ — آینهام من آینهام من تا که بدیدم روی چو ماهش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۵ — آن مه که هست گردون گردان و بیقرارش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۶ — روحیست بینشان و ما غرقه در نشانش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۴ — میگفت چشم شوخش با طره سیاهش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۳ — ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۲ — باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۰ — مستی امروز من نیست چو مستی دوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۳ — سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۸ — یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۷ — خواجه غلط کردهای در صفت یار خویش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۵ — چون بزند گردنم سجده کند گردنش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۴ — خواجه چرا کردهای روی تو بر ما تُرُش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۹ — باز درآمد طبیب از در ایوب خویش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۲ — تمام اوست که فانی شدست آثارش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۳ — ندا رسید به عاشق ز عالم رازش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۱ — ز هدهدان تفکر چو دررسید نشانش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۵ — شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۴ — سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۶ — باز درآمد ز راه بیخود و سرمست دوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۰ — جان منست او هی مزنیدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۸ — چو رو نمود به منصور وصل دلدارش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۳ — علی الله ای مسلمانان از آن هجران پرآتش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۲ — آمد آن خواجه سیماترش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۱ — توبه من درست نیست خموش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۰ — مست گشتم ز ذوق دشنامش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۹ — دلی کز تو سوزد چه باشد دوایش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۶ — بیا بیا که توی جان جان جان سماع
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۴ — کل عقل بوصلکم مدهش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۵ — بیا بیا که توی جان جان جان سماع
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۷ — مدارم یک زمان از کار فارغ
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۶ — شنو ز سینه ترنگاترنگ آوازش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۷ — مباد با کس دیگر ثنا و دشنامش
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۵ — کعبه جانها توی گرد تو آرم طواف
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۲ — ما دو سه مست خلوتی، جمع شدیم این طرف
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۷ — ای مونس و غمگسار عاشق
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۸ — گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشق
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۶ — بیا بیا که توی شیر شیر شیر مصاف
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۹ — ای جهان را دلگشا اقبال عشق
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۳ — گر تو تنگ آیی ز ما زوتر برون رو ای حریف
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۰ — عیسی روح گرسنهست چو زاغ
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۸ — امروز روز شادی و امسال سال لاغ
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۹ — گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۴ — باده نمیبایدم فارغم از درد و صاف
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۱ — ما دو سه رند عشرتی جمع شدیم این طرف
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۹ — بباید عشق را ای دوست دردک
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۱ — باز از آن کوه قاف آمد عنقای عشق
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۲ — فریفت یار شکربار من مرا به طریق
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۷ — آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۳ — جان و سر تو که بگو بینفاق
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۴ — به دلجویی و دلداری درآمد یار پنهانک
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۰ — اندرآ با ما نشان ده راستک
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۵ — روان شد اشک یاقوتی ز راه دیدگان اینک
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۱ — ایا هوای تو در جانها سلام علیک
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۰ — ای ناطق الهی و ای دیده حقایق
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۶ — رو رو که نهای عاشق ای زلفک و ای خالک
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۸ — هر اول روز ای جان صد بار سلام علیک
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۲ — ای ظریف جهان سلام علیک
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۴ — برخیز ز خواب و ساز کن چنگ
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۶ — عاشقیّ و آنگَهانی نام و ننگ؟
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۳ — ای ظریف جهان سلام علیک
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۵ — عشق خامش طرفهتر یا نکتههای چنگ چنگ
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۸ — حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۳ — ای تو ولی احسان دل ای حسن رویت دام دل
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۷ — تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۹ — چو زد فراق تو بر سر مرا به نیرو سنگ
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۰ — بگردان شراب ای صنم بیدرنگ
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۱ — هر کی در او نیست از این عشق رنگ
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۲ — توبه سفر گیرد با پای لنگ
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۸ — بقا اندر بقا باشد طریق کم زنان ای دل
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۶ — حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۷ — الا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخل
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۱ — امروز بحمدالله از دی بترست این دل
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۲ — چه کارستان که داری اندر این دل
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۰ — هر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوتها در این منزل
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۳ — صد هزاران همچو ما غرقه در این دریای دل
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۵ — تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۴ — شتران مست شدستند، ببین رقص جمل
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۴ — این بوالعجب کاندر خزان شد آفتاب اندر حمل
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۵ — بانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دل
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۹ — مهم را لطف در لطفست از آنم بیقرار ای دل
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۳ — چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۶ — اگر درآید ناگه صنم زهی اقبال
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۵ — دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۷ — سوی آن سلطان خوبان الرحیل
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۴ — تو را سعادت بادا در آن جمال و جلال
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۷ — پیام کرد مرا بامداد بحر عسل
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۶ — رفت عمرم در سر سودای دل
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۱ — شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۲ — چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۰ — چشم تو با چشم من هر دم بیقیل و قال
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۹ — تا نزند آفتاب خیمه نور جلال
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۸ — امروز روز شادی و امسال سال گل
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۳ — کجکنن اغلن اودیا کلکل
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۹ — تعال یا مدد العیش و السرور تعال
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۰ — باده ده ای ساقی جان باده بیدرد و دغل
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۱ — عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۲ — لجکنن اغلن هی بزه کلکل
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۴ — ایها النور فی الفؤاد تعال
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۷ — رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۸ — عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۶ — یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۵ — یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۹ — ز خود شدم ز جمال پر از صفا ای دل
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۸ — به گوش دل پنهانی بگفت رحمت کل
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۳ — هان ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برم
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۰ — آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۰ — دی بر سرم تاج زری بنهاده است آن دلبرم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۱ — هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۹ — آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۱ — ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کردهام
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۸ — ای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختم
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۴ — ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۵ — باز آمدم چون عیدِ نو، تا قفلِ زندان بشکنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۷ — ای با من و پنهان چو دل، از دل سلامت میکنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۶ — کاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۲ — این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیدهام
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۲ — ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۴ — عشقا، تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۹ — ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۵ — بس جهد میکردم که من آیینهٔ نیکی شوم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۸ — ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۶ — آمد بهار ای دوستان، منزل به سروستان کنیم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۱ — تا کی به حبس این جهان من خویش زندانی کنم؟!
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۷ — هین، خیره خیره مینگر اندر رخ صفراییم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۲ — یار شدم، یار شدم، با غم تو یار شدم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۳ — تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۰ — باز آمدم، باز آمدم، از پیش آن یار آمدم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۳ — مُرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۴ — کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۶ — باز در اسرار روم جانب آن یار روم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۹ — هر نفسی تازهترم کز سر روزن بپرم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۸ — جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۱ — کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۰ — تیز دَوم، تیز دَوم، تا به سواران برسم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۵ — میل هواش می کنم طال بقاش می زنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۵ — مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۷ — زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۲ — دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۴ — دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۳ — آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۹ — ای تو بداده در سحر از کف خویش بادهام
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۸ — تا به کی ای شکر چو تن بیدل و جان فغان کنم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۴ — درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۰ — تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۵ — ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۳ — کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۲ — بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۱ — گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۶ — تُرُش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدهستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۷ — دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۶ — هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۷ — به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۷ — من از اقلیم بالایم سر عالم نمیدارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۹ — نه آن بیبهره دلدارم که از دلدار بگریزم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۸ — همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۹ — بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۸ — دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۰ — اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۴ — بگفتم عذر با دلبر که بیگه بود و ترسیدم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۵ — دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۱ — بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۳ — تو تا دوری ز من جانا چنین بیجان همیگردم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۶ — چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۲ — طواف حاجیان دارم به گرد یار میگردم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۱ — مرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۲ — تو خود دانی که من بیتو عدم باشم عدم باشم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۴ — چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۷ — چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۶ — تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۰ — بنه ای سبز خنگ من فراز آسمانها سم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۸ — ندارد پای عشق او دل بیدست و بیپایم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۱ — بنه ای سبز خنگ من فراز آسمانها سم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۳ — من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۰ — نهادم پای در عشقی که بر عشاق سر باشم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۵ — به گرد دل همیگردی چه خواهی کرد میدانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۹ — من این ایوان نه تو را نمیدانم نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۴ — ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۸ — در مجلس آن رستم در عربده بنشستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۵ — من دلق گرو کردم عریان خراباتم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۷ — رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۲ — زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۶ — گر بیدل و بیدستم وز عشق تو پابستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۹ — زان می که ز بوی او شوریده و سرمستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۱ — گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۳ — بشستم تخته هستی سر عالم نمیدارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۲ — ساقی چو شه من بد بیش از دگران خوردم
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۰ — بستان قدح از دستم ای مست که من مستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۳ — در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۹ — تا عاشق آن یارم بیکارم و بر کارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۴ — گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۱ — پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۴ — سر برمزن از هستی تا راه نگردد گم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۰ — بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۶ — توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۳ — شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۷ — من خفته وشم اما بس آگه و بیدارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۵ — ای خواجه سلام علیک من عزم سفر دارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۲ — صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۵ — ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۸ — یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمیدارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۱ — مخمورم پرخواره اندازه نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۳ — بیایید بیایید به گلزار بگردیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۲ — دگربار دگربار ز زنجیر بجستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۴ — حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۶ — طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۸ — امروز خوشم با تو، جان تو و فردا هم
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۷ — از اول امروز چو آشفته و مستیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۰ — جانم به فدا بادا آن را که نمیگویم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۹ — بیخود شدهام لیکن بیخودتر از این خواهم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۷ — این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۵ — بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۶ — در عشق سلیمانی من همدم مرغانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۲ — چون در عدم آییم و سر از یار برآریم
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۱ — ما آتش عشقیم که در موم رسیدیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۳ — امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۹ — آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۵ — صبح است و صبوح است بر این بام برآییم
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۴ — بشکن قدح باده که امروز چنانیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۹ — ساقی ز پی عشق روان است روانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۷ — امروز چنانم که خر از بار ندانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۶ — چون آینه رازنما باشد جانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۸ — ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۰ — خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۸ — المنه لله که ز پیکار رهیدیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۲ — بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۶ — چه دیدم خواب شب کامروز مستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۱ — خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۴ — افتادم افتادم در آبی افتادم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۳ — ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۰ — از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۸ — بیا کز غیر تو بیزار گشتم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۵ — اگر تو نیستی در عاشقی خام
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۰ — چنان مست است از آن دم جان آدم
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۱ — منم فتنه هزاران فتنه زادم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۷ — به جان جمله مستان که مستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۹ — بیا کز عشق تو دیوانه گشتم
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۵ — یکی مطرب همیخواهم در این دم
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۷ — ایا یاری که در تو ناپدیدم
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۴ — حسودان را ز غم آزاد کردم
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۶ — همیشه من چنین مجنون نبودم
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۹ — سفر کردم به هر شهری دویدم
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۰ — اگر عشقت به جای جان ندارم
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۸ — سفر کردم به هر شهری دویدم
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۱ — بیا ای آنک بردی تو قرارم
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۲ — گهی در گیرم و گه بام گیرم
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۳ — اگر سرمست اگر مخمور باشم
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۳ — غلامم خواجه را آزاد کردم
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۲ — ز زندان خلق را آزاد کردم
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۲ — ورا خواهم دگر یاری نخواهم
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۵ — چه نزدیک است جان تو به جانم
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۶ — چه نزدیک است جان تو به جانم
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۸ — من آن ماهم که اندر لامکانم
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۳ — نه آن شیرم که با دشمن برآیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۱ — من از عالم تو را تنها گزینم
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۹ — بیا کامروز بیرون از جهانم
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۴ — چو آب آهسته زیر که درآیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۴ — خداوندا مده آن یار را غم
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۵ — ز قند یار تا شاخی نخایم
- غزل شمارهٔ ۱۵۱۷ — مرا گویی کهرایی؟ من چه دانم
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۰ — مرا پرسی که چونی؟ بین که چونم
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۸ — به پیش باد تو ما همچو گردیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۰ — من و تو دوش شب بیدار بودیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۱ — بیا کامروز شَه را ما شکاریم
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۷ — بیا کامروز گرد یار گردیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۹ — شب دوشینه ما بیدار بودیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۳ — بیا امروز ما مهمان میریم
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۴ — بیا ما چند کس با هم بسازیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۲ — بیا تا عاشقی از سر بگیریم
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۶ — میان ما درآ ما عاشقانیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۷ — چرا شاید چو ما شه زادگانیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۶ — از آن باده ندانم، چون فنایم
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۵ — بیا تا قدرِ یکدیگر بدانیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۷ — من با تو حدیث بیزبان گویم
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۹ — مگردان روی خود ای دیده رویم
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۴ — مرا گویی چه سانی من چه دانم
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۵ — شراب شیره انگور خواهم
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۶ — رفتم تصدیع از جهان بردم
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۳ — کجایی ساقیا؟ در ده مدامم
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۹ — زنهار مرا مگو که پیرم
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۸ — روی تو چو نوبهار دیدم
- غزل شمارهٔ ۱۵۳۸ — بر آن بودم که فرهنگی بجویم
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۰ — بیا با هم سخن از جان بگوییم
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۱ — مرا خواندی ز در تو خستی از بام
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۲ — چنان مستم چنان مستم من این دم
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۰ — گر از غم عشق عار داریم
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۱ — از اصل چو حورزاد باشیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۳ — ما صحبت همدگر گزینیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۲ — ما آفت جان عاشقانیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۵ — جز جانب دل به دل نیاییم
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۶ — ای برده نماز من ز هنگام
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۴ — چون ذره به رقص اندرآییم
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۷ — یا رب توبه چرا شکستم
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۹ — من دوش به تازه عهد کردم
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۰ — تا عشق تو سوخت همچو عودم
- غزل شمارهٔ ۱۵۵۸ — دانی کامروز از چه زردم
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۱ — تا چهره آن یگانه دیدم
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۱ — در عشق قدیم سال خوردیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۰ — آن عشرت نو که برگرفتیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۶ — تا با تو قرین شدهست جانم
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۸ — ای جان لطیف و ای جهانم
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۹ — ناآمده سیل تر شدستیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۷ — امروز مرا چه شد چه دانم
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۲ — گر گمشدگان روزگاریم
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۴ — روزی که گذر کنی به گورم
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۳ — من اشتر مست شهریارم
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۵ — ای دشمن روزه و نمازم
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۲ — گر ناز تو را به گفت نارم
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۳ — ما عاشق و بیدل و فقیریم
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۵ — ما شاخ گلیم نی گیاهیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۶ — ما زنده به نور کبریاییم
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۰ — تا دلبر خویش را نبینیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۱ — گر به خوبی می بلافد لا نسلم لا نسلم
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۴ — نی سیم و نه زر نه مال خواهیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۷ — امروز نیم ملول شادم
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۲ — هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۴ — هر که گوید کان چراغ دیدهها را دیدهام
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۸ — من جز احد صمد نخواهم
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۹ — ما آب دریم ما چه دانیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۳ — می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۵ — ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۲ — نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۱ — وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۹ — چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۷ — عشوه دادستی که من در بیوفایی نیستم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۰ — چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۵ — سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۸ — من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۴ — ایها العشاق آتش گشته چون استارهایم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۳ — روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۶ — چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۶ — خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۷ — این چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۹ — چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۸ — ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۱ — بار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۰ — از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۳ — چونک در باغت به زیر سایه طوبیستم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۴ — بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۶ — هله دوشت یله کردم شب دوشت یله کردم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۵ — بزن آن پرده نوشین که من از نوش تو مستم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۹ — چو یکی ساغر مردی ز خم یار برآرم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۷ — ز فلک قوت بگیرم دهن از لوت ببندم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۸ — چه کسام من؟ چه کسام من؟ که بسی وسوسهمندم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۲ — می بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیام
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۸ — علم عشق برآمد برهانم ز زحیرم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۱ — مکن ای دوست غریبم، سر سودای تو دارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۳ — به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۵ — من اگر دست زنانم نه من از دستِ زنانم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۶ — ز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۴ — بزن آن پرده دوشین که من امروز خموشم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۷ — بت بینقش و نگارم جز تو من یار ندارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۲ — منم آن کس که نبینم بزنم فاخته گیرم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۹ — تو گواه باش خواجه که ز توبه توبه کردم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۰ — منم آن عاشق عشقت که جز این کار ندارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۰ — هوسی است در سر من که سر بشر ندارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۱ — چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۵ — دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۶ — فلکا بگو که تا کی گلههای یار گویم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۷ — نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۲ — تو ز من ملول گشتی که من از تو ناشتابم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۴ — خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۸ — دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۰ — گر مرا خار زند آن گل خندان بکشم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۲ — هله رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۳ — در فروبند که ما عاشق این انجمنیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۱ — در فروبند که ما عاشق این میکدهایم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۳ — هذیان که گفت دشمن به درون دل شنیدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۹ — دل چه خوردهست عجب دوش که من مخمورم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۵ — دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۴ — عقل گوید که من او را به زبان بفریبم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۸ — مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۹ — ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۶ — از بت باخبر من خبری می رسدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۰ — گر تو خواهی که تو را بیکس و تنها نکنم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۱ — من چو در گور درون خفته همیفرسایم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۲ — ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۷ — منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۴ — جز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۳ — چند خسپیم صبوح است صلا برخیزیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۵ — گر تو مستی بر ما آی که ما مستانیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۶ — روز آن است که ما خویش بر آن یار زنیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۸ — ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۷ — روز شادی است بیا تا همگان یار شویم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۰ — خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۶ — هم بهدرد این درد را درمان کنم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۱ — ما سر و پنجه و قوت نه از این جان داریم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۴ — تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۹ — وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۷ — می رسد بوی جگر از دو لبم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۵ — دوش می گفت جانم کی سپهر معظم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۲ — ای دریغا که شب آمد همه از هم ببریم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۳ — من از این خانه پرنور به در می نروم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۹ — دست من گیر ای پسر خوش نیستم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۱ — سالکان راه را محرم شدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۵ — عاشقی بر من پریشانت کنم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۲ — بوی آن خوب ختن می آیدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۴ — می شناسد پرده جان آن صنم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۳ — نو به نو هر روز باری می کشم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۶ — گفتهای من یار دیگر می کنم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۸ — عاشقم از عاشقان نگریختم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۸ — من به سوی باغ و گلشن می روم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۷ — من ز وصلت چون به هجران می روم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۰ — ای گزیده یار چونت یافتم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۹ — آتشی نو در وجود اندرزدیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۲ — روز باران است و ما جو می کنیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۹ — من اگر مستم اگر هشیارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۶ — عاقبت ای جانفزا نشکیفتم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۷ — یک دمی خوش چو گلستان کندم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۸ — من اگر نالم اگر عذر آرم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۱ — من از این خانه به در می نروم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۵ — دوش عشق شمس دین می باختیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۰ — ما به خرمنگاه جان بازآمدیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۰ — من اگر پرغم اگر شادانم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۳ — امشب ای دلدار مهمان توییم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۱ — گر دم از شادی وگر از غم زنیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۴ — ما ز بالاییم و بالا میرویم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۳ — من که حیران ز ملاقات توام
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۵ — ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۲ — من اگر پرغم اگر خندانم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۷ — گر جان منکرانت شد خصم جان مستم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۴ — من از این خانه به در می نروم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۲ — یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۰ — اندر دو کون جانا بیتو طرب ندیدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۹ — صد بار مردم ای جان وین را بیازمودم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۸ — رفتم ز دست خود من در بیخودی فتادم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۱ — خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۳ — من پاکباز عشقم تخم غرض نکارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۶ — گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۹ — دل را ز من بپوشی یعنی که من ندانم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۶ — ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۱ — آوازه جمالت از جان خود شنیدیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۵ — پیش چنین جمال جان بخش چون نمیرم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۰ — عالم گرفت نورم بنگر به چشمهایم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۷ — آری ستیزه می کن تا من همیستیزم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۸ — ای توبهام شکسته از تو کجا گریزم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۳ — من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۲ — درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۵ — از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۴ — اشکم دهل شدهست از این جام دم به دم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۴ — بازآمدم خرامان تا پیش تو بمیرم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۹ — ما قحطیان تشنه و بسیارخوارهایم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۷ — چیزی مگو که گنج نهانی خریدهام
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۱ — بگشای چشم خود که از آن چشم روشنیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۴ — چند روی بیخبر آخر بنگر به بام
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۰ — با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۲ — ما در جهان موافقت کس نمیکنیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۳ — خیزید عاشقان که سوی آسمان رویم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۵ — هر کی بمیرد شود دشمن او دوستکام
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۶ — امشب جان را ببر از تن چاکر تمام
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۸ — ای گوش من گرفته توی چشم روشنم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۷ — لولیکان تویم در بگشا ای صنم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۶ — برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۹ — پیشتر آ می لبا تا همه شیدا شویم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۲ — بدار دست ز ریشم که بادهای خوردم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۱ — خوش سوی ما آ دمی ز آنچ که ما هم خوشیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۴ — همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۰ — بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۷ — به غم فرونروم باز سوی یار روم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۸ — مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۸ — ای تو ترش کرده رو تا که بترسانیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۳ — نیَم ز کار تو فارغ، همیشه در کارم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۵ — نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۶ — بیار باده که دیر است در خمار توام
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۹ — اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۱ — اگر زمین و فلک را پر از سلام کنیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۰ — چه روز باشد کاین جسم و رسم بنوردیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۵ — به گوش من برسانید هجر تلخ پیام
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۶ — به گرد تو چو نگردم به گرد خود گردم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۳ — به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۴ — سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۰ — خوشی خوشی تو ولی من هزار چندانم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۸ — به گوشهای بروم گوش آن قدح گیرم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۹ — زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۱ — به کوی عشق تو من نامدم که بازروم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۷ — بیار باده که اندر خمار خمارم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۲ — به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۴ — بیار مطرب بر ما کریم باش کریم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۱ — تشنهٔ خویش کن مده آبم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۹ — گه چرخ زنان همچون فلکم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۸ — می گریزد از ما و ما قوامش داریم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۷ — اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۵ — فضول گشتهام امروز جنگ میجویم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۳ — آمدم باز تا چنان گردم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۶ — بر آن شدهست دلم کآتشی بگیرانم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۲ — ببسته است پری نهانیی پایم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۲ — کون خر را نظام دین گفتم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۰ — تلخی نکند شیرینذقنم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۳ — اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۶ — تا به جان مست عشق آن یارم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۷ — همتم شد بلند و تدبیرم
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۱ — ما همه از الست همدستیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۵ — در طریقت دو صد کمین دارم
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۰ — به خدایی که در ازل بودهست
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۲ — آمدستیم تا چنان گردیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۳ — ما که باده ز دست یار خوریم
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۴ — ناله بلبل بهار کنیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۴ — آتشی از تو در دهان دارم
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۵ — عاشق روی جان فزای توییم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۸ — در وصالت چه را بیاموزم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۹ — اه چه بیرنگ و بینشان که منم
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۶ — خیز تا فتنهای برانگیزیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۸ — چند قبا بر قد دل دوختم
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۴ — ما به تماشای تو بازآمدیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۰ — آمد سرمست سحر دلبرم
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۲ — چند گهی فاتحهخوانت کنم
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۹ — ای دل صافی دم ثابت قدم
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۵ — گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۷ — انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۳ — بار دگر جانب یار آمدیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۱ — شد ز غمت خانهٔ سودا دلم
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۶ — منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادم
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۷ — تو چه دانی که ما چه مرغانیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۹ — اتیناکم اتیناکم فحیونا نحییکم
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۱ — قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکم
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۲ — ظننتم ایا عذال ان قد عدلتم
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۰ — اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۸ — رحت انا من بینکم غبت کذا من عینکم
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۴ — علی اهل نجد الثنا و سلام
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۳ — فان وفق الله الکریم وصالکم
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۵ — بیا بیا دلدار من دلدار من
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۷ — گر آخر آمد عشق تو گردد ز اولها فزون
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۶ — دزدیده چون جان میروی اندر میانِ جانِ من
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۸ — تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۹ — ای عاشقان! ای عاشقان! هنگام کوچ است از جهان
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۰ — هذا رشاد الکافرین هذا جزاء الصابرین
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۹ — در غیب پر، این سو مپر ای طایر چالاک من
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۶ — دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۵ — هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۱ — آن شاخ خشک است و سیههان ای صبا بر وی مزن
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۴ — ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۳ — این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقین
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۱ — بویی همیآید مرا، مانا که باشد یار من
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۸ — ای یار من، ای یار من، ای یار بیزنهار من
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۷ — ای دل شکایتها مکن تا نشنود دلدار من
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۲ — این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۰ — دلدار من در باغ دی میگشت و میگفت ای چمن
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۱ — خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۹ — بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۷ — ای بس که از آواز دش واماندهام زین راه من
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۸ — با آنک از پیوستگی من عشق گشتم عشق من
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۲ — ای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بین
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۳ — کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۳ — بخت نگار و چشم من هر دو نخسبد در زمن
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۲ — چندان بگردم گرد دل کز گردش بسیار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۴ — با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمن
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۰ — من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردمان
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۶ — آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۵ — پوشیده چون جان میروی، اندر میان جانِ من
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۹ — کافرم ار در دو جهان عشق بود خوشتر از این
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۴ — عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۵ — من خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشان
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۶ — آینهای بزدایم از جهت منظر من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۲ — ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۰ — هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۴ — سیر نمیشوم ز تو ای مه جان فزای من
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۸ — قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۷ — قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۱ — آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۳ — سیر نمیشوم ز تو نیست جز این گناه من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۵ — من طربم طرب منم زهره زند نوای من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۸ — باز نگار می کشد چون شتران مهار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۲ — مانده شدهست گوش من از پی انتظار آن
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۰ — تا تو حریف من شدی ای مه دلستان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۳ — آمدهام به عذر تو ای طرب و قرار جان
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۴ — عید نمای عید را ای تو هلال عید من
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۱ — رازِ تو فاش میکنم صبر نماند بیش از این
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۶ — باز بهار می کشد زندگی از بهار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۶ — هر کِی ز حور پرسدت، رخ بنما که «همچنین»
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۷ — یا رب من بدانمیچیست مراد یار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۵ — گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۹ — گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۷ — دوش چه خوردهای دلا؟ راست بگو نهان مکن
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۹ — چرا کوشد مسلمان در مسلمان را فریبیدن
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۲ — چهره شرمگین تو بستد شرمگان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۱ — تا چه خیال بستهای ای بت بدگمان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۸ — چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی من
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۴ — مرا در دل همیآید که من دل را کنم قربان
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۳ — دوش چه خوردهای دلا راست بگو نهان مکن
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۰ — مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۸ — چه باشد پیشه عاشق به جز دیوانگی کردن
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۶ — حرام است ای مسلمانان از این خانه برون رفتن
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۹ — واقعهای بدیدهام لایق لطف و آفرین
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۵ — عدو توبه و صبرم مرا امروز ناگاهان
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۷ — خرامان میروی در دل، چراغافروز جان و تن
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۳ — چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۲ — چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم من
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۶ — مرا هر دم همیگویی که برگو قطعه شیرین
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۹ — منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۸ — چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۷ — توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۴ — چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۰ — چراغ عالم افروزم نمیتابد چنین روشن
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۱ — نشانیهاست در چشمش نشانش کن نشانش کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۱ — ای قاعده مستان در همدگر افتادن
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۰ — الا ای باد شبگیرم بیار اخبار شمس الدین
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۵ — چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۴ — در پرده دل بنگر صد دختر آبستان
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۳ — دانی که کجا جویی ما را به گه جستن
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۲ — چون چنگ شدم جانا آن چنگ تو دروا کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۵ — ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۰ — ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندان
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۷ — ای جانک من چونی یک بوسه به چند ای جان
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۶ — ای کار من از تو زر ای سیمبر مستان
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۳ — ای سنجق نصرالله وی مشعله یاسین
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۱ — دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۲ — ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوان
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۹ — رو مذهب عاشق را برعکس روشها دان
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۸ — دروازه هستی را جز ذوق مدان ای جان
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۴ — از آتش روی خود اندر دلم آتش زن
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۸ — من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۷ — ای دل چو نمیگردد در شرح زبان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۳ — بی او نتوان رفتن بیاو نتوان گفتن
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۰ — در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۲ — آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۴ — آن ساعد سیمین را در گردن ما افکن
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۹ — آرایش باغ آمد این روی چه روی است این
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۱ — از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۶ — بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۵ — ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۵ — ای سرده صد سودا دستار چنین می کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۲ — هر شب که بود قاعده سفره نهادن
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۶ — نی نی به از این باید با دوست وفا کردن
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۹ — دل دل دل تو دل مرا مرنجان
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۷ — گرت هست سر ما سر و ریش بجنبان
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۸ — بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۰ — با روی تو کفر است به معنی نگریدن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۴ — گر زانک ملولی ز من ای فتنه حوران
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۷ — در این دم همدمی آمد خمش کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۳ — صد گوش نوم باز شد از راز شنودن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۵ — بفریفتیم دوش و پرندوش به دستان
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۱ — ما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۶ — نشاید از تو چندین جور کردن
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۸ — نتانی آمدن این راه با من
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۹ — دل خون خواره را یک باره بستان
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۷ — گر این جا حاضری سر همچنین کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۰ — بیا ای مونس جانهای مستان
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۲ — چرا منکر شدی ای میر کوران
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۵ — اگر تو عاشقی غم را رها کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۱ — ز زخم دف کفم بدرید ای جان
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۶ — تو نقد قلب را از زر برون کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۳ — شنیدی تو که خط آمد ز خاقان
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۸ — ندا آمد به جان از چرخ پروین
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۴ — کجا خواهی ز چنگ ما پریدن
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۹ — دل معشوق سوزیده است بر من
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۷ — چو بربندند ناگاهت زنخدان
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۶ — برآ بر بام و اکنون ماه نو بین
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۵ — برو ای دل به سوی دلبر من
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۹ — عشق است بر آسمان پریدن
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۸ — فرود آ تو ز مرکب بار میبین
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۱ — ای ساقی و دستگیر مستان
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۰ — دیر آمدهای مرو شتابان
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۳ — به باغ آییم فردا جمله یاران
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۰ — تو هر جزو جهان را بر گذر بین
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۴ — اگر خواهی مرا می در هوا کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۲ — بیا ساقی می ما را بگردان
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۱ — تو را پندی دهم ای طالب دین
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۹ — ای عربده کرده دوش با من
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۳ — ای روی مه تو شاد خندان
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۶ — مال است و زر است مکسب تن
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۵ — بازآمد آستین فشانان
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۸ — ای دوست عتاب را رها کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۴ — ای روی تو نوبهار خندان
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۰ — امروز تو خوشتری و یا من
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۳ — برخیز و صبوح را برنجان
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۷ — وقت آمد توبه را شکستن
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۱ — عقل از کف عشق خورد افیون
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۲ — ای دشمن عقل و جان شیرین
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۲ — ما شادتریم یا تو ای جان
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۵ — دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۶ — عاشقان نالان چو نای و عشق همچون نای زن
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ — هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۱ — مهرهای از جان ربودم بیدهان و بیدهان
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۹ — می پرد این مرغ دیگر در جنان عاشقان
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۸ — نازنینی را رها کن با شهان نازنین
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۵ — هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار من
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۳ — می گزید او آستین را شرمگین در آمدن
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۲ — من ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهان
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۴ — چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۴ — از ما مرو ای چراغ روشن
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۰ — ای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنان
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۲ — هست ما را هر زمانی از نگار راستین
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۷ — سوی بیماران خود شد شاه مه رویان من
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۰ — بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست این
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۱ — ای برادر تو چه مرغی خویشتن را بازبین
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۹ — آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۳ — هر صبوحی ارغنونها را برنجان همچنین
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۶ — سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۷ — هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۵ — ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۶ — کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۸ — بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۴ — عیشهاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقان
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۸ — ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزن
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۰ — آفتابا بار دیگر خانه را پرنور کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۱ — نوبهارا جان مایی جانها را تازه کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۴ — شمس دین بر یوسفان و نازنینان نازنین
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۳ — پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۹ — روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۲ — یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۸ — ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۵ — در میان ظلمت جان تو نور چیست آن
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۶ — جام پر کن ساقیا آتش بزن اندر غمان
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۹ — از بدیها آن چه گویم هست قصدم خویشتن
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۷ — ای تو را گردن زده آن تسخرت بر گرد نان
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۲ — عاشقا دو چشم بگشا چارجو در خود ببین
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۰ — مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زن
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۵ — عشق شمس الدین است یا نور کف موسی است آن
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۳ — موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چین
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۶ — عشق شمس حق و دین کان گوهر کانی است آن
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۷ — در ستایشهای شمس الدین نباشم مفتتن
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۹ — عاشقان را مژدهای از سرفراز راستین
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۴ — ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۰ — یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۱ — مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۸ — ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف من
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۱ — از دخول هر غری افسردهای در کار من
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۲ — گلسن بنده ستایک غرضم یق اشد رسن
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۴ — بده آن مرد ترش را قدحی ای شه شیرین
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۵ — صنما بیار باده بنشان خمار مستان
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۳ — به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۸ — چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبان
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۷ — هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۰ — جان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطن
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۲ — خوی با ما کن و با بیخبران خوی مکن
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۶ — صنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۳ — هیچ باشد که رسد آن شکر و پسته من
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۹ — جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۱ — همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۲ — تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۱ — دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر من
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۸ — به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۴ — بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۳ — همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۵ — اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشان
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۵ — چه نشستی دور چون بیگانگان