نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۶ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا حلوا هوس کردست حلوا

میفکن وعده حلوا به فردا

دل و جانم بدان حلواست پیوست

که صوفی را صفا آرد نه صفرا

زهی حلوای گرم و چرب و شیرین

که هر دم می‌رسد بویش ز بالا

دهانی بسته حلوا خور چو انجیر

ز دل خور هیچ دست و لب میالا

از آن دستست این حلوا از آن دست

بخور زان دست ای بی‌دست و بی‌پا

دمی با مصطفا و کاسه باشیم

که او می خورد از آن جا شیر و خرما

از آن خرما که مریم را ندا کرد

کلی و اشربی و قری عینا

دلیل آنک زاده عقل کلیم

ندایش می‌رسد کای جان بابا

همی‌خواند که فرزندان بیایید

که خوان آراسته‌ست و یار تنها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

بیت‌هایی که بیان شده، به حس گرسنگی و اشتیاق به حلوا اشاره دارد. شاعر در این اشعار به لذت و شیرینی حلوا پرداخته و آن را به عنوان نماد صفا و لطافت معرفی می‌کند. او همچنین به ارتباط معنوی و روحانی با شخصیتی مانند پیامبر (مصطفی) اشاره می‌کند، که از سفره‌ای نعمت‌بار می‌خورد. این پیام به‌نوعی دعوت به پیوستن به جمعی خاص و بهره‌مندی از نعمت‌ها است، همراه با یادآوری اینکه باید به استقبال فرصتی که برای نزدیکی به الهی فراهم شده، رفت.