نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۸۳ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر

هله کز جنبش ساقی بدود باده به سر بر

بدود روح پیاده سر گنجینه گشاده

رخ چون زهره نهاده غلطی روی قمر بر

هله منشین و میاسا بهل این صبر و مواسا

بگزین جهد و مقاسا که چو دیکم به شرر بر

اگرم عشوه پرستی سر هر راه نبستی

شب من روز شدستی زده رایت به سحر بر

هله برجه هله برجه که ز خورشید سفر به

قدم از خانه به در نه همگان را به سفر بر

سفر راه نهان کن سفر از جسم به جان کن

ز فرات آب روان کن بزن آن آب خضر بر

دم بلبل چو شنیدی سوی گلزار دویدی

چو بدان باغ رسیدی بدو اکنون به شجر بر

به شجر بر هله برگو مثل فاخته کوکو

که طلبکار بدین خو نزند کف به خبر بر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن حاکی از دعوت به شادی و حرکت است. شاعر از شنونده می‌خواهد که با شتاب و شوق، به سوی لذت‌های زندگی بشتابد و از حال لذت ببرد. او اشاره می‌کند که صبر و تحمل لازم نیست و باید از فرصت‌ها بهره برد. همچنین اشاره‌ای به سفر روحی و معنوی دارد و می‌گوید انسان باید به دنبال حقیقت و زیبایی‌ها باشد، همان‌طور که بلبل به گلزار می‌شتابد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که در جستجوی عشق و زیبایی، باید به دقت و حسرت نگریست و از زندگی لذت برد.