نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۸۶ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوتر

هله کز جنبش تو کار همه نیکوتر

بدوان از پی مردان بنگر از چپ و راست

جسته از سنگ ستاره ز قمر مه روتر

یک به یک پیش تو آیند چو از جا بروی

همچو من بسته کمرها ز شکر خوش خوتر

در گلشن بگشاید ز درون صورت عشق

صورتش چون گل سرخ از گل تر خوش بوتر

عشق داوود شود آهن از او نرم شود

شیر آهو شود آن جا و از او آهوتر

هر یکی ذره شود عیسی و عیسی نفسی

مرگ جان‌بخش شود بلک ز جان دلجوتر

اندر آن حال اگر ماه ببوسد لب تو

گوییش خیز برو از بر ما آن سوتر

دل من پرسخنست ار چه دهان بربستم

تا بگوید خردی کوست ز ما خوشگوتر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و جذابیت زیبایی‌های آن می‌پردازد. شاعر به توصیف حالت‌های شادی و تحولاتی که عشق در دل و جان انسان ایجاد می‌کند، اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که عشق می‌تواند انسان را به شکل‌های زیباتر و نیکوتر تبدیل کند و احساسات والایی را در وجود او بیدار کند. در این متن، عاشق با عشق خود به شکوفایی و زیبایی می‌رسد و اشاراتی به ارتباطات عمیق انسانی و تجلیات عشق دارند. در نهایت، شاعر تاکید می‌کند که حتی در سکوت، عشق و زیبایی‌ها خود را بیان می‌کنند.