غزل شمارهٔ ۱۱۰۳ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
رفتم آن جا مست و گفتم ای نگار
چون مرا دیوانه کردی گوش دار
گفت بنگر گوش من در حلقهایست
بسته ی آن حلقه شو چون گوشوار
زود بردم دست سوی حلقهاش
دست بر من زد که دست از من بدار
اندر این حلقه تو آنگه رَه بری
کز صفا دُرّی شوی تو شاهوار
حلقه ی زرین من وانگه شبه
کی رود بر چرخ عیسی با حمار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان احساسات خود دربارهٔ عشق میپردازد. او به محبوبش میگوید که وقتی دلبستهاش شد، باید مراقب او باشد. محبوب در پاسخ میگوید که گوشش در حلقهای قرار دارد و او باید به آن حلقه ملحق شود. شاعر تلاش میکند تا به حلقه محبوب نزدیک شود، اما محبوب از او میخواهد که دست از او بردارد. در انتها، شاعر اشاره میکند که از طریق این حلقه میتواند به مقام بلندی دست یابد، و از زیبایی حلقهٔ زرین محبوب سخن میگوید.