نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۰۴ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

باز شد در عاشقی بابی دگر

بر جمال یوسفی تابی دگر

مژده بیداران راه عشق را

آنک دیدم دوش من خوابی دگر

ساخته شد از برای طالبان

غیر این اسباب اسبابی دگر

ابرها گر می‌نبارد نقد شد

از برای زندگی آبی دگر

یارکان سرکش شدند و حق بداد

غیر این اصحاب اصحابی دگر

سبزه زار عشق را معمور کرد

عاشقان را دشت و دولابی دگر

وین جگرهایی که بد پرزخم عشق

شد درآویزان به قلابی دگر

عشق اگر بدنام گردد غم مخور

عشق دارد نام و القابی دگر

کفشگر گر خشم گیرد چاره شد

صوفیان را نعل و قبقابی دگر

گر نداند حرف صوفی دان که هست

دردهای عشق را بابی دگر

از هوای شمس دین آموختم

جانب تبریز آدابی دگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با لحن عاشقانه و معانی عمیق به بررسی عشق و تحولات آن می‌پردازد. شاعر از احساسات جدید و زیبایی‌های عشق می‌گوید که به وجود آمده و راه‌های جدیدی برای عشق‌ورزی خلق کرده است. در این مسیر، او به طعنه به کسانی می‌گوید که ممکن است عشق را بی‌نام و نشان بدانند، در حالی که عشق همیشه حامل معانی و ویژگی‌های خاص خود است. همچنین او به نقش یاران و دوستان در این سفر عاطفی اشاره می‌کند و به یادگیری‌هایی که از عشق و استادانش به دست آورده، می‌پردازد. به طور کلی، شعر انتقال‌دهنده‌ی این پیام است که عشق همچنان نو است و هر بار با چهره‌ای تازه ظاهر می‌شود.