نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۶ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای سخت گرفته جادوی را

شیری بنموده آهوی را

از سحر تو احولست دیده

در دیده نهاده‌ای دوی را

بنموده‌ای از ترنج آلو

کی یافت ترنج آلوی را

سحر تو نمود بره را گرگ

بنموده ز گندمی جوی را

منشور بقا نموده سحرت

طومار خیال منطوی را

پر باد هدایتست ریشش

از سحر تو جاهل غوی را

سوفسطاییم کرد سحرت

ای ترک نموده هندوی را

چون پشه نموده وقت پیکار

پیلان تهمتن قوی را

تا جنگ کنند و راست آرند

تقدیر و قضای مستوی را

سوفسطایی مشو خمش کن

بگشای زبان معنوی را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی تأثیر جادو و سحر بر د دنیای پیرامون می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری گوناگون نشان می‌دهد که چگونه سحر می‌تواند واقعیت‌ها را تغییر دهد و دگرگون کند. او به تضادها و واقعیت‌های عجیب اشاره می‌کند که تحت تأثیر سحر رخ می‌دهد، از جمله تبدیل شیر به آهو و گرگ به بره. شاعر همچنین به قدرت سحر در تغییر امور و تأثیر آن بر زندگی مردم اشاره می‌کند و از خواننده دعوت می‌کند که به جادو و سحر به عنوان ابزاری برای تغییر و دگرگونی عمیق‌تر نگاه کند. در نهایت، او می‌خواهد که زبان معنوی و درک عمیق‌تری از این مفاهیم گشوده شود.