غزل شمارهٔ ۱۱۶۹ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
هست کسی صافی و زیبانظر
تا بکند جانب بالا نظر
هست کسی پاک از این آب و گل
تا بکند جانب دریا نظر
پا بنهد بر کمر کوه قاف
تا بزند بر پر عنقا نظر
تا که نظر مست شود ز آفتاب
تا بشود بیسر و بیپا نظر
هست کسی را مدد از نور عشق
تا فتدش جمله بدان جا نظر
آب هم از آب مصفا شود
هم ز نظر یابد بینا نظر
جمله نظر شو که به درگاه حق
راه نیابد مگر الا نظر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به جستجوی انسانهای پاک و زیبا از نظر روحانی اشاره دارد. شاعر از وجود افرادی صحبت میکند که میتوانند به بالا و دریا نظر کنند، یعنی به معانی و جنبههای عالی زندگی دست یابند. این افراد با عشق و نور الهی هدایت میشوند و میتوانند به حقیقت و وجود حق نزدیک شوند. در نهایت، شاعر بر اهمیت نظر و بصیرت اشاره میکند و میگوید که برای رسیدن به درگاه حق، تنها با نظر صحیح میتوان به آنجا رسید.