نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۱۰ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

نیست در آخرزمان فریادرس

جز صلاح الدین صلاح الدین و بس

گر ز سر سر او دانسته‌ای

دم فروکش تا نداند هیچ کس

سینه عاشق یکی آبیست خوش

جان‌ها بر آب او خاشاک و خس

چون ببینی روی او را دم مزن

کاندر آیینه زیان باشد نفس

از دل عاشق برآید آفتاب

نور گیرد عالمی از پیش و پس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زمان آخرالزمان اشاره می‌کند و به شخصیت صلاح‌الدین به عنوان تنها فریادرس در آن زمان اشاره دارد. شاعر می‌گوید اگر از سر صلاح‌الدین خبر دارید، سکوت کنید تا کسی متوجه نشود. همچنین به عشق و دل عاشق اشاره می‌کند که مانند آبی خوش‌طعم است و جان‌ها در کنار آن خاشاک و بی‌ارزش به نظر می‌رسند. شاعر توصیه می‌کند که از مشاهده روی معشوق دم نزنید، زیرا نفس می‌تواند زیان‌آور باشد. در نهایت، می‌گوید که از دل عاشق نور و روشنایی به دنیا می‌تابد و جهانی را روشنی می‌بخشد.