نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۲۶ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عاشقیّ و آن‌گَهانی نام و ننگ؟

او نشاید عشق را، دِه سنگْ سنگْ

گر ز هر چیزی بلَنگی دور شو

راهْ دور و سنگلاخ و لَنگْ لَنگ؟

مرگ اگر مرد است آید پیش من

تا کشم خوش در کنارش، تنگِ تنگ

من از او جانی بَرَم بی‌رنگ و بو

او ز من دَلقی ستانَد، رَنگْ رَنگ

جور و ظلم دوست را بر جان بِنِه

ور نخواهی پس صَلای جنگ، جنگ!

گر نمی‌خواهی تراش صیقلش

باش چون آیینه‌ی پُرزنگْ زنگ

دست را بر چشم خود نِه، گو به چَشم

چشم بگشا، خیره مَنگر! دَنگِ دَنگ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عشق و پیچیدگی‌های آن می‌پردازد. شاعر عشق را به سنگ و سختی تشبیه می‌کند و بیان می‌کند که اگر کسی از عشق دور شود، دچار مشکلات و دشواری‌های زیادی خواهد شد. او همچنین به مرگ اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر عشق واقعی وجود داشته باشد، هیچ چیزی نمی‌تواند موانع ایجاد کند. شاعر توصیه می‌کند که باید با وجود سختی‌ها و ظلم‌ها، به عشق ادامه داد و در نهایت به روشنایی و زیبایی دست یافت. او در پایان به بینش و آگاهی اشاره می‌کند و می‌گوید که باید به جای غفلت، به دقت نگاه کرد.