نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۲۴ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو آب آهسته زیر که درآیم

به ناگه خرمن که درربایم

چکم از ناودان من قطره قطره

چو طوفان من خراب صد سرایم

سرا چه‌بْوَد‌؟ فلک را برشکافم

ز بی‌صبری قیامت را نپایم

بلا را من علف بودم ز اول

ولیک اکنون بلاها را بلایم

ز حبس جا میابا دل رهایی

اگر من واقفم که من کجایم

سر نخلم ندانی کز چه سوی است

در این آب ار نگونت می‌نمایم

نه قلماشی است لیکن ماند آن را

نه هجو‌ی می‌کنم نی می‌ستایم

دم عشق است و عشق از لطفْ پنهان

ولی من از غلیظی‌ های هایم

مگو کُه را اگر آرد صدایی

که‌ای کُه نامدی‌، گفتی که آیم

تو او را گو که بانگِ کُه از او بود

زهی گویندهٔ بی‌منتهایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان احساسات و مفاهیم عمیق عاشقانه و وجودی می‌پردازد. او به کنایه از جریان آب استفاده می‌کند که آهسته و پیوسته به سمت هدف خود پیش می‌رود و در نهایت به ناگهان به اوج خود می‌رسد. شاعر با احساساتی پرشور در مورد بلاها و مشکلات در زندگی صحبت می‌کند و بیان می‌کند که از آن‌ها به نوعی سرشته است. همچنین، او از عشق و ناشناخته‌های آن سخن می‌گوید و به چالش‌های درک و ابراز آن اشاره می‌کند. در نهایت، او تأکید می‌کند که صدای دل او هرچند بی‌منت است، ولی سرشار از عمق و معنا است.