نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۷ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای هوس‌های دلم باری بیا رویی نما

ای مراد و حاصلم باری بیا رویی نما

مشکل و شوریده‌ام چون زلف تو چون زلف تو

ای گشاد مشکلم باری بیا رویی نما

از ره و منزل مگو دیگر مگو دیگر مگو

ای تو راه و منزلم باری بیا رویی نما

درربودی از زمین یک مشت گل یک مشت گل

در میان آن گلم باری بیا رویی نما

تا ز نیکی وز بدی من واقفم من واقفم

از جمالت غافلم باری بیا رویی نما

تا نسوزد عقل من در عشق تو در عشق تو

غافلم نی عاقلم باری بیا رویی نما

شه صلاح الدین که تو هم حاضری هم غایبی

ای عجوبه واصلم باری بیا رویی نما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و آرزویی است که شاعر دارد. او به عشق خود اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که خود را به او نشان دهد. شاعر از مشکلات و احساسات درونی‌اش می‌گوید و به زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند. همچنین، او از واقعیت‌های زندگی و انحرافات عقلش در برابر عشقش سخن می‌گوید و در نهایت بر این نکته تأکید می‌کند که معشوق همواره در زندگی‌اش حضور دارد و او خواهان دیدن اوست.