نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۶۴ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

می شناسد پرده جان آن صنم

چون نداند پرده را صاحب حرم

چون ز پرده قصد عقل ما کند

تو فسون بر ما مخوان و برمدم

کس ندارد طاقت ما آن نفس

عاقل از ما می رمد دیوانه هم

آن چنان کردیم ما مجنون که دوش

ماه می انداخت از غیرت علم

پرده‌هایی می نوازد پرده در

تارهایی می زند بی‌زیر و بم

عقل و جان آن جا کند رقص الجمل

کو بدرد پرده شادی و غم

این نفس آن پرده را از سر گرفت

ما به سر رقصان چو بر کاغذ قلم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره رابطه انسان با عقل و احساسات است. شاعر به پرده‌ای اشاره می‌کند که نشان‌دهنده حالت روحی و روانی انسان است. او می‌گوید که تنها کسی که می‌تواند عمق احساسات و بی‌خبری را درک کند، کسی است که از پرده‌ی حرم مطلع است. احساسات و عقل در این شعر به‌صورت مجنون و عاقل به تصویر کشیده شده‌اند و بیانگر تلاطم‌های درونی فرد هستند. تلاش برای درک این احساسات و رقاصی در میان شادی و غم، نشان‌دهنده جستجوی حقیقت در درون انسان است. در نهایت، این ذکر از رقص بر کاغذ و قلم به نوعی بازی با کلمات و خیالات اشاره دارد.