نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۳۹ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم

مثال چنگ بود آدمی نه بیش و نه کم

چنانک گر شکم چنگ پر شود مثلا

نه ناله آید از آن چنگ پر نه زیر و نه بم

اگر ز روزه بسوزد دماغ و اشکم تو

ز سوز ناله برآید ز سینه‌ات هر دم

هزار پرده بسوزی به هر دمی زان سوز

هزار پایه برآری به همت و به قدم

شکم تهی شو و می نال همچو نی به نیاز

شکم تهی شو و اسرار گو به سان قلم

چو پر شود شکمت در زمان حشر آرد

به جای عقل تو شیطان به جای کعبه صنم

چو روزه داری اخلاق خوب جمع شوند

به پیش تو چو غلامان و چاکران و حشم

به روزه باش که آن خاتم سلیمان است

مده به دیو تو خاتم مزن تو ملک به هم

وگر ز کف تو شد ملک و لشکرت بگریخت

فرازآید لشکرت بر فراز علم

رسید مایده از آسمان به اهل صیام

به اهتمام دعاهای عیسی مریم

به روزه خوان کرم را تو منتظر می باش

از آنک خوان کرم به ز شوربای کلم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به زیبایی مفهوم روزه و اهمیت آن را بیان می‌کند. شاعر با تشبیه شکم به چنگ می‌گوید که هنگامی که شکم پر است، نمی‌توان صدای ناله و خواسته‌ها را احساس کرد. برعکس، وقتی شکم خالی باشد، شخص می‌تواند به نیازها و خواسته‌های درونی‌اش پی ببرد. سپس اشاره می‌کند که روزه‌داری به انسان اخلاق نیکو می‌آورد و باید از دنیا و متعلقات آن دوری کند. روزه به عنوان وسیله‌ای برای نزدیک شدن به خدا و دریافت نعمت‌های آسمانی معرفی می‌شود. در نهایت، شاعر بر اهمیت دعا و انتظار رحمت‌های الهی تأکید می‌کند.