نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۵۲ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

کون خر را نظام دین گفتم

پِشک را عنبر ثمین گفتم

اندر این آخُر جهان ز گزاف

بس چمن نام هر چمین گفتم

طوق بر گردن کَپی بستم

نام اعلا بر اسفلین گفتم

عجز خواهید روح را که ز عجز

صفت روح بهر طین گفتم

حِلیهٔ آدم و خلیفهٔ حق

بهر ابلیس و هر لعین گفتم

زاغ را بلبل چمن خواندم

خار را سرو و یاسمین گفتم

دیو را جبرئیل کردم نام

ژاژ را حجّت مبین گفتم

ای دریغا که کان نفرین را

از طمع چند آفرین گفتم

از خری بوَد آن نبُد ز خِرد

که خر ماده را تکین گفتم

توبه کردم از این خطا گفتن

همه عمرم بس ار همین گفتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد و بازی با کلمات می‌پردازد و شاعر در آن به شکاف میان واقعیت و بیان اشاره می‌کند. او از مجموعه‌ای از معانی و صفات متضاد صحبت می‌کند و به هنجارها و باورهای اجتماعی می‌تازد. شاعر می‌گوید که به جای واقعیت‌ها، به طور معکوس نام‌ها و صفات را به چیزهای نادرست نسبت داده و در نهایت از این خطاهای خود ابراز ندامت می‌کند و به زندگی‌اش که پر از چنین اشتباهاتی بوده اشاره می‌کند. به عبارتی دیگر، او به ضعف‌ها و اشتباهات خود در دیدن و بیان حقیقت اعتراف می‌کند.